BREEDING CATLE - BIRDS & MARINES
 
پرورش دام ، طیور و آبزیان
     
 

پرورش دام

 
 
  • شرایط مساعد زیست محیطی ، توان پرورش و نگهداری 5/17 میلیون راس دام و 3/21 میلیون قطعه طیور را در استان خراسان بوجود آورده است . ازتعداد دام موجود ، 5/16 میلیون راس دام سبک (گوسفند و بز ) و 900 هزار راس دام سنگین ( گاو، شتر ، اسب و ... شامل دامهای بومی و اصلاح نژاد شده ) در 47500 واحد دامپروری اعم از صنعتی و سنتی نگهداری می شود . با توجه به کاهش میزان بارندگی از شمال به جنوب استان دمای هوا در این مسیر بشدت افزایش می یابد . اگر استان خراسان را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم کنیم به دلایل شرایط مطلوب زیست محیطی در نیمه شمالی ، بیشترین تراکم جمعیت دامی (77%) و انواع طیور (89%) در این منطقه می باشد . در حالی که نیمه جنوبی استان (شهرستانهای گناباد ، فردوس، قائن، خواف، نهبندان و بیرجند ) 23% دام و 11% طیور کل استان را به خود اختصاص داده است و تنها پرورش شتردرشهرستانهای طبس و نهبندان از درصد بالایی (بیش از90% ) برخوردار است . تولید سالانه 129 میلیون تن فرآورده های مختلف نظیر شیر، گوشت قرمز، مرغ وتخم مرغ وعسل امکان فعالیتها ی اقتصادی در بخش صنایع تبدیلی نظیر صنایع لبنی ، تولید خوراک دام و طیور ، کشتارگاههای صنعتی و سنتی ، پوست ، سالامبور و ... را فراهم آورده است . با اجرای سیاستهایی نظیر احیاء و اصلاح مراتع ، حفظ آبخیز داری و ... می توان به ظرفیت و توان موجود افزود و با بهره گیری از سایر استعدادها ، شرایط سرمایه گذاری و ارتقای سطح کمی و کیفی دامپروری را نیز در استان فراهم آورد .
  • جایگاه دامپروری استان به لحاظ مقایسه شاخصهای تولیدی آن با سایراستانهای کشور از موقعیت ممتازی برخورداراست به گونه ای که رتبه نخست تولید گوشت قرمز را با 2/15 % ، شیر99/8% ، مرغ43/8% ، تخم مرغ 1/24% ،و عسل 06/2% کشور را به خود اختصاص داده است .

واحدهای موجود ، تولیدات و صنایع وابسته

  • در حال حاضر واحدهای دامپروری استان حدود 3/1 میلیون تن فر آورده های مختلف دامی تولید می کنند .مقایسه تولیدات در فاصله زمانی سالهای 1357 تا 1375 بیانگر افزایش رشد چشمگیر این محصولات می باشد به طوری که در سال 1375 تولید شیر با 636هزار تن 97%، تولید گوشت قرمز با 3/144هزار تن 122% ، تولید مرغ با 6/45 هزار تن 5/46%و تولید تخم مرغ با 49 هزار تن 113% رشد را نسبت به تولیدات سال 1357 نشان میدهد .
 
 

واحدهای مهم دامداری

 
 

واحد گاو داری مزرعه نمونه :

  • این واحد دامداری بزرگترین واحد گاو داری استان است که زیر پوشش آستان قدس رضوی فعالیت می کند و دارا یبیش از 2000 راس دام می باشد و روزانه حدود 30 تن شیر تولید می کند . همچنین در بخش پروار بندی این واحد گوساله های نرپرورش داده می شودکه پس از رسیدن به وزن مطلوب به بازار مصرف عرضه می گردد.
  • واحد دامداری کنه بیست : این واحد با 1800 راس دام و تولید روزانه 14تن شیر زیر پوشش آستان قدس رضوی فعالیت می کند .
  • گاو داری شرکت کشت و صنعت و دامداری دشت نیشابور :این واحد در کیلومتر10 جاده نیشابور - مشهد قرار دارد که در حال حاضر با مجموع گله 1700 راس دام و تولید روزانه 14 تن شیر مهمترین و بزرگترین واحد تولیدی بخش خصوصی می باشد .
  • واحد دامداری قدس نیشابور : این دامداری در حومه شهرستان نیشابوربه سمت مشهد قرار دارد و با 1450 راس مجموع گله موجود روزانه 12تن شیر تولید می کند و زیر پوشش بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی فعالیت می کند .

واحدهای صنایع لبنی

  • با توجه به میزان بالا ی تولید شیر در استان در حال حاضر 47 محل جمع آوری شیر مجهز به 148 شیر سرد کن با ظرفیت جذب روزانه 5/367 تن شیر (سالانه 133هزار تن ) فعالیت می کنند و 24 واحد پنیرسازی به طور متوسط روزانه 250 تن شیر تولیدی را جذب و به فرآورده های لبنی تبدیل می کنند . میانگین ضریب تبدیل شیر به پنیر در استان 7 کیلو به یک کیلو است .سالانه 20 هزار تن پنیر ، 700تن کره، 865تن خامه تولید وبه بازار عرضه می شود .
  •  مهمترین واحدهای صنایع لبنی استان عبارتند از :

شیر منطقه ای خراسان:

  • این شرکت دولتی - در مشهد - بزرگترین واحد تولید فراورده های لبنی استان است که با جذب شیر سالانه بیش از 62هزار تن ، قابلیت جذب روزانه تا 400 تن شیر را دارد و هم اکنون با تولید روزانه 8/1تن پنیر سفید ، 8تن ماست ، 2تن کره ، 8تن خامه و همچنین ارائه 58 هزار تن شیر پاستوریزه خدمات رسانی به بازار عرضه میدارد .

شرکت سهامی خاص شیر و لبنیات پاستو ریزه مشهد :

  • این شرکت سالانه با ظرفیت عملی حدود 16 هزار تن جذب شیر ،روزانه 3تن پنیر،6تن ماست ، 300 کیلو گرم کره و 5/1 تن خامه تولید می کند . همچنین روزانه حدود 33تن شیر به صورت پاستوریزه به بازار عرضه می دارد .

کشتارگاهها

  • در حال حاضر 12 کشتارگاه صنعتی طیور با ظرفیت 280هزار قطعه در 2نوبت کاری ، 46 واحد غیر صنعتی و یک واحد صنعتی دام در مشهد فعالیت دارند . کشتارگاه صنعتی دام تنها واحد صنعتی کشتار دام در استان است که با ظرفیت ذبح روزانه به طور متوسط 4000 راس بزو گوسفند ، 250 راس گاو و 100 نفر شتر فعالیت می کند این مجتمع با مجموع 3هزار تن ظرفیت سر دخانه حدود 500 فرصت شغلی ایجاد کرده است .
 
 

پرورش طیور

 
 
  • بر اساس آمار موجود ، تعداد 1811 واحد مرغداری شامل 1541واحد مرغ گوشتی ، 3واحد مرغ مادر تخم گذار ، 5 واحد مرغ مادر گوشتی ،262 واحد مرغ تخم گذار با ظرفیت هر دوره در کل بالغ بر 30 میلیون قطعه در استان فعالیت می کنند . مقایسه تولیدات این بخش در سال 1375 نسبت به سال 1357 افزایش تولید مرغ 5/46% (6/45هزار تن) و تولید تخم مرغ 113% (49هزار تن ) را نشان می دهد .
  •  مهمترین مراکز پرورش طیور استان به شرح زیر است :

مرغ مادر گوشتی :

  • شرکت سیمرغ : این واحد از سال 1356 در کیلومتر 100 جاده مشهد - قوچان فعالیت خود را آغاز کرده است . ظرفیت اسمی آن 135 هزار قطعه است که در حال حاضر با تولید ماهانه یک میلیون قطعه جوجه یکروزه و تولید 900-800 تن تخم مرغ در ماه با 720 هزار مرغ تخم گذار ، از بزرگترین واحدهای مرغداری استان است که 84% سهام آن متعلق به بانکها و 16% آن متعلق به بخش خصوصی می باشد .

شرکت مرغدارن طوس :

  • ظرفیت این واحد 125 هزار قطعه مرغ مادراست که سالانه حدود 12 میلیون قطعه جوجه یکروزه گوشتی تولید می کند . این شرکت اولین واحد فعال در تولید جوجه یکروزه گوشتی است که از سال 1354 فعالیت خود را آغاز کرده است . محل استقرارآن کیلومتر 30 جاده مشهد - قوچان است و زیر پوشش سازمان اقتصادی کوثر (بنیاد شهید ) می باشد .
  • مجتمع مرغ مادر دیزباد : این مجتمع در کیلومتر 75 جاده مشهد - نیشابور قرار دارد که فعالیت خود را از سالهای 1363 با واگذاری به بانک کشاورزی شروع کرده و در حال حاضر با ظرفیت عملی 70 هزار مرغ مادر سالانه 5/5 میلیون جوجه گوشتی یک روزه به بازار عرضه می کند .
  • همچنین از سایر واحدهای فعال می توان به مجتمع تولیدی مرغ فریمان با 72 هزار مرغ موجود و حدود 5 میلیون جوجه تولیدی سالانه مجتمع تولیدی مرغ مادر جنوب خراسان در بیرجند و مجتمع تولید مرغ مادرجاجرمی سبزوار اشاره کرد .
  • مرغ مادر تخم گذار
  • 3واحد فعال در این زمینه با عنوان شرکتهای ((مرغک)) (( مشهد جوجه )) و(( گلبهار طوس))در استان فعالیت دارند .
  • شرکت مرغک : این شرکت در سال 1348 توسط بخش خصوصی راه اندازی شده و در سال 1361 به بنیاد مستضعفان و جانبازان و از سال 1363به واحد اقتصادی بنیاد شهید واگذار گردیده است . این شرکت در حومه مشهد (شاندیز و اخلمد) با مجموع 70 هزار مرغ مادر موجود ، تولید متوسط ماهانه 60 هزارتخم مرغ نطفه دار و ظرفیت جوجه کشی در مدت 21 روز 980 هزار قطعه فعالیت دارد .
 
 

پرورش آبزیان

 
 

تاریخچه پرورش ماهی و تشکیلات شیلات در استان خراسان

 
 
  • پرورش آبزیان در خراسان از سابقه چندانی بر خوردار نیست اولین مزرعه پرورش ماهی در سال 1355 در روستای(( بابا امان)) بجنورد با ظرفیت تولیدی 3تن ماهی قزل آلا در سال فعالیت خود را آغاز کرد که بعد از 2 دوره پرورش ماهی تعطیل شد . همچنین درهمین سال در استخر 5/1 هکتاری پارک ملت مشهد انواع بچه ماهیان گرم آبی ریخته شد . فعالیت پرورش ماهی در آبهای داخلی استان بعد از انقلاب اسلامی از روند رو به رشدی برخوردار بوده به طوری که تولید ماهی در مزارع پرورش ماهیان گرم آبی و سرد آبی ، مخازن آبی و استخرها ی ذخیره آب کشاورزی در سال 1375 به حدود 610 تن در سال رسید مسئولیت شیلات استان تا سال 1361 به عهده سازمان حفاظت محیط زیست استان بود که در این سال مسئولیت شیلات به اداره کشاورزی واگذار گردید . در سال 1367 مسئولیت شیلات به وزارت جهاد سازندگی واگذار شد و واحد آبزیان جهاد سازندگی استان با4 کارشناس تشکیل شد و با توجه به سیاستهای شیلات برای بهره برداری بهینه از آبهای داخلی استانها ، مدیریت مستقل شیلات استان در سال 1375 مرکب از 4 اداره تولید و پرورش ، بهداشت و تغذیه ، مهندسی و آموزش و ترویج آبزان فعالیت خود را شروع کرد . میزان تولید انواع آبزیان پرورشی در سال 1375 در آبهای داخلی کشور 65هزار تن و در آبهای داخلی استان 610 تن بود. در این سال در منطقه شمالی استان ( شامل شهرستانهای اسفراین ، بجنورد ، قوچان، درگز ،چناران ، سرخس ، شیروان ،مشهد ) 152 تن ماهی تولید شد که معادل 25% تولید استان بوده است .این منطقه از نظر مساحت 8/25% از کل مساحت استان را در برمی گیرد و بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 ، 8/30 % از جمعیت استان در این منطقه سکونت دارند . در همین سال در منطقه مرکزی استان (شامل شهرستانهای سبزوار ، نیشابور ، تربت حیدریه ، کاشمر، تایباد ، فریمان ، تربت جام و خواف ) 365 تن از انوع ماهیان پرورشی تولید شد که این مقدار 60 % کل تولید استان را تشکیل داد.
  •  مقایسه تولیدآبزیان با سایر فعالیتها یتولید یدر بخش کشاورزی استان با وجود استعدادهای فراوان آبزی پروری نشان می دهد که فعالیتهای بخش شیلات محدود بوده و نقش واقعی خود را در زمینه تولید واشتغال زایی ایفانکرده است از مهمترین عوامل آن جوان بودن این حرفه تولیدی و عدم شناخت کافی مردم در مورد تولید و پرورش آبزیان است .
  • در حال حاضر حدود 38 گونه آبزیان پرورشی در آبهای داخلی سرتاسر دنیا پرورش داده می شود . گونه های مناسب برای پرورش در مناطق شمالی و مرکزی استان ، دو خانواده کپور ماهیان و آزاد ماهیان می باشند . خانواده کپور ماهیان یکی از بزرگترین خانواده های ماهیان آب شیرین دنیا را تشکیل می دهد  که برخی از گونه های این خانواده قابل پرورش در آبهای داخلی می باشند .خانواده کپور ماهیان را ماهیان گرم آبی نیز می نامند چون در آبهای گرم رشد بهتری دارند بهترین درجه حرارت آب برای رشد ماهیان 25 درجه سانتی گراد است هرچه در طول دوره پرورش دمای آب به این میزان دما نزدیکتر باشد رشد ماهیان گرم آبی بیشتر خواهد بود .
  • در حال حاضر مرکز تکثیر بچه ماهیان گرم آبی در کیلومتر 17 جاده نیشابور- سبزوار با ظرفیت تولید سالانه 3تا5 میلیون قطعه بچه ماهی (( انگشت قد)) از انواع خانواده ماهیان گرم آبی مشغول فعالیت است .
+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در دوشنبه 1 شهریور1389 و ساعت 11:43 بعد از ظهر |

مقدمه:

اگر ما نوشتار خود را به دامپروی کانون نمائیم ، خواهیم دید که در زمینه نژادهای گاو ، گوسفند ، بز و مرغ چه پراکنش بزرگی و مخازن گسترده ژنی داریم، که اینها سرمایه ی بسیار با ارزشی هستند . که هر یک از این نژادها  در منطقه ای خاص از کشورمان سازگاری پیدا کرده اند و کاملا ًبا  اقلیم  ، نوع ماده غذائی موجود در منطقه و نیاز مردم بومی آن ناحیه وفوق پیدا کرده اند  پس بر ماست که از این سرمایه های ارزشمند پاسداری و با استفاده از بهگزینی و اصلاح نژاد برترین ژنهای دامی را شناسائی ، تثبیت و در یک مجموعه گرداوری نمائیم ، کاری که بیش از دو قرن است که در دنیا انجام می شود. درغیر این صورت دیر زمانی نخواهد کشید که با روند صنعتی شدن ، تغییر در زندگی روستایی و عشایری و رفتن به سوی شهر نشینی ، تغییر کاربری مزارع ومراتع ، تغییر شغل دامداران و کشاورزان واز همه بدتر ورود  بی برنامه و بی حساب و کتاب انواع نژاد های خارجی به کشور که از دهه ی چهل و پنجاه آغاز شده است.که مجموع  عوامل فوق باعث نابودی این داشته های ارزشمند شده و خواهد شد.

بطوری که این واقعه برای بعضی از گونه ها اتفاق  افتاده است مانند نژاد مرغ خزک سیستان که از ویژگی بارز آن نطفه داری وجوجه درآوری و مقاومت در برابر بیماری ها بوده که اکنون تقریبا منقرض شده است و یا همین نژاد گاو سیستانی که  در سال 1355تعداد این دام در منطقه چیزی در حدود 5/1 میلیون رأس بوده است که اکنون آمار دست

 

1

 

بالای آن را100هزار رأس ذکر می کنند ، می بینیم که در

یک دوره ی کوتاه به 10درصد کاهش یافته است.

با توجه به مباحث مطرح شده مامجبوریم که برای هر 4 نوع دام پرورشی کشورمان (گاو ، گوسفند ، بز ، مرغ) به سوی حفظ مخازن ژنی بومی و بعد بهگزینی واصلاح نژاد حرکت نمائیم . هر چند کارهای صورت گرفته روند کندی را دارد اما در این راه ما می توانیم از تجارب کشور های موفق در این زمینه استفاده ببریم   که از جمله کشور هند را می توان  نام  برد زیرا  این  کشور در امر شناسائی  نژاد های بومی بخصوص مرغ های بومی کشورشان وبهگزینی و اصلاح  آنها  لاینهایی  با تولید  بالا  بوجود  آورده اند  و به دنیا معرفی نموده اند .

ویا در بحث نژادهای گاو با تلاقی گاو نژاد برهمن و بوفالو این کشور موفق به تولید نوعی  گاو گوشتی با خصوصیات عالی شده است .

پس به امید روزی که با بکار گیری علم و دانش روز جهانی واستفاده از برنامه های اصلاحی مفیدوسازنده درزمینه نگهداری مخازن ارزشمند بومی وسوق بسوی عدم وابستگی به کشورهای بیگانه ، تلاش کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

2

 

تاریخچه:

مامی دانیم تمام نژادهای امروزه دنیا از دو نوع منشعب شده اند که نوع تاروس آن دارای کمری راست وبدون کوهان می باشد که  بیشتر در اروپا پراکنده شده است و نوع ایندیکوس  آن در  آسیا وکشورهند و پاکستان می باشد که مشخصه اصلی آن داشتن کوهان بزرگ وغبغبی افتاده و کمری شیب دار،که نژاد سیستانی به این نوع تعلق دارد.

آنچه اندیشمندان علوم دامی به آن اعتقاد دارند این است که این دام از شبه قاره هند به این منطقه آورده شده است اما گروهی معتقدند که ریشه گاو زبو هند مناطق مرکزی وجنوبی کشورمان میباشد این گروه به پیکره گاو کوهاندار وشاخداری که در مازندران یافت شده وهمچنین به نژاد سیستانی و دشتیاری اشاره می نمایند .

اما آنچه مسلم است این است  که گاو نژاد سیستانی از پنج هزار سال قبل در منطقه میزیسته است که از آن برای کار کشاورزی تولید شیر وگوشت استفاده می نموده اند اما مدارک علمی وقابل پزیرش برای اثبات پنج هزار سال پیشینه بدست آمده پیکر گاو از جنس سنگ لاجوردواز آخرین کاوشهای باستان شناسی در منطقه باستانی شهر سوخته سیستان است که این پیکره ها با خصوصیات این نژاد کاملا تطابق دارد مانند کوهان ، بدون شاخ بودن ، بدنی گوشتی و عضلانی که نشان از وجود زیستگاه دیرین در این منطقه دارد .

 

3

 

تیمور لنگ در کتاب منم تیمور جهان گشا عنوان می دارد که (هنگامی که در سیستان فرود آمدیم ، مردمانی بلند قامت یافتیم که شتران را استاده سوار می کردند و بدون مهار سوار بر گاوانی بزرگ جثه میشدند که باآنها از در صلح آمدیم ) .

واین میتواند صحیح باشد حتی تا یک قرن گذشته نیز سیستانیان از گاو به عنوان سواری و بارکشی خرمن کوبی استفاده می کردند

در اینجا این مطلب را نیز ذکر کنیم که گفته می شود قدیمیترین نژاد دنیا می باشد به خاطر یافتن اسکلت آن در کوهای اسکاندیناوی که با این تفاسیر می توان گفت ادعا باستانی بودن این نژاد را مطرح نمود.

 

 

عادات و وضعیت رفتاری گاوهای سیستانی :

 

با مطالعه وبررسیهایی که طی 10 سال در موسسه تحقیقات دامپروری بر روی گاوهای سیستانی انجام گرفته ،عادات ،رفتار و خصوصیاتی بشرح زیر دراین توده نژادی مشاهده گردید :

 

 

 

 

 

4

 

عادت به زندگی گروهی :

گاوهای سیستانی به علت قرن ها زیست آزاد و بدون قید و بند در دشت هامون و کنار دریاچه عادت به زندگی گروهی وگله ای کرده که این امر اغلب مشکلاتی در اجرای برنامه های تحقیقاتی که بعضا"بایستی دامها در گروههای کوچک ویا انفرادی نگهداری و مورد آزمایش وبرسی قرار گیرند ،بوجود میاورند .بعنوان مثال اگر قرار شود گاوی را جهت وزن کشی ،خون گیری ،زایمان ،سم گیری و یا برای هر منظور دیگری از گله جدا گردد،این کار به راحتی انجام نمیگیرد . برای جدا کردن دام مورد نظر از بین گله اغلب بایستی تمامی گاوهای گله یا گروه را به داخل نرده مخصوص جداسازی منتقل نمود.

خصوصیات مادری :

گاوهای سیستانی بر خلاف گاوهای اصیل خارجی نسبت به گوساله های خود بسیاربا علاقه و با عاطفه بوده و شدیدا" از گوساله های خود مواظبت و مراقبت میکنند.

طبق روال عادی در گاوداریها گوساله های سیستانی نیز مانند گوساله های نژاد اصیل بلافاصله پس از متولد شدن نزد مادر قرار داده می شوند تا مادر با لیس زدن،گوساله خود را خشک و تمیز نماید.

نظر به اینکه یکی از صفات مهم ارثی مورد مطالعه در گاوهای سیستانی تعیین وزن تولد گوساله است که بایستی حداکثر تا 24 ساعت پس از تولد نوزاد انجام گیرد

 

5

 

 ،لذا الزاما" بایستی گوساله نوزاد پس از لیس زدن و خشک

 شدن بدن از مادر جدا وتوسط باسکول مخصوص توزین گردد.

بلحاظ اینکه گاو سیستانی از یک طرف تقریبا" وحشی بوده واز طرف دیگر علاقه شدیدی به فرزند خود دارد ،لذا جهت جلوگیری از نزدیک شدن افراد به گوساله به قصد کشت به افراد حمله کرده ، بطوریکه برای جدا کردن گوساله از مادر جهت تعیین وزن تولد الزاما" بایستی چند نفر با بیل و چهار شاخ ،گاو مادر رامحاصره و سرگرم کنند تا در یک چشم به هم زدن و لحظه ای معین که نظر مادر به سمتی جلب شد و قصد حمله به یک کارگری را داشت ،فرد دیگری از موقعیت استفاده کرده گوساله را به سرعت و برای لحظه ای از مادر جدا و وزن کشی نموده وسپس گوساله را نزد مادر قرار دهد . در تمام طول مدت وزن کشی گوساله مادر با بی تابی تمام مواظب بچه بوده تا اینکه مجددا" نزد او قرار گیرد. در حالیکه گاو سیستانی با توجه به علاقه شدید به فرزند از یک طرف و شرور و وحشی  بودن از طرف دیگر ،با حمله کردن مانع نزدیک شدن افراد به گوساله خود میگردد. گاوهای اصیل خارجی در موقع نزدیک شدن و جدا کردن گوساله هیچگونه مقاومت و عکس العمل خاصی نشان نمیدهند و لذا براحتی میتوان گوساله نوزاد نژاد اصیل را از مادر جدا کرد . این عمل نتیجه بیش از 15 سال تلاش در امر

 

6

 

اصلاح نژاد دامهای خارجی میباشد که در مورد گاوهای

بومی نیز باید اجرا گردد.

یکی از مسائل مهم اقتصادی که در ارتباط با عاطفه و علاقه شدید مادری و جدا کردن گوساله نوزاد از مادر در گاوهای سیستانی اتفاق میافتد ، مسئله مقاومت در شیردهی و افت شدید تولید شیر پس از جدا کردن گوساله از مادر است .

با توجه به اینکه گاوهای بومی از جمله گاوهای سیستانی عادت کرده اند که در موقع شیر دوشی حتما" گوساله نزد مادر باشد تا با خوردن شیر اولیه توسط گوساله و یا با سر زدن به پستان ، مادر را تحریک کرده تا از این طریق ترشحات هورمونی جهت ترشح شیر صورت گیرد . لذا با جدا کردن گوساله از مادر ، مادر انقدر ناراحت و مضطرب میگردد که این ناراحتی و استرس موجب اختلال در امر ترشحات هورمونی وکاهش شدید تولید شیر میگردد.

گاوهای بومی بطور کلی عادت کرده اند که شیر خود را فقط به گوساله نوزاد خود بدهند بهمین جهت در دوشیدن ،بخصوص با ماشین شیر دوش سخت مقاومت کرده و شیر نمیدهند.

 

 

 

 

 

 

 

7

 

وجود علائم وحشی گری در گاوهای سیستانی :

گاوهای سیستانی بطور کلی گاوهای نیمه وحشی بوده و اغلب با یکدیگربه جنگ و دعوا و زور آزمایی می پردازند . گهگاهی نیز یک یا چند گاو به گاوی حمله کرده  انرا به قصد کشت مجروح میسازند .

علی رغم وحشی بودن گاوهای سیستانی و جنگ و دعوای دائمی بین آنها ،عجیب است که این گاوها گهگاه ودر پاره ای از موارد نسبت به یکدیگر بسیار با عاطفه و با علاقه میگردند.

بارها مشاهده گردیده گاوی که فی المثل جهت سم گیری و یا معالجه و یا وزن کشی از گله جدا میگردد و گاوهای دیگر ناظر ناراحتی ان گاو هنگام معالجه یا سم گیری و غیره میباشند پس از پایان عملیات و رها شدن مجدد ان گاو به داخل گله ، کلیه گاوها به دور گاو مزبور جمع شده و یک به یک انها با بو کردن و لیس زدن به دست و پا و بدن آن، گاو مذبور را به نوعی مورد دلجوئی و نوازش قرار داده و باین طریق با گاو مزبور ابراز همدردی میکنند که در واقع این عمل مغایر با حالات وحشی بودن انها است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

8

 

 

 

یکه شناس بودن گاو سیستانی:

گاو های سیستانی اصولا یکه شناس بوده وعموما با صاحب خود و یا با افرادی که مستقیما انها را نگهداری و تغذیه می کنند ما نوس شده و الفت می گیرند .

به لحاظ وجود خوی شرارت و وحشی گری در گاوهای سیستانی ،روی انس والفت گاوها نمی توان کاملا اطمینان کرد ، زیرا گهگاهی اتفاق افتاده که گاوی علی رغم رام و ساکت بودن به کارگری که جهت تمیز کردن اصطبل به تنهایی وارد گله شده حمله کرده است . به همین جهت موقعی که فردی داخل گله می شود بایستی مواظب حرکات دامها باشد که مورد حمله واقع نشود.

به لحاظ یکه شناس بودن ،گاوهای سیستانی در سطح منطقه ودر روستاها معمولا به صاحبان خود و به خصوص به بچه ها اجازه شیردوشی با دست را می دهند وبه افراد غریبه بهیچ وجحه اجازه نزدیک شدن به پستان و شیردوشی را نمی دهند و شدیدا حمله می کنند.

به همین جهت رام کردن دام های وحشی به گونه ای که بتوان انها را نیز مانند دام های اصیل بدون حضور گوساله هم با دست و هم با ماشین به راحتی دوشید سالهای متمادی وتا چند نسل طول خواهد کشید که این امر در مورد گاو های نیمه وحشی سیستانی مطرح است.

 

 

 

9

 

عادت به لگد زدن وشاخ زدن به افراد:

گاو های سیستانی بر خلاف سایر گاو ها که گهگاه به سمت پشت لگد می زنند،این گاو ها عادت دارند از هر سمت و سویی لگد های سخت و خطرناک بزنند . این گاو ها علاوه بر عادت داشتن به لگد زدن با حرکات سریع سر خود به اطراف موجب اذیت افراد می گردند،به طوری که این عادت بسیار بد و خطرناک کار کردن با انها را به خصوص در هنگام اندازه گیری ابعاد بدن ،در تشخیص ابستنی از طریق توشه رکتال ،در واکسبناسیون ،در معالجه،در وزن کشی و مخصوصا در سم گیری بسیار مشکل و پر خطر می سازد.

 

عادت به پریدن از موانع:

گاو های سیستانس بر خلاف گاوهای اصیل خارجی که عموما ارام بوده واصولا عادت به پریدن از مانع یا نرده را ندارد،این گاوها کاملا عادت به پرش طولی و پرش ارتفاع دارند.

گاوهای سیستانی در مواقع ترس و وحشت ودر مواقی که احساس خطر کننداز نرده ها و موانع به ارتفاع بیش از دو متر واز فاصله بسیار کم به راحتی پرش نموده واز ان عبور می کنند. داشتن این عادت بد نیز موجب خطرات زیادی در کارکردن با این دامها می گردد که عموما با ترس و وحشت افراد همراه است.

10

 

 

مقاومت وممانعت به شیردوشی در سالن شیردوشی با دوشش ماشینی:

گاوهای سیستانی به علت شرور و وحشی بودن از یکطرف و دور شدن از گوساله از طرف دیگر ،عموماً در سالن شیر دوشی بسیار نا ارام و بی قرار بوده و با پریدن از روی نرده و اخور مخصوص سعی می کنند از سالن شیردوشی فرار کنند. در موقع شیردوشی ماشینی دائماٌ لگد میزند و به علت همین بی ارامی و لگد زدن سر پستانکهای ماشین شیردوشی بر روی پستانهای بسیاری از گاوها بند نشده و فوراً میافتد. به لحاظ همین بی قراری در سالن شیردوشی و نارام بودن ،رکورد شیر و طول مدت شیردهی در دوشش ماشینی در گاوهای سیستانی بسیار پایین بوده که در مبحث جداگانه از آن یاد خواهد شد.

مشکلات تغذیه دستی گوساله های نوزاد سیستانی با شیر توسط شیشه:

گوساله های نوزاد سیستانی به لحاظ داشتن عادت به شیر خوردن مستقیماً از پستان مادر به طور غریزی ،تغذیه دستی بسیار مشکل می شوند و عموماًگوساله های نوزاد در خوردن شیر توسط شیشه و پستانک مانند انچه که در دامهای اصیل مطرح است مقاومت می کنند.

گهگاهی اتفاق افتاده که گوساله ای به علت مقاومت در خوردن شیر با شیشه و ناراحت بودن ،شیر ناگهان وارد نای شده و موجب خفگی گوساله گردیده است .

11

 

 

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در سه شنبه 5 خرداد1388 و ساعت 4:0 بعد از ظهر |
عوامل موثر در بالا بردن باروری شتر مرغ

 

زادوولد یکی از قسمت های مهم  در مزرعه داری تجاری است ٬چه در سطح وسیع باشد و یا کوچک .جوجه شدن تخم ها بستگی به شرایط پرندگان مولد دارد .درصد تخم های بی نطفه در شتر مرغ مولد در مقایسه با پرندگان اهلی دیگر زیاد است . در حال حاضر میانگین تخم بی نطفه در آمریکا 42 درصد که این میزان در اروپا اندکی کمتر است . همین مسایل تاثیر فراوانی روی بازار فروش دارد . در این فصل به بحث در مورد عوامل موثر در بالا بردن باروری شتر مرغ می پردازیم که از لحاظ اقتصادی- تجاری حائز اهمیت است . مشکل ناباروری بیشتر حالت موردی دارد . این مشکل را میتوان بدون شکستن تخم مرغ ها تشخیص داد که روش آن را اصطلاحاً Canding می گوییم یعنی این که تخم را در مقابل نور قرار می دهیم . در این صورت تخم های بدون نطفه ٬شفاف دیده میشوند البته اگر در آن سلول تخم (germ cell) وجود نداشته باشد . روش تابش نور برای تشخیص نطفه دار بودن Canding   در روز چهاردهم انکوباسیون  صورت میگیرد . البته تشخیص تخمهای بی نطفه (که هیچ در آن سلول تخمی وجود نداشته )از تخم هایی که جنین در آن مرده است ٬مهم است . برای تشخیص این مطلب تخم ها باید پس از انکوباسیون به سرعت امتحان شوند .

برای نتیجه گیری بهتر باید در روز ششم یا هفتم پس از انکوباسیون یک بار مورد امتحان قر ار گیرد و سپس در روز چهاردهم . اگر از طریق Canding نتوانستیدبه خوبی تخم را مورد امتحان قرار دهید ٬ تمام تخم هایی که در پایان انکو باسیون جوجه نشده اند باید شکسته و مورد امتحان قرار گرفته و تقسیم بندی شوند .

1-     نسبت نرو ماده

 اگر چه نسبت یک نر به ماده (1:1) در وهله ی اول برای بارور سازی مناسب است اما سازگاری و پذیرش می تواند مشکل ساز باشد . نا سازگاری بین زوج ها ممکن است وجود داشته باشد . البته این وقتی است که شتر مرغ ها در انتخاب زوج خود آزاد نیستند اما این انتخاب که به شکل طبیعی صورت میگیرد گاهی در مزارع تجاری مقدور نیست . اما شخصی که مسئولیت مزرعه را دارد میتواند رفتارهای شتر مرغ را مشاهده کند و سازگاری آنها را تشخیص دهد . البته فراموش نکنیم که این کار وقت گیر است . نسبت نر به ماده می تواند 1:2تا 1:4 باشد . البته 1:4 چندان مطلوب نیست چون ممکن است شتر مرغ نر نتواند با همه ی آنها جفتگیری کند و همین مساله باعث افزایش تخم های بی نطفه می شود .

2-روش جفت یابی و جفت گیری

        جدا از مساله نسبت نر و ماده ٬سیستم جفت بابی می تواند از عوامل موثر باشد . این سیستم را میتوان با توجه به تعداد نر ها در محوطه جفت گیری به 2 دسته تقسیم کرد:

الف ) سیستم تکی 10 :در این سیستم فقط یک شتر مرغ وجود دارد .

ب  ) سیستم اجتماعی :در این سیستم بیش از یک شتر مرغ نر وجود دارد . سیستم تکی موقعی مناسب است که بخواهیم سوابق باروری و زاد و ولد را برای فروش بعدی در خصوص شتر مرغهای نر خاص و یا یک گروه ثبت کنیم . مشکلی که در این سیستم ممکن است به وجود آید مساله انتخاب زوج است یعنی این که مثلاً شتر مرغ نر تمایل دارد با تعداد خاصی از پرنده های ماده جفت گیری کند .اگر این سیستم را اعمال کنیم و در آن مشاهده کردید که شتر مرغ نر با پرنده های خاص جفت گیری میکند و یا برخی پرنده های ماده او را نمی پذیرند باید شتر مرغ را عوض کنید . اگر چه همین کار هم خود می تواند باعث استرس و اضطراب شود و تخم گذاری را برای مدتی متوقف کند .

در مقابل سیستم تکی می توان از سیستم اجتماعی استفاده کرد تا از مشکلات مطرح شده در امان بود. در این مورد شتر مرغ های ماده در قلمروی شتر مرغ های نر حرکت میکنند و بدین ترتیب حق انتخاب خواهند داشت . به خاطر داشته باشید که شتر مرغ های نر پرخاشگر هستند و بسیار متمایل به جنگجویی هستند . حد اقل تا زمانی که قلمرو خود را مشخص کنند (مرزهای فیزیکی بین این قلمرو ها وجود ندارد بلکه شتر مرغهای نر آنرا میشناسند )٬ قرار دادن تعداد زیادی شتر مرغ نر ممکن است باعث افزایش درگیری در بین شترمرغها شود و باروری کم شود . با توجه به اندازه محوطه ٬قرار دادن 3یا4 شتر مرغ نر در هرقسمت مطلوب است . این تعداد را میتوان در محوطه های بزرگ افزایش داد (برای اطلاعات بیشتر به  فصل بعدی مراجعه کنید ).

2-     سن پرنده های مولد : سن در تخم گذاری و میزان نطفه د ار بودن و مساعد بودن برای مولد شدن یک پرنده بسیار مهم است . گر چه پرندگان نر جوان شرایط ظاهری مولد بودن را از خود نشان می دهند اما به خوبی قادر به جفت گیری و تولید نیستند .

همانطور که قبلاً هم گفتیم فصل تولید حدوداً 6 تا 8 ماه طول می کشد و زمان بندی بستگی به عرض جغرافیایی و نیمکره  شمالی یا جنوبی دارد .در اوایل دوره  جفت گیری ٬بی نطفه بودن و نامساعد بودن تقریباً موردی عادی است . چون جنس ماده 7 تا 14 روز قبل از جنس نر قابلیت تولید پیدا میکند . در هر فصل تولید نطفه دار بودن در اواسط تخم گذاری  به اوج خود می رسد و پس از آن کاهش می یابد . تعداد تخم های بدون نطفه که در آخرین دوره ی تخم گذاری تولید شوند بیش تر از تعداد ی است که در اوایل فصل تولید شده اند .بنابراین نطفه دار بودن با بزرگتر شدن پرندگان در تمام فصل افزایش می یابد . این مطلب تا وقتی که به زمان اثبات برسد ادامه دارد (یعنی زمان ثباتی که پس از رشد حاصل میشود)سپس تا چند سال بعد این حالت کاهش می یابد . دلیل این کاهش را می توان کم شدن قدرت کاهش میزان جفتگیری و کاهش تولید اسپرم دانست . در جاهایی که در مزرعه داری مناسب است ٬مساعد بودن و نطفه دار شدن در پرندگان از پنجمین تا بیستمین فصل جفتگیری بسیار بالاست .

4-عوامل ژنتیکی(وراثت):

از این لحاظ تفاوت قابل توجهی بین گونه های مختلف شتر مرغ و یا گونه های اصلاح شده وجود دارد .همانطور که در نوع طاووسیان اهلی اسپرم سازی ارثی است در مورد شتر مرغ هم مطلب به همین شکل است . از برخی گزارشها و تحقیقات در این خصوص در می بابیم که شتر مرغ گردن قرمز کمی بیشتر دارای انرژی و تمایل جنسی است. نطفه دار بودن تخم در این پرندگان کمی بیشتر است و پرنده توانایی جفت گیری با ماده های بیشتری را دارد . متاسفانه مقایسه ای بین کیفیت مایع حاوی اسپرم در زیر گونه های شتر مرغ صورت نگرفته است.

5- تغذیه

این مورد برای پرندگان در حال رشد و بزرگسالان بسیار مهم است . تغذیه خوب پرنده را به حداکثر توانایی تولید مثل می رساند . کمبود های اصلی یا فرعی در کیفیت یا کمیت غذایی میتواند تاثیر مثبت ومنفی روی تولید تخم وعوامل دیگر بگذارد . مثلاً گرسنگی برای 6 روز می تواند منجر به کاهش قابل توجه در مایع حاوی اسپرم شود و دلیل آن کاهش ترشح برخی هورمونهای مربوطه در بدن است . وقتی که سوء تغذیه به شکل حاشیه ای باشد ٬شتر مرغ ماده تخم گذاری خود را به وزن طبیعی تخم انجام میدهد ولی شتر مرغ نر توانایی تولید میزان مناسب مایع حاوی اسپرم را ندارد تا بتواند تمام تخم ها را نطفه دار کند . کلسیم تاثیر بسزایی روی ارگان های تولید مثل خصوصاً در پرنده ماده دارد . پرنده نر باید رژیمی داشته باشد که شامل 3تا4 درصد کلسیم باشد . کمبود در این مواد ممکن است باعث کم کاری و ناتوانی بیضه ها شود . وقتی که فصل تولید تمام شد ٬پیشنهاد میشود که پرنده نر جدا شود و رژیم غذایی با کلسیم کم داشته باشد . این جریان تا فصل بعدی ادامه خواهد داشت . شتر مرغ های نر جوان باید به شکل جداگانه تغذیه شوند تا وقتی که علائم تولید مثل را از خود نشان دهند و قبل از این که با پرنده های ماده جفت گیری کنند. این مساله به ما اطمینان میدهد که رشد و شکل گیری بیضه ها به شکل طبیعی جریان خود را داشته است . کمبود ویتامین A,E و سلنیوم نیز می تواند منجر به بی نطفه بودن و نامساعد شدن شود .

6- سلامت

واضح است که پرنده های ضعیف و مریض امیدی برای تولید مثل ندارند. این شرایط نامطلوب در سلامتی می تواند ریشه در انگلهای داخلی داشته باشد مثل نماتدها 11 که یکی از عوامل اصلی در بی نطفه شدن و ناتوانایی پرندگان در تولید است . حضور کرم های انگلی هم میتواند پرنده را ناتوان کند چرا که اشتهای پرنده کم میشود و در ادامه باعث کمبود مواد مغذی و مورد نیاز بدن میشود . پرندگانی که در ظاهر به نظر سالم می آیند ممکن است دچار بیماریهای مزمنی باشند که میتواند کارایی آنها را در تولید مثل کاهش دهد . بیماری سل 12 ٬ اسپرژیلوس 13 (بیماری عفونی قارچی )٬کوکسیدوز14 بیماری انگلی مسری در دستگاه گوارش در تمام گونه های این پرنده یافت میشود . آسیب دیدگی هر یک از قسمت های بدن مثل بالها و سرو پاها میتواند به عنوان عاملی بازدارنده در تولید مثل باشد . همانطور که قبلاً گفتیم رنگ سیاه در بالهای پرنده نر به دلیل نبودن هورمون تولیدی در ارگان جنسی است . یک پرنده نر بالغ با پر های کاملاًمشکی که گاهی دارای فعالیت های جنسی شبیه به ماده است و از طریق کلوآک فعالیت میکند٬ قادر به تولید مثل نیست و یا ممکن است دچارعدم کارآیی دستگاه جنسی (شامل بیضه یا تخم راه)شود. عوامل آناتومی هم میتواند در بی نطفه بودن تاثیر بگذارد مثلاً انحراف در دستگاه تناسلی نر که در این صورت جفت گیری میسر نیست . پایین افتادگی یا جابه جایی در دستگاه تولید مثل به ندرت در فصل جفت گیری دیده میشود و یا در شرایط نامساعد هوایی ٬اما اگر این مساله ادامه پیدا کند ٬ ممکن است منجر به آسیب دیدگی آلت تناسلی شود .

7- باردار کردن یا تلقیح مصنوعی 15 (Al)

این کار یکی از مهمترین تکنیک های مورداستفاده برای اصلاح ژنتیکی در حیوانات است . روشهایی برای بارور کردن روی خوک٬ گاو ٬ کوسفند٬ بز٬اسب٬سگ٬ مرغ و خروس اتخاذ شده است .اساساً (Al) شامل چند مرحله است : جمع آوری مایع حاوی اسپرم ٬ارزیابی آن٬ نگهداری و رقیق کردن و نهایتاً بارورکردن پرنده های ماده ٬ تلاشهای زیادی برای انجام موفق این طرح روی شتر مرغ در آمریکا صورت گرفته است و محاسنی نیز برای این صفت خواهد داشت .

8- عوامل محیطی

اکثر پرندگان با تغییرطول روشنایی روز برای شروع جفت گیری تحریک میشوند این مطلب در مورد شتر مرغ هم صادق است . با افزایش طول روز٬ متابولیسم پرنده٬ (در جنس ماده ونر)تغییر میکند و شرایط مناسب برای تولید تخم و اسپرم ایجاد میشود . برنامه ریزی های مناسب و دمای بسیار بالا یا پایین و بارش باران نیز میتواند تاثیر گذار باشد .این تاثیر ممکن است غیر مستقیم باشد ٬یعنی میزان اشتهای پرنده را کم کند و یا مستقیماً تعداد جفتگیری را کم کند . عوامل دیگری مثل وجود خطوط فشار قوی و یا پرندگان و حیوانات شکارچی و تجهیزات مزرعه ممکن است در رفتار جفتگیری پرندگان خلل ایجاد کند . ازدحام بیش از حد تاثیر منفی خواهد گذاشت . چون فضای کافی و مناسب برای جفت گیری وجود ندارد .

9- محوطه  جفت گیری

اساساًباید گفت که هر چه محوطه بزرگتر باشد ٬بهتر است . اما بهره گرفتن از محیط بسیار بزرگ هزینه های زیادی دارد . بنابر این بایدتصمیم عاقلانه ای برای اندازه  محوطه گرفت . کمیته رعایت حقوق حیوانات در انگلیس پیشنهاد میکند که هر آکر (4/0 هکتار) نباید بیش از12 شتر مرغ باشد . این میزان بیشترین حد را نشان میدهد .  شتر مرغ طبیعتاً از محیط های باز استقبال میکند . واضح است که شتر مرغ هایی که در مزارع نگهداری می شوند از محیط های بزرگ استفاده نمی کنند (حتی اگر قیمت زمینی کم باشد )اما این پرنده باید فضای کافی برای قدم زدن ٬دویدن٬به دنبال علوفه رفتن و حرکت نر و ماده برای انتخاب یکدیگر را داشته باشند . بنابراین حد اقل فضا برای 2 یا 3 شتر مرغ بالغ (یا یک شترمرغ نر و 2 ماده )501 هکتار است . برابر با 25/0 آکر. اگر تعداد بیشتری در یک فضا نگهداری شوند مسلماًمحوطه باید بزرگتر شود . یعنی حد اقل 3/0 هکتار برابر 75/0 آکر برای 4 تا6  شتر مرغ و 6/0 هکتار برابر با 5/1 آکر برای 8 تا 12 پرنده و این روند به همین ترتیب به نسبت ادامه می یابد . البته لازم به ذکر است که شتر مرغ در فضای مناسب بهتر جفت گیری می کند (یعنی محطه ای بیش از حداقل میزان بیان شده) . فضاهای مناسب با جذب مناسب آب و کف ماسه ای را باید برای فضای تولید مثل شتر مرغ انتخاب کرد . اطراف این محوطه باید با ارتفاعی حداقل برابر 5/1 متر محصور شود . این حصارها باید چوبی یا سیمی باشد . گوشه های محوطه باید ترجیحاً گرد باشد که خطرات برخورد و ضربه دیدن را کاهش دهد . پیشنهاد میشود که فضایی مثل راه رو بین حصارهای محوطه ها وجود داشته باشد تا بدین ترتیب از جنگ و درگیری بین شتر مرغان نر جلوگیری شود .

10- جمع آوری و نگهداری تخم :

تخم ها معمولاًجمع آوری می شوند و برای جوجه کشی نگهداری میشوند . این مطلب امری عادی در شرکت ها و در مزارع تجاری است . تخم ها جمع آوری می شوند تا به تعدادی برسند که یک دستگاه جوجه کشی را پر کنند . نگهداری صحیح تخم ها قبل از قرار گرفتن در دستگاه به اندازه خود عملیات جوجه کشی اهمیت دارد . جابه جایی های شدید و بی دقتی در حمل و نقل باعث آسیب دیدن ساختار داخلی تخم میشود وبه جنین صدمه می زند . پس از حمل و نقل پیشنهاد میشود که تخم ها را برای مدت 24 ساعت قبل از قرار دادن در دستگاه بی حرکت بگذارید .

جمع آوری تخم

آلودگی های باکتری ممکن است یک تخم کاملاًسالم را خراب کند و از بین ببرد . باکتری میتواند از طریق روزنه ها روی سطح پوسته تخم مرغ وارد شود . این مساله درصورتی که تخم کثیف یا خیس باشد سرعت بیشتری پیدا میکند .

پی نوشت ها:

9- incubation

10- Single mating

11- nematode

12- Tuberclosis

13- Aspergilosis

14-Coccidiosis

15-Atificial Insemination

نويسنده / مترجم : امین جعفری – بهمن جعفری

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در سه شنبه 5 خرداد1388 و ساعت 3:28 بعد از ظهر |

عوامل موثر در روي ضريب تبديل غذائي در جوجه هاي گوشتي

 

ضريب تبديل غذائي مهمترين معيار اقتصادي در ارزيابي سود آوري گله هاي پرورش جوجه هاي گوشتي مي باشد،امروزه توليد کنندگان موفق آنهائي هستند،که گامهاي اساسي در راه بهبود اين ضريب غذائي را برداشته اند ، چرا که مستقيماٌ در کاهش هزينه ها ،که مهمترين آنها در واحد هاي پرورشي جوجه هاي گوشتي ،هزينه خوراک مي باشد،دخيل است.
عوامل مختلفي در روي ضريب تبديل غذائي در جوجه هاي گوشتي موثر مي باشند،که در زير به پاره اي از آنها اشاره مي شود:

درجه حرارت سالن
شايد مهمترين عامل تاثير گذار روي ضريب تبديل غذائي در جوجه هاي گوشتي ،درجه حرارت محيطي مي باشد.جوجه ها حيوانات خونگرم بوده و علي رغم تغيير درجه حرارت محيط اطراف ،درجه حرارت بدن آنها،ثابت باقي مي ماند.و جوجه ها به همين علت علاقه مندند که کمترين تغيير در حرارت محيطي شان را داشته باشند.
در حرارت هاي پائين ،جوجه ها جهت تامين حرارت بدن خود ،ناگزير به استفاده از مواد مغذي مصرفي هستند،که اين داراي تاثير سوئي در روي ضريب تبديل غذائي مي باشد.لذا بجهت کسب سود اقتصادي ،بايد درجه حرارت متناسبي را در سالن برقرار کرد.،بعبارتي ديگرنگهداري جوجه ها در آسايش حرارتي ،از طريق جلو گيري از مصرف مواد انرزي زا ،بمنظور توليد حرارت بهبود قابل توجهي در ضريب تبديل غذاي حاصل مي شود.
نظير درجه حرارت هاي پائين ،درجه حرارت هاي بالا نيز داراي تاثيرات سوئي در روي ضريب تبديل غذائي جوجه هاي گوشتي مي باشد،چرا که در اين شرايط نيز جوجه ها مجبورند،مقداري از انرژي غذائي خود را از طريق مکانيسم هاي بيولوژيکي صرف سرد کردن بدن خود نمائيد،همان چيزيکه در درجه حرارت هاي پائين اتفاق مي افتد.

کيفيت جيره هاي غذائي مصرفي
سويه هاي جد يد جوجه هاي گوشتي براي رشد سريع و اشتهاي بالا انتخاب شده اند.اساس بيولوژيکي کنترل خوراک مصرفي در آنها کاملاٌ مشخص نيست.و نظريه اصلي در اين خصوص عبارت از مصرف غذا تا حد سير شدن و تامين انرژي مورد نياز است.بنابراين جيره هاي غذائي مخصوصاٌ در مراحل آخر دوره پرورش اگر کيفيت خوبي نداشته باشند،مي توانند تاثيرات سوئي در روي رشد و در نهايت ضريب تبديل غذائي آنها از خود بجاي گذارند.در خصوص اشتها به مصرف پروتئين جيره،،جوجه ها در اين رابطه فعاليتي مشابه انرژي از خود نشان نمي دهند، و در جيره هائيکه کمبود پروتئين وجود دارد،با توجه به اين موضوع ، تاثيرات سوء خود را در روي رشد و ضريب تبديل غذائي مي گذارد.اصولاٌ با مسن شدن ،جوجه ها فعاليت شان نيز کم مي شود و آنها ترجيح مي دهند،مدت زمان زيادي را به استراحت بپردازند، و از انرزي صرف شده ،براي انجام فعاليت هاي فيزيکي کاسته مي شود.
اندازه ذرات غذائي در روي مقدار مصرف خوراک داراي تاثيرات خوبي است ،نشان داده شده است ،که با مسن شدن جوجه ها تمايل آنها به استفاده از غذاهاي داراي اندازه غذائي بزرگتر، بيشتر مي شود.ترکيبي از غذاهاي پلت شده و آردي ،باعث مي شود،تا آنها در هر نوبت غذائي ،مقدار خوراک بيشتري را مصرف بکنند.جرم حجمي غذا مي تواند نشان دهنده ترکيب ايده آل نسبت اقلام خوراکي خرد شد و آردي در جيره هاي غذائي باشد،که بيشترين ميزان اين جرم حجمي در جيره هاي غذائي دوره رشد جوجه ها زماني حاصل شد،که در آن 71 درصد اقلام غذائي خرد شده و 29 درصد اقلام خوراکي آرد شده بکار رفت.براي آخرين روزهاي پرورشي جوجه ها اين نسبت 65 درصد محاسبه گرديد نشان داده شده است ،که ميزان مواد مغذي مورد نياز بازاي هر گرم از وزن بدن با افزايش سن کاهش مي يابد،جدول شماره 1 که از NRC سال 1994 اخذ شده است ،نشان دهنده اين مطلب مي باشد.

جدول 1 – خوراک مصرفي و تغييرات وزن در هفته هاي مختلف در جوجه هاي نر گوشتي

سن(روز)

متوسط وزن بدن(گرم)

تغيير وزن بدن(%)

خوراک مصرفي هفتگي(گرم)

خوراک مصرفي بازاي هر گرم از وزن بدن(گرم)

7-0

100

-

135

35/1

14-8

264

100

290

10/1

21-15

531

55

487

92/0

28-22

886

39

704

79/0

35-29

1331

31

960

72/0

42-36

1832

22

1141

62/0

49-43

2339

16

1281

55/0

56-50

2834

12

1432

51/0

از لحاظ تاثير اندازه فيزيکي ذرات در روي مصرف خوراک ،بهترين نتيجه را جيره حاوي 70 درصد اقلام غذائي خرد شده و 30 درصد آرد شده داده است.
آنچه که روشن است ،وجود عواملي که داراي تاثيرات سوئي در روي مصرف غذا مي باشند،از اين طريق ميزان رشد را کاهش و موجبي خرابي ضريب تبديل غذائي مي شوند،و در نهايت باعث مي شوند،که جوجه ها نتوانند پتانسيل هاي ژنتيکي خود را بروز دهند.

تلف شدن خوراک
پر کردذ زياد از حد دانخوريها و يا ريختن خوراک در روي کارتن هاي مخصوص تغذيه در روزهاي اول ،موجب تلف شدن بيشتر مواد خوراک و خرابي ضريب تبديل غذائي مي گردد.براي جلو گيري از اين مسئله ،بايد ميزان کمتري غذا در دانخوريهاي دستي ريخته و مدت حرکات دانخوريهاي اتوماتيک را کم کرده و در عوض به تعداد اين حرکات در واحد زمان افزود، که اين باعث تحريک به مصرف زياد توسط جوجه ها مي گردد.و نيز آنها را به مصرف سريع غذا عادت مي دهد.
نزديکي بيش از حد دانخوريها به آبخوريها نيز در زمينه تلف شدن خوراک مي تواند تاثير گذار باشد.
تنظيم نشدن دقيق ارتفاع دانخوري با بزرگ شدن جوجه ها ،يکي ديگر از عوامل تاثير گذار بر تلفات خوراک محسوب مي شود.

بيماريها و حذف از گله
سلامتي عمومي گله داراي تاثير مثبتي در روي ضريب تبديل غذائي مي باشد.جوجه هاي مريض عملکرد خوبي را از خود نشان نمي دهند.لذا بايد مرقب وقوع بيماريها در گله بوده و با اتخاذ تدابيري اولاٌ جلو بروز آنها را گرفت و در صورت وقوع در اولين فرصت به درمان و جلو گيري از انتشار آن با استفاده از ابزارها و راهکارهاي مختلف اقدام کرد.
از واکسن ها و دارو ها به شکل صحيح استفاده شود،چرا که ،عدم استفاده مناسب از اين ها موجب بروز واکنش هاي نامناسب در آنها شده و در نهايت رشد و ضريب تبديل غذائي را تحت تاثير قرار مي دهد.
جوجه هائيکه از رشد خوبي برخوردار نيستند،بايد در اولين فرصت شناسائي و حذف گردند.

منبع مورد استفاده:

University of Georgia Cooperative Extension Service.MARCH 1999.Factors Affecting Feed Conversion In Broiler.

ترجمه از: مهندس علي نوبخت
عضو هيئت دانشگاه آزاد اسلامي واحد مراغه

 

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در سه شنبه 5 خرداد1388 و ساعت 3:5 بعد از ظهر |

پودر شفيره كرم ابريشم – يك ماده غذايي غير متداول

دکتر رامین خواجه زاده

 

پودر شفيره كرم ابريشم يك خوراك پروتئيني غيرمتداول براي حيوانات بوده كه به‎عنوان يك محصول فرعي پس از جدا كردن رشته‎هاي ابريشم از پيله بدست مي‎آيد. همانطور كه در تحقيقات نشان‎داده شده، به نظر مي‎رسد كه ارزش‎غذايي آن محدود باشد.

منشاء اوليه پرورش كرم ابريشم كشور چين بوده و بيش از 5000 سال قدمت دارد. كشورهاي اصلي توليدكننده ابريشم شامل چين(5/57% از توليد جهاني)، ژاپن(2/13%)، هند(3/10)، كره جنوبي(4/5%) و تايلند(1/2%) مي‎باشد.

          معمول‎ترين گونه براي توليد تجاري ابريشم، كرم ابريشم درخت توت يا Bmbyx mori از زير شاخه جانوران بند پا يا Tracheata است. كرم پروانه ابريشم عمدتاً از برگ‎هاي درخت توت تغذيه مي‎كند. توت سفيد يا Morus alba از خانواده Moraceae متداول‎ترين نوع درخت توت در كشور ژاپن است. اين خانواده شامل بيش از هزار گونه مي‎باشد.

          قبل از باز شدن رشته‎هاي ابريشم، پيله را حرارت مي‎دهند تا شفيره آن كشته شود. از يك پيله ابريشم حدود 800 متر نخ رشته‎اي با ملكول‎هاي كشيده و ليفي‎شكل بدست مي‎آيد. پس از جدا شدن نخ ابريشم، شفيره باقيمانده خشك و سپس آسيا مي‎شود. مي‎توان با استفاده از يك مايع حلال چربي آنرا استخراج نمود. پيله‎هاي كرم ابريشم هيچ ارزش غذايي ندارند.

مشخصات پودر شفيره كرم ابريشم

محتواي پروتئين خام پودر شفيره كرم ابريشم(SPM)1 بسيار متفاوت است. در پودر‎هايي كه روغن آنها گرفته شده، نسبت به پودر‎هاي فرآوري نشده ميزان پروتئين خام بيشتر بوده(به‎ترتيب 8/72% و 1/55%) و قابل مقايسه با پودر ماهي با كيفيت خوب است(جدول 1). به‎دليل وجود اسيدهاي آمينه ليزين2، متيونين3، آرژنين4، هيستيدين5 و ترئونين6 كه اسيدهاي آمينه محدود كننده‎اي هستند، پروتئين پودر كرم ابريشم ارزش بالايي ندارد(جدول 2). ضريب اسيدهاي آمينه ضروري و ارزش بيولوژيكي آن به ترتيب 3/61% و 6/51% است.

                                    جدول 1- تركيب شيميايي پودر شفيره كرم ابريشم در مقايسه با پودر ماهي و كنجاله سويا(% ماده خشك)

 

پودر خام

پودر بدون روغن

پودر ماهي(سفيد)

كنجاله سويا

ماده خشك

9/88

9/91

0/91

0/90

پروتئين خام

1/55

8/72

2/68

9/49

چربي خام

2/23

0/2

1/5

4/1

خاكستر

8/3

6/5

4/25

0/7

فيبر خام

5/5

2/6

8/0

5/6

 

                             


 

 

                          جدول 2- نمودار اسيدهاي آمينه ضروري پودر شفيره كرم ابريشم در مقايسه با پودر ماهي و كنجاله سويا(g/6gN)

 

پودر شفيره كرم ابريشم

پودر ماهي(سفيد)

كنجاله سويا

آرژنين

0/6

4/4

4/3

هيستيدين

3/3

5/1

2/1

ايزولوسين

 

0/3

3/2

لوسين

8/7

8/4

7/3

ليزين

1/6

0/5

0/3

متيونين

9/1

8/1

6/0

فنيل آلانين

5/2

5/2

4/2

ترئونين

6/4

8/2

9/1

تريپتوفان

1/1

7/0

7/0

والين

7/4

3/3

3/2

          چربي پودر شفيره كرم ابريشم شامل 12/2% لسيتين7 ، 7/20% اسيد چرب اشباع و 1/70% اسيدهاي چرب غير اشباع(شامل 14% اسيد پالميتيك8، 1/9% اسيد اُلئيك9، 6/24% اسيد لينولئيك10، 14% اسيد لينولنيك11 و 4/8% ديگر اسيدهاي چرب) مي‎باشد. فيبر خام پودر شفيره كرم ابريشم عمدتاً كيتين12 بوده كه استفاده از آن براي اغلب حيوانات (به‎استثناء سخت‎پوستان كه براي تشكيل اسكلت خارجي خود به كيتين نياز دارند) مشكل است. اطلاعات زيادي در مورد محتواي مواد معدني و ويتامين‎هاي پودر شفيره كرم ابريشم در دسترس نيست(جدول 3).

                                        جدول 3-محتواي مواد معدني و ويتاميني پودر شفيره كرم ابريشم

مواد معدني(%)

 

ويتامين‎ها(g1000/mg)

 

كلسيم

63/0

ويتامين E

1000

فسفر

25/1

ويتامين B1

0/15

سديم

03/0

ويتامين B2

0/80

پتاسيم

07/1

ويتامين B12

5/0

واضح است كه انرژي قابل هضم پودر بدون روغن شفيره كرم ابريشم  كمتر از پودر خام است:

        ·          انرژي ناخالص: kcal/kg5939(MJ8/24)

        ·          انرژي قابل هضم پودر خام kcal/kg4190

        ·          انرژي قابل هضم پودر روغن‎گيري شده: kcal/kg3672

جوجه‎ها و خوك‎ها بهتر از ماهي و ميگو پروتئين خام پودر شفيره كرم ابريشم را هضم مي‎كنند. در بين ماهي‎ها، ماهي قزل‎آلا بهتر از كپور معمولي پروتئين را مصرف مي‎كند(به‎ترتيب 4/84% و 9/63%). همانطور كه در جوجه‎ها نشان داده شده، ممكن است محتواي بالاي چربي پودر شفيره كرم ابريشم باعث كاهش قابليت هضم پروتئين شود(جدول 4).

                                                       جدول 4- قابليت هضم آشكار(%) مربوط به پودر شفيره كرم ابريشم

گونه

ماده خشك

پروتئين خام

فيبر خام

جوجه 1

3/58

0/88

0/100

جوجه

7/61

9/84

2/97

خوك

02/79

0/85

0/92

ماهي 3

1/71

6/70

-

ميگو 4

-

05/61

-

 

همچنين پودر شفيره كرم ابريشم حاوي مواد جاذب شيميايي و تحريك كننده اشتهاي ماهي‎هاست. از آنجايي كه مشخصه تحريك براي غذا خوردن به بخش روغني شفيره كرم ابريشم مربوط مي‎شود، ظرفيت جذب‎كنندگي در پودر بدون روغن ناچيز است. ارزش فيزيولوژيكي روغن شفيره كرم ابريشم مطلوب است، ‌اما سطح بالاي اسيدهاي چرب باعث اكسيداسيون سريع آن مي‎شود.

ارزش تغذيه‎اي

هرچند قابليت هضم پروتئين و چربي پودر شفيره كرم ابريشم خوب است، ارزش تغذيه‎اي پودر خام آن پايين بوده و اين مطلب در آزمايشات انجام شده بر روي خوك‎ها، طيور، خرگوش و حيوانات توليدكننده خز اثبات شده است. جدا از كيفيت پايين پروتئين، محتواي بالاي چربي هم داراي يك اثر منفي است. تغذيه خوك‎ها با پودر شفيره كرم ابريشم داراي يك تاثير منفي بر روي طعم گوشت و چربي خوك‎هاست. زماني كه حيوانات توليد كننده خز با پودر شفيره كرم ابريشم تغذيه شده باشند، به دليل وجود محتواي بالاي چربي آن، كيفيت پوست آنها نامناسب خواهد شد. تغذيه حيوانات توليد كننده خز و خرگوش‎ها با مقادير كم پودر شفيره كرم ابريشم روي توليد مثل آنها اثر مثبت دارد. اين تاثير مثبت ناشي از مقادير زياد اسيدهاي آمينه لسيتين و آرژنين در اين پودر است.

          مرغ‎هاي تخمگذار نسبت به يك جيره غذايي حاوي 5% پودر شفيره كرم ابريشم بدون روغن با افزايش توليد تخم‎مرغ واكنش مثبت نشان دادند. با اينحال استفاده از 20% از اين پودر باعث كاهش مصرف غذا و توليد تخم‎مرغ شد، اما طعم و بوي تخم‎مرغ‎ها طبيعي بود. علت اين وضعيت وجود چربي در پودر شفيره كرم ابريشم است.

تاثير روي آبزيان

نتيجه جايگزين كردن پودر شفيره كرم ابريشم به‎جاي پودر ماهي در جيره آبزيان، به گونه آن حيوان آبزي بستگي دارد. در قزل‎آلاي گوشتخوار پاسخ مناسبي به استفاده از پودر شفيره كرم ابريشم مشاهده نشده، درحاليكه در انواع مختلف كپورماهيان و گونه‎هاي گربه‎ماهي اينطور نبود. همچنين به‎نظر مي‎رسد كه در ماهي‎ها، تفاوتي در استفاده از پودر خام يا پودر بدون روغن وجود ندارد. اما در حيوانات مزرعه‎اي كه در خشكي هستند، اينچنين نيست. به هرحال با افزايش درصد اين پودر در جيره غذايي عملكرد آن كاهش مي‎يابد. مناسب‎ترين ظرفيت استفاده از اين پودر بين 10 تا 15% است. در بين جيره‎هاي مختلف حاوي پودر شفيره كرم ابريشم  كه براي تغذيه كپور معمولي استفاده شده بود، يك جيره حاوي 10% پودر بدون روغن، بهترين جيره بود، اما نتيجه استفاده از آن به‎خوبي نتيجه بدست آمده از گروه شاهد كه با پودر ماهي تغذيه مي‎شدند، نبود. در حاليكه عملكرد ماهيان دورگه Catla-roha زماني كه با جيره حاوي 15% پودر خام شفيره كرم ابريشم تغذيه شده بودند حتي از گروه شاهد هم بهتر بود. محتواي چربي اين پودر به صورت معني‎داري بالاتر از محتواي چربي غداي گروه شاهد بود.

          در جيره‎هاي سخت‎پوستان مثل ميگو فقط مي‎توان مقادير كم از اين پودر را جايگزين پودر ماهي نمود. نشان داده شده كه اسـتفاده كامل از اين پودر به جاي پودر ماهي در جــيره ميگوهاي هندي يا Penaeus indicus باعث شكست مي‎شود.

وضع قوانين و مقررات

AAFCO هيچ قانوني را براي مصرف پودر شفيره كرم ابريشم تهيه نكرده است. با اينحال، موسسه قانون‎گذاري مواد غذايي آلمان، پودر شفيره كرم ابريشم را به‎عنوان يك محصول فرعي از فرآوري ابريشم طبيعي تعريف كرده است. اين فرآورده حاوي شفيره كرم ابريشم بدون پيله است كه روغن آن گرفته شده و خشك شده است. فقط استفاده از پودر بدون روغن به‎عنوان يك ماده غذايي مجاز شناخته شده است. حداكثر ميزان قانوني رطوبت 13% و چربي 14% است.

نتيجه‎گيري

پودر شفيره كرم ابريشم، يك خوراك پروتئيني غير متداول است كه مي‎توان آنرا جايگزين قسمتي از پودر ماهي در جيره غذايي حيوانات خشكي‎زي و آبزيان نمود. در حيوانات مزرعه‎اي خشكي‎زي فقط بايستي از نوع بدون روغن اين پودر استفاده شود. در مورد آبزيان(مثل ماهيان پرورشي) انتخاب پودر خام يا بدون روغن چندان مطرح نيست. استفاده از پودر شفيره كرم ابريشم بدون روغن، در ماهي‎ها هم نتيجه خوبي دارد.

          در مورد استفاده از اين پودر به جاي پودر ماهي يا ديگر مواد غذايي پروتئيني، نبايستي بيشتر از 5% پودر شفيره كرم ابريشم بدون روغن، جايگزين پودر ماهي يا ديگر مواد غذايي شود. در جيره غذايي آبزيان مي‎توان تا 15% پودر شفيره كرم ابريشم بكار برد. همچنين مي‎توان يك ماده آنتي‎اكسيدان مفيد به پودر خام شفيره كرم ابريشم اضافه نمود.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در دوشنبه 21 اردیبهشت1388 و ساعت 2:56 بعد از ظهر |

شستشو و ضدعفونی كردن سالن های مرغداری
مرحله 1-تخلیه كود حاصل و حمل و نقل آن با توجه به دستورالعمل (بخشنامه شماره 29771-9/7/ 74 ) سازمان دامپزشكی كشور باید انجام پذیرد .
مرحله 2-پاكسازی سالن ها در محوطه مرغداری از بقایای كود و پر و لاشه و سایر بقایای آلودكننده از دور قبل صورت پذیرد .
مرحله 3-كلیه تجهیزات و لوازم از قبیل دانخوری ، آبخوری و غیره ...... از سالن ها خارج و جهت شستشو و ضدعفونی به محوطه خارج از سالن منتقل شود .
مرحله 4-با استفاده از آب گرم (با فشار قوی ) كلیه قسمتهای سالن ها از قبیل كف – سطوح داخلی و خارجی دیوارهای سالن – پشت بام و سایر تاسیسات (كارخانه تهیه دان – انبار ها – دفتر كار – اتاق نگهبانی و .......) در مرغداری از كود – پر – و گرد و خاك كاملا پاكیزه شود .
مرحله 5-شستشوی بعدی با استفاده از دیتر جنت ها (صابون مایع – محلول های پاك كننده و .......) انجام گیرد و سپس با آب گرم و فشار مناسب كلیه قسمتها پاكیزه شود .
مرحله 6-تعمیر و مرمت هر گونه منفذ و برطرف كردن خرابی های موجود در سطح سالن ها و سایر تاسیسات رفع پارگی های توری پنجره ها در این مرحله الزامیست .
مرحله 7-شعله دادن مف و دیوارهای سالن از داخل و خارج تا ارتفاع 5/1متر .
مرحله 8-ضدعفونی كلیه سطوح (كف – سقف – دیوارها – پشت بام ) با توجه به پیشنهادات مندرج در جداول شماره 1 و 2 .
مرحله 9-نظافت و ضدعفونی سیستم تهویه و سیستم های برق با توجه به بند 7.
مرحله 10–لایروبی و شستشو و ضدعفونی سیستم فاضلاب با توجه به بند 7 .
مرحله 11-پس از پایان مرحله 9 كلیه درب ها و پنجره های سالن ها و ایر تاسیسات تا ضد عفونی نهایی پس از نصب لوازم و تجهیزات از ورود احتمالی موش و باید بسته شوند تا یا افراد غیر مسئول باید بسته نگهداشته شود .
ب :شستشو و ضدعفونی لوازم و تجهیزات
مرحله 1-كلیه لوازم و تجهیزات مرغداری از قبیل دانخوری و آبخوری و آنهایی كه قابل شستشو می باشند به خارج از سالن ها منتقل شود و باید در مرحله اول در آب گرم غوطه ور گردند .
مرحله 2-لوازم فوق را مجددا با آب گرم و برس شسته و سپس با ماده ضدعفونی كننده موثر كه در جدول شماره 1 ذكر گردیده است به مدت دوساعت غوطه ور و ضد عفونی گردند و متعاقبا با آب تمیز آب كشیده شود .
ج :پاكسازی و شستشو و ضد عفونی محوطه
مرحله 1-سطوح آسفالته و بتونی محوطه مرغداری پس از شستشو سالن ها با آب فشار قوی باید كاملا تمیز شود .
مرحله 2-كلیه سطوح مطرح شده در مرحله 1 و همچنین سطوح خاكی و ....... باید شعله داده شوند .
مرحله 3-اسپری ماده ضد عفونی كننده با توجه به مواد ضدعفونی كننده موثر مندرج در جداول برروی سطوح اعم از آسفالت شده و بتونی و شنی و خاكی الزامیست .
مرحله 4–آهك پاشی سطوح غیر قابل شستشو محوطه نرغداری پس از انتقال لوازم و تجهیزات مرغداری به داخل سالن ها با آب آهك تازه انجام پذیرد.
مرحله 5–تامین محلول ضدعفونی در مدخل درب ورودی اداری و سالن ها پس از شستشو و ضد عفونی سالن ها الزامیست .
د: شستشو و ضد عفونی شبكه آبرسانی
1-كلیه شبكه آبرسانی محتوی آب آشامیدنی طیور تخلیه و لایروبی و شستشو و تمیز شود .
2-مخازن و لوله ها با محل ضدعفونی كننده پر گردیده و پس از 24 ساعت محلول تخلیه و سپس سیستم با آب تمیز شستشو داده شود .
ه :استفاده از فرمالین جهت ضد عفونی
1-استفاده از لباس كار – ماسك و دستكش مناسب در زمان استفاده از فرمالین ضروری است .
2-قبل از شروع استفاده از فرمالین باید كلیه پنجره ها و هواكش ها و كلیه نقاطی كه امكان خروج گاز از آنها وجود دارد بسته شوند .
3-پس از قرار دادن كلیه وسایل و تجهیزات و ملزومات مورد نیاز دوره پرورش در داخل سالن ها نسبت به توزیع بستر مناسب و سالم به نحوی كه در مسیر رفت و آمد قرار نگرفته باشد اقدام و متعاقبا نسبت به گاز دادن اقدام شود .
4-در صورتی كه جهت ضدعفونی سالن ها از تركیب پرمنگنات و فرمالین استفاده شود به میزان حداقل 10 گرم پرمنگنات و 20 سانتی متر مكعب فرمالین برای هر متر مكعب لازم می باشد . حداقل درجه حرارت سالن كمتر از 25 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 65 درصد باشد .
بخار دادن (با غلتك 1×2)
40 سی سی فرمالین +20 گرم پرمنگنات پتاسیم برای هر 8/2 متر مكعب

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در جمعه 18 اردیبهشت1388 و ساعت 2:12 بعد از ظهر |
گاوها هرچه به زمان زايمان و آغاز دوره شير دهي جديد نزديك تر مي شوند ٬ دچار تنش يااسترس بيشتري مي شوند . در خلال اين دوره ي انتقال ٬ بسياري تغييرات بيولوژيكي جهت مراحل مختلف زايمان و شروع شير دهي رخ ميدهد و البته تغييرات عمده تري در روش مديريت اين دوره نيز انجام مي شود كه مزيد بر استرس هاي بيولوژيكي مي باشد . مديريت زايمان گاو

مدیریت زايمان گاوها هرچه به زمان زايمان و آغاز دوره شير دهي جديد نزديك تر مي شوند ٬ دچار تنش يااسترس بيشتري مي شوند . در خلال اين دوره ي انتقال ٬ بسياري تغييرات بيولوژيكي جهت مراحل مختلف زايمان و شروع شير دهي رخ ميدهد و البته تغييرات عمده تري در روش مديريت اين دوره نيز انجام مي شود كه مزيد بر استرس هاي بيولوژيكي مي باشد . همانگونه كه همگان قبول دارند ٬ دوره ي انتقال دوره ي بسيار حساس در جهت پيشگيري از مجموعه مشكلات دام مي باشد . با وجود تلاش بسيار حساس در جهت پيشگيري از مجموعه مشكلات دام مي باشد . با وجود تلاش بسيار متخصصين عملي تغذيه ي گاو و محققين دانشگاهي ٬ مشكلات اوايل دوره ي شير دهي همچنان وجود دارد . يك توصيه عملي بسيار معمول اين كه دريافت مواد غذايي توسط دام را قبل از زايمان بايد تحت نظر گرفت . دريافت غذا به ويژه در هفته ي آخر قبل از زايمان يك مسئله طبيعي است .
 سه هفته قبل از زايمان دريافت ماده ي خشك گاو وتليسه ي شكم اول حدود 9/1 و7/1 درصد وزن بدن آن مي باشد ولي تفاوت هاي عمده اي از يك گله تا گله ديگر از نظر در يافت ماده ي خشك ديده شده است . متاسفانه زماني كه نياز گاو به مواد غذايي جهت رشد جنين و آماده شدن سيستم پستاني براي دوره ي شير دهي بعدي افزايش مي يابد ٬اشتهاي گاو كاهش پيدا مي كند . به همين علت توصيه ي افزايش دادن دريافت ماده ي خشك (مواد غذايي) به نظر منطقي مي آيد. حدود 10 سال قبل تحقيقي انجام داديم كه در آن گاوهايي كه به طور طبيعي قبل از زايش ٬ كاهش دريافت غذايي داشتند با گاوهايي كه به طور دستي تغذيه ي اجباري شدند (به صورتي كه دريافت ماده ي خشك آنها كاهش نيافت ) مقايسه گرديدند ٬ گاوهايي كه به طور اجباري تغذيه شده اند ٬ تمام پس مانده ي آخور آنها به صورت دست ي وارد شكمبه آنها شد (از طريق فيستول بادريچه ي تعبيه شده ).
شكل شماره 1 دريافت ماده خشك 2 گروه گاو را نشان مي دهد در مقايسه گاوهائي كه تغذيه اجباري داشتند و دريافت ماده خشك آنها كاهش نداشت ٬وضعيت آنها پس از زايمان بهتر از گروه شاهد بود . چربي كمتري در كبد و كتون كمتري در خون داشتند و آنها شير بيشتر و با درصد چربي بالاتري توليد كردند . برداشت منطقي از اين تحقيق افزايش مقدار در يافت ماده ي خشك در قبل از زايمان بود و اين توصيه پيغامي بود كه از آن زمان ما به دامدار ٬دامپزشك و متخصص تغذيه ارسال مي كرديم . شواهد قوي وجود دارد كه احتمال برداشت ديگري از نتايج تحقيق فوق را تقويت مي كند . تحقيقاتي در دانشگاه ايلينويز و اخيراً در دانشگاه فلوريدا انجام گرديده كه نتيجه گيري جديدي را عرضه مي كند و آن اين محدوديت تغذيه در دوره ي انتقال (دوره ي خشكي ) به خوبي تغذيه اجباري يا تغذيه آزاد پاسخ داده است .
شكل شماره (2) منحني دريافت ماده ي خشك با محدوديت را نشان مي دهد . دقت كنيد كه دريافت ماده ي خشك تغذيه با محدوديت و تغذيه گروه شاهد (طبيعي) در قبل از زايمان برابر است . تحقيق دانشگاه ايلينويز نشان داد كه چربي كبد گاوهاي تغذيه شده با روش محدوديت ٬ كمتر بوده و پس از زايمان دريافت ماده ي خشك آن ها بالاتر رفته است . جهت دستيابي به پاسخ واقعي ٬ نياز به بررسي مجدد نتايج مطالعه ي تغذيه اجباري و تحقيقات انجام شده در دانشگاه هاي ايلينويز و فلوريدا داشتيم . پس از بررسي نتايج تحقيق قبلي خود كه در آن گاوها به روشي تغذيه شده بودند كه موجب تفاوت فاحشي در دريافت ماده خشك گاوهاي خشك نزديك زايش گرديد به اين نتيجه رسيديم كه نتايج تحقيق ما هيچ گونه رابطه اي ميان ميانگين دريافت ماده ي خشك 3 هفته ي آخر آبستني و مقدار چربي جمع شده در كبد پس از زايمانرا نشان نداد ولي رابطه معني داري را بين كاهش دريافت غذا در سه هفته آخر آبستني و مقدار چربي جمع شده در كبد پس از زايمان گاوها را نشان داد .
بدين معني كه هر چه دريافت غذا كاهش بيشتري داشت جمع شدن چربي در كبد بيشتر بود . در تحقيق اوليه ي ما تغذيه ي اجباري به ما اين امكان را داد كه دريافت غذا را به حداكثر برسانيم وهمچنين در جهت پيشگيري از كاهش دريافت مواد غذايي در قبل از زايمان كمك زيادي كرد و اكنون با پديده هاي نوين توصيه مي گردد بالا بردن دريافت غذا به سمت حداكثر ٬ جهت سلامتي و توليد خوب گاو پس از زايمان ضروري نيست .
شايد بهتر باشد در دوره ي قبل از زايمان سعي و تلاش در جهت دريافت مواد غذايي شود تا بالا بردن دريافت مواد غذايي . در يافت بالاتر ماده ي خشك زيان آور نيست و نبايد عليه اين كار تبليغ گردد ولي اگر گاوها نتوانند مقدار دريافت ماده ي خشك را در خلال دوره ي زايمان ادامه دهند در معرض خطر بيشتري قرا ر خواهند گرفت . پر واضح است كه امكان نگهداري اشتهاي كل گاوها وجود ندارد و متاسفانه تحقيقات كافي در اين خصوص وجود ندارد تا بتوان استراتژي مناسبي را در جهت جلوگيري از كم شدن دريافت ماده ي خشك ارايه نمود . تنها توصيه هاي منطقي را مي توان قبول كرد و بكار برد . در دوره ي قبل از زايش يا دوره ي خشكي نزديك زايمان به طور طبيعي گاو غذاي كمتر مي خورد بنابر اين پيشگيري از هر مسئله اي كه باعث كاهش بيشتر دريافت غذا گردد٬بسيار مهم و حياتي است . مهم ترين نكات جهت يادآوري : - جايگاه گاوهاي نزديك زايمان را متراكم نكنيد .
اين مشكل معمول گاوداري هاست به ويژه گاوداريهاي توسعه يافته و در تهيه ي جايگاه مناسب جهت گاوهاي در حال انتقال موفق نشده اند . تراكم جمعيت در جايگاههاي با Free-stall 90% تعداد جايگاه آزاد انفرادي است . در جايگاه هاي بدون free-stall و باز حدود 30 متر مربع (مسقف و آزاد )براي هر گاو بايد در نظر گرفته شود . - از جابه جايي بيش از حد پيشگيري كنيد . محيط هاي جديد و گروه جديد گاو ايجاد تنش مي كند . داشتن گروه هاي متعدد لزوماً يك حسن نيست . به ويژه از جابه جايي گاو وتليسه قبل از زايش بايد اجتناب شود . - گاو و تليسه را در صورت امكان جدا از هم نگهداريد . با اين كه حساسيت تليسه نسبت به گاو در برابر مشكلات كم تر است ولي اگر در محل غذاو آخور قادر به رقابت با گاو نباشد با جدا سازي آنها اين مسئله ايجاد مشكل نخواهد كرد . - از تغيير شديد جيره ي غذايي اجتناب گردد . به خصوص از افزودن ناگهاني مواد غذايي كه خوش خوراك نيستند از قبيل (پودر خون٬ چربي) جلوگيري شود .
دوره ي انتقال زمان خوبي جهت تغذيه دام با علوفه ي خراب يا كپك زده نيست . - از غذاي كاملاً مخلوط جهت تغذيه ي گاوهاي نزديك زايش استفاده گردد تا قابل جدا سازي و و انتخاب گاو نباشد . بدين وسيله از مصرف نشاسته و كنسانتره بيش از حد جلوگيري خواهد شد و حتي مواد غذايي غير خوش خوراك را به اين روش مي توان به گاو خوراند . - از تنش گرمايي جلوگيري كنيد . به طور معمول به گاوهاي شيري از اين نظر رسيدگي مي شود و نبايد گاوهاي نزديك زايمان را فراموش كنيد . - آب تازه و به مقدار كافي در اختيار گاوها قرار دهيد . روش تغذيه محدود كننده ي مقدار غذا يك امتياز است به خصوص براي گاودارا ني كه نمي توانند مقدار بالاي دريافت غذا در گروه گاوهاي نزديك زايمان را انجام دهند و يا گاوداراني كه ترجيح ميدهند به طور اجبار دريافت ماده غذايي را بالا ببرند .
با محدود نگه داشتن در يافت غذا ٬ احتمال كاهش شديد اشتها و دريافت ماده ي خشك در نزديك زايمان افزايش مي يابد . از نقطه نظر علمي كاربردي محدود كردن در يافت غذا بسيار ساده و قابل انجام است و تنها با افزايش فيبر انجام مي شو د . تعداد زيادي مطالعه و تحقيق نشان داده اند كه دريافت غذا توسط گاو نزديك زا Close-up ارتباط زيادي به مقدار فيبر جيره دارد . براي موفق شدن در محدود كردن غذاي دريافتي بايد غذا را در آخور ها با گردن گير و يا در Stanchion انجام داد . در صورتي كه تغذيه به طو ر گروهي انجام شود٬ رقابت موجب خواهد شد كه تعدادي گاو غذاي بسيار محدودي در يافت كنند و تعدادي ديگر به طور غير محدود غذا بخورند .
متاسفانه به اندازه كافي مطالعه و تحقيق در اين رابطه كه سطح فيبر جيره و مقدار جيره ي گاو هاي نزديك زا چقدر باشد تا با كمترين استرس و به آرامي دوره ي انتقال توسط گاو طي شود ٬ انجام نشده ولي به هر حال مدارك كافي وجود دارد كه اشاره به تغذيه ي جيره با انرژي بالا (براي گاو close-up (Mcal/nei/b/dm 0/72-0/70 ٬ (34-40 درصد كربوهيدرات غير فيبري NFC و حداقل 32/0 NFC )كه البته اين توصيه صد درصد و تضمين عليه حل مشكلات پس از زايش نيست. پيدا كردن راه و روش صحيح براي گله ي شما هميشه ساده نمي باشد ولي اجازه ندهيد كه چند مشكل كوچك سد راه شما جهت رسيدن به پاسخ صحيح شود .

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در سه شنبه 18 فروردین1388 و ساعت 11:35 قبل از ظهر |

شناسايي ژنهاي موثر بر روي كيفيت شير در گاوهاي شيري

 قربان الياسي زرين قبايی1، ام البنين پيراهري2 و آرش جوانمرد3

1- كارشناس ارشد مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبیعی استان آذربايجان شرقي

2- کارشناس ارشد سازمان جهاد کشاورزی استان آذربايجان شرقی

3- دانشجوی مقطع دکترای علوم دامی دانشگاه مالزی

  بسياري از تحقيقات انجام گرفته بر روي شناسايي نقشه ژنتيكي در گاوهاي شيري, در زمينه تعيين مكانهاي ژني مرتبط با توليد شير مي باشد. گذشته از اختلافات بسيار زياد موجود بين نژادها از لحاظ مقدار توليد و كيفيت شير كه به صورتهاي مختلف در مقالات گزارش شده است، تحقيقات زيادي بر روي بررسي اختلافات موجود در داخل هر نژاد از لحاظ توليد شير صورت گرفته است. اين تحقيقات بيشتر بر روي صفاتي انجام شده كه بتوان به آساني در جمعيتهاي تجاري داراي روابط خويشاوندي برادر و خواهر ناتني تعيين نقشه نمود كه اين جمعيتها در مقياس وسيع توسط تكنيك تلقيح مصنوعي ايجاد ميگردند. ولي توليد يك شجره و ثبت ركوردهاي آن در گاو (بخصوص براي تحقيقات تعيين نقشه ژنتيكي) وقت گير و هزينه زا مي باشد.

در درون يك جمعيت Half-Sib موجود, ثبت ركوردهاي مرتبط با توليد شير و تعيين ژنوتيپ دختران حاصل از هر نر والد، زمينه اي را فراهم مي سازد تا ژنهاي هتروزيگوت موجود در نرها تشخيص داده شوند. چنين ژنهايي در دختران آنها تفكيك مي شوند كه بطور متوسط نصف دخترها يك الل و نصف ديگر الل بعدي را به ارث خواهند برد بنابراين, اگر عملكرد توليدي دخترهاي اين نر توسط يك الل تحت تاثير قرار گيرد در اين صورت اين اللها از نر والد بصورت نشانگرهاي ويژه اي به ارث مي رسند و اين موضوع بيانگر اين است كه يك ژن موثر بر روي صفت با يك ماركر پيوسته است.

طرح توليد دختر از يك والد نر به منظور تعيين نقشه ژنتيكي, يك روش قدرتمندي براي تشخيص چنين ژنهايي در تست نتاج مي باشد (Weller et al 1990). اين روش شجره هاي Half-Sib را در صنعت گاو شيري توليد مي كند كه فعاليتها بر روي نشانگرهاي ژنتيكي در نرها و پسرانشان متمركز مي گردد. گاوهاي نر حاصل از نر والد هيچگونه ركورد توليد شير ندارند اما ركوردهاي زيادي از دختران آنها وجود دارد كه در واقع نوه هاي گاو نر والد مي باشند بنابراين ارزش اصلاحي هر گاو نر حاصل از گاو نر والد اصلي بهتر از ارزش اصلاحي دختران (كه بر اساس ركوردهاي توليد شير خودشان برآورد مي گردد) تخمين زده مي شود. بنابراين با تعيين ژنوتيپ نرها و پسران آنها و استفاده از ركوردهاي عملكرد دختران پسرهاي يك گاو نر هتروزيگوت قدرت تشخيص ژن موثر بر يك صفت افزايش پيدا مي كند.

به منظور تشخيص ژن و يا ژنهاي موثر بر يك صفت (QTL) در نظر گرفتن نوه ها براي تعيين ژنوتيپ تنها يك چهارم از حيواناتي كه در روش دختران يك نر نياز است احتياج دارد. امروزه تعيين نقشه هاي ژنتيكي مرتبط با توليد شير در حيوانات و ثبت ركوردهاي آنها بر روي گله هاي اصلاحي ملي انجام مي گيرد.

به علت اينكه توليد چربي و پروتئين و درصدها و ركوردهاي آنها مرتبط با كل توليد مي باشند بسياري از مكانهاي ژني تعيين نقشه شده موثر بر كيفيت شير با در نظر گرفتن اثرات مختلف, بر روي تركيبات شير تاثير دارند. يكي از گسترده ترين تحقيقات انجام شده در اين مورد توسط Zhang و همكاران (1998) گزارش گرديد كه 206 نشانگر در روي 1794 فرزند نر حاصل از 14 نر والد تعيين ژنوتيپ گرديد كه هر فرزند نر داراي حدود 1000 دختر تحت ركورد بود. بنابراين در كل اين تحقيق تعداد 2000000 ركورد دختري براي برخي صفات مورد ارزيابي قرار گرفت. 6 اثر بسيار معني داري بر روي 3 كروموزوم شناسايي شدند كه 3 صفت توليد شير, درصد چربي و درصد پروتئين را تحت تاثير قرار مي دادند. در كروموزوم شماره 3 اثر معني دار QTL بر روي درصد چربي شير مشخص گرديد در كروموزوم 6 گاو اثر معني دار QTL در هر سه مورد توليد شير, درصد چربي شير و درصد پروتئين شير شناسايي گرديد. و بالاخره در كروموزوم 20 اثرات معني دار در درصدهاي چربي و پروتئين شير گزارش گرديد. نتايج حاصل از اين تحقيق چشمگيرتر از ساير تحقيقات بود كه توانستند اثرات معني داري را روي چند صفت گزارش كنند.

همانطوري كه انتظار ميرفت صفات متاثر از اين جايگاه هاي ژني داراي پيوستگي ژنتيكي ميباشند مثلاً درصد پروتئين و چربي شير هم جهت با يكديگر افزايش و يا كاهش مي يابند ولي افزايش در توليد شير باعث كاهش چربي و پروتئين شير مي گردد. بايد به خاطر داشت كه نتايج بدست آمده در كروموزوم 3 جزو جايگاه هاي QTL است و تنها درصد پروتئين شير را تحت تاثير قرار مي دهد و نشان مي دهد كه ارتباط بين صفات مطلق نيست و محدوده پيوستگي ژنتيكي از 1- تا 1+ متغير مي باشد.

ديدگاه ديگر در تحقيقات اين است كه خود پروتئينهاي شير به عنوان ژنهاي كانديد بر روي تركيبات شير موثر بوده و خصوصيات فراوري شير را تحت تاثير قرار مي دهند. تا كنون تعداد زيادي الل براي انواع چهارگانه كازئين, بتالاكتوگلوبولين و آلفا لاكتالبومين كشف شده اند. ارتباط قابل قبول و تكرارپذيري بين واريانتهاي ژنتيكي اين مكانهاي ژني و ميزان چربي, پروتئين و كيفيت آنها در ارتباط با توليد پنير و كيفيت آن پيدا شده است كه اين ارتباط در تحقيقات مختلف, متفاوت گزارش شده است كه در برخي موارد هم به اختلاف نژاد گاوهاي مورد مطالعه و حتي شانس بستگي دارد. براي مثال ارتباط دو واريانت عمده بتالاكتوگلوبولين (A و B) با تفاوت در ميزان پروتئين شير مشخص شده است.

حيوانات هموزيگوت براي واريانت A بتالاكتوگلوبولين داراي ميزان پروتئين بيشتري در شير نسبت به حيوانات هموزيگوت براي واريانت B بتالاكتوگلوبولين به واسطه سطوح بالاتر پروتئين آب پنير مي باشند. اما ژنوتيپ BB ميزان كازئين بيشتري نسبت به ژنوتيپ AA دارد. بالا بودن ميزان كازئين در شير حاصل از ژنوتيپ BB بتالاكتوگلوبولين باعث توليد مقدار بيشتر پنير مي گردد. اثرات مشابهي كه ميتواند توليد پنير و كيفيت آن را تحت تاثير قرار دهد در واريانت B كاپاكازئين در مقايسه با واريانت A در اين لوكوس پيدا شده است(Ng-Kwai-Hang 1998, Buchberger and Dovs 2000).

بايد يادآوري گردد كه تعيين نقشه مكان ژني كازئين در يك كلاستر ار كروموزوم 6 گاو صورت گرفته كه ممكن است باعث تغيير درصد پروتئين شود. غربال ژنومي و مطالعه ارتباط اين ژن با صفات توليدي نشان داده كه جايگاه ژني كازئين با تركيب شير و كيفيت آن در گوسفند و بز نيز ارتباط معني داري دارد.

 

منابع

Buchberger, J., Dovc, P. 2000. Lactoprotein genetic variants in cattle and cheese making ability. Food Technology and Biotechnology 38: 91-98.

Ng-Kwai-Hang K.F. 1998. Genetic polymorphism of milk proteins: Relationships with production traits, milk composition and technological properties. Canadian Journal of Animal Science 78: 131-147 Suppl. S

Weller, J.I., Kashi, Y. and Soller, M. 1990. Power of daughter and granddaughter designs for determining linkage between marker loci and quantitative trait loci in dairy cattle. Journal of Dairy Science 73: 2525-2537.

Zhang Q., Boichard D., Hoeschele I., Ernst C., Eggen A., Murkve B., Pfister-Genskow M., Witte L.A., Grignola F.E., Uimari P., Thaller G., Bishop M.D. 1998. Mapping quantitative trait loci for milk production and health of dairy cattle in a large outbred pedigree Genetics 149: 1959-1973.

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در سه شنبه 18 فروردین1388 و ساعت 11:29 قبل از ظهر |

یکى از مهمترین مسائل یک دامدارى، چگونگى تامین خوراک دامهاست. چون خوراک دام یک ماده حیاتى است که باید بهصورت دایمى (روزانه و بهموقع) در اختیار دام باشد. بنابراین، تامین غذاى دام به عنوان یک اصل مهم اهمیت زیادى دارد. یک دامدار باید براى تامین غذاى سالیانه دام و جلوگیرى از خطر کمبود غذاى دام یا افزایش هزینه آن، در فصل تابستان با جمعآورى علوفه یا سیلوکردن، توشه زمستانه را براى دامها مهیا کند. در دامدارىهاى ایران معمولا نیاز غذایى دام را کنسانتره و دیگر علوفه تشکیل مىدهد. در استان گیلان با توجه به شرایط جغرافیایى منطقه، انواع علوفهاى را که به دام شیرى یا گوشتى مىدهند، عبارتند از: کاه گندم، کاه جو، سیلوى ذرت، ذرت علوفهاى، علف باغات، پَس چَر مزارع، برگ درختان، یونجه، شبدر و کاه برنج مىباشد که دراین میان کاه برنج بیشترین مواد را در تغذیه دام تشکیل مىدهد.

با این حال جمعیت دامى استان آنقدر زیاد است که انواع علوفه گفته شده نمىتواند نیاز غذاى دامهاى منطقه گیلان را تامین کند. بنابراین براى تامین خوراک دام مىتوان از سایر منابع موجود استفاده کرد. یکى از این منابع مهم گیاه آزولا است. در این نشریه، ضمن معرفى آزولا، چگونگى و راههاى عملآورى و استفاده از این گیاه براى شما روستاییان عزیز توضیح داده مىشود.

استفاده از آزولا در تغذیه دام

گیاه آزولا براى اولین بار توسط دانشمندى به نام لامارک شناسایى شد. این گیاه به صورت شناور و به رنگهاى سبز و قرمز با منظره زیبایى در مردابها، تالابها، استخرهاى پرورش ماهى، گودالهاى کمعمق و رودخانههاى داراى آب کم و آبگیرها دیده مىشود. دامداران ساکن اطراف مردابها یا افرادى که در حاشیه رودخانهها زندگى مىکنند و ... به راحتى مىتوانند از این علوفه خوراک دامهاى خود استفاده کنند.

آزولا در مردابها ، تالابها ، استخرهای پرورش ماهی و ... میروید

رنگ آزولا در موقع رشد و نمو (فصل بهار و تابستان) سبز است و در موقع پاییز و زمستان به علت پوسیدگى قرمز مىشود که در این موقع، براى غذاى دام مناسب نیست. چرخه زندگى گیاه آزولا 15-30 روز طول مىکشد. با توجه به شرایط جغرافیایى و اقلیمى منطقه و نوع جنس آزولا، میزان آن 30-80 تن در هر هکتار در ماه مىباشد. از این رو با توجه به شرایط منطقه مىتوان از این گیاه استفاده کرد.

تولید زیاد بدون عملیات کاشت و استفادههاى مختلف با روشهاى ویژه نگهدارى در دیگر فصلها و ساده بودن کار، باعث شده تا آزولا به صورتهاى تازه، آب چکیده، خشک و یا سیلوشده مورد استفاده دامها قرار بگیرد.

مشخصات گیاه آزولا آزولا نوعى علف آبى از جنس گیاهى به نام سرخس مىباشد و در تمام مناطق دنیا وجود دارد. آزولا به فراوانى در کانالهاى آبیارى و بخصوص در مزارع برنج یافت مىشود. اندازه گیاه آزولا حدود 3 سانتىمتر است. ساقه این گیاه به صورت شناور با برگهاى کوچک و یک در میان روى هم قرار دارند.

از آزولا میتوان برای تغذیه دامها استفاده کرد

ریشه آزولا به صورت معلق در آب قرار دارد و طول آن به اندازه 2-5 سانتىمتر مىرسد، برگهاى آزولا دو قسمتى است. قسمت رویى برگ به رنگ سبز یا صورتى و گوشتى است و قسمت زیرى آن که نازکتر است، با بافتهاى اسفنجى به صورت نیمه معلق در آب قرار دارد.

آزولا داراى چند نوع ریشه است که به صورت افشان و آویزان رشد مىکنند.ریشه و ساقههاى مسن در مرحله پوسیدگى به رنگ قهوهاى یا قرمز مىشوند.

آزولا در مرحله پوسیدگی به رنگ قهوه ای یا قرمز در می آید

ویژگىهاى آزولا

آزولا به فراوانى در رودخانههاى کمشیب و آب پشت سدها و در منابع آبى که راکد هستند، به راحتى رشد مىکند. میزان تولید روزانه آن در حدود 2 تن مىباشد. استفاده از آزولا بسیار راحت است. همچنین آزولا با روشهاى ساده تکثیر و برداشت مىشود. این مسائل جزء ویژگىهاى گیاه به حساب مىآید.

در بعضى از مکانها، لایهاى ضخیم از آزولا سطح آب را مىپوشاند و لایههاى زیرین آن به طور دائم در حال پوسیدهشدن است. بنابراین آب این نهرها از نظر مواد غذایى بویژه فسفر، منگنز، آهن و ازت بسیار غنى است. آزولا مخصوص مناطق معتدله است و در محیطهاى اسیدى رشد مىکند و در دماى 14-40 درجه سانتیگراد هم رشد دارد.

گیاه آزولا در مناطق معتدله رشد خوبی دارد

روش تکثیر و انتشار آزولا آزولا به راحتى در آبگیرها پرورش یافته و تکثیر مىشود. روش معمول تکثیر، روش سبزینهاى است. براى این منظور کافى است که قسمتى از بافتهاى سبز و تازه آزولا را برداشته و در آبگیرهایى که ارتفاع آب در آنها حدود 5-40 سانتىمتر است، پخش کنید. دماى حدود 20-30 درجه سانتىگراد براى رشد و نمو آزولا بسیار مناسب است. انتشار آزولا از طریق آبهاى جارى، انسان و یا پرندگان صورت مىگیرد.

روشهاى مختلف استفاده از آزولا اصلىترین هدف از پرورش آزولا تامین خوراک دام است. با توجه به اینکه بیش از 2 میلیون هکتار از مساحت کشور، به خصوص مناطق گیلان استعداد خوبى براى پرورش این گیاه دارند، مىتوان از آن براى تامین خوراک دام استفاده کرد.

آزولا داراى 23-30درصد پروتئین خام، 4درصد چربى خام و 3/5 درصد قند محلول و یک درصد فسفر است. علاوه بر آن، از املاح و ویتامین نیز غنى مىباشد. آزولا به شکلهاى مختلف در تغذیه دام مورد استفاده قرار مىگیرد که مهمترین آنها عبارتند از:

آزولاى تر گیاه آزولا را در موقع بهار و تابستان که رنگ آن سبز است، برداشت کرده و یک درصد نمک به آن اضافه مىکنند و به عنوان علوفه در اختیار دام قرار مىدهند.

آزولای تر را با یک درصد نمک میتوان به دام داد

آزولاى نیمه خشک (آب چکیده) آزولا را پس از برداشت حدود 10-24 ساعت در محوطهاى پهن مىکنند تا رطوبت آن گرفته شود و سپس با اضافهکردن یکدرصد نمک، آن رادر اختیار دام قرار مىدهند.

آزولاى خشک گیاه آزولا را پس از برداشتکردن، مدت زیادى در مقابل آفتاب مىگذارند تا خشک شود. در حین خشکشدن چندین بار آزولا را به هم مىزنند تا رطوبت آن کاملا گرفته شود. آنگاه آزولاى خشک شده را در گونى ریخته و انبار مىکنند و در مواقع مختلف (معمولا زمستان) با کنسانتره مخلوط مىکنند و در اختیار دام قرار مىدهند.

آزولاى سیلوشده بهترین روش نگهدارى و عملآورى علوفه آزولا، استفاده از سیلوى آن است. در این روش، چون آزولا با مواد دیگرى مخلوط مىشود، ارزش غذایى آن بالا مىرود و خوشخوراکتر مىشود. از سوى دیگر، آزولاى سیلوشده را مىتوان به عنوان علوفه تر در تمام فصول سال در دامدارىهاى شیرى یا گوشتى استفاده کرد.

با سیلو کردن، ارزش غذائی آزولا زیاد شده و خوش خوراکتر میشود

روش سیلوکردن آزولا

یکى از راههاى نگهدارى آزولا سیلوکردن آن است. در این روش، آزولا را پس از برداشت به مدت 24 ساعت در فضاى آزاد پهن مىکنند تا مقدارى از رطوبت آن گرفته شود. سپس 75 کیلوگرم از آزولا را با 25 کیلوگرم تفاله خشک چغندر قند (تفاله خردشده) مخلوط مىکنند. پس از آمادهسازى جایگاه سیلو، مقدارى علوفه خشک را به ارتفاع 15 سانتىمتر درداخل سیلو مىریزند و سپس آزولاى مخلوط شده را روى علوفه مىریزند و توسط غلتک چوبى یا لگدکوبکردن، مواد سیلوشده را فشرده (متراکم) مىکنند.

سیلو کردن آزولا ، یکی از راههای نگهداری آن است

دوباره 75 کیلوگرم آزولا و 25 کیلوگرم تفاله چغندر قند را با هم مخلوط کرده و در داخل سیلو ریخته و فشرده مىکنند و این عمل را آنقدر ادامه مىدهند تا سیلو پر شود. پس از پرشدن سیلو روى آن کاه ریخته و سپس با پلاستیک کاملا مىپوشانند. روى پلاستیک سیلو، جسم سنگینى مثل سنگ، بلوک، آجر، چوب یا گل مىریزند تا آزولا سیلو شده در حالت فشرده (و بدون هوا) حفظ شود. پس از گذشت حدود 45 روز، علوفه آزولا به سیلوى آزولا تبدیل مىشود. با بازکردن سیلو بوى ترشى کاملا احساس مىشود، از این پس مىتوان از سیلوى آزولا به همراه دیگر علوفه در تغذیه پروارى یا شیرى استفاده کرد.

پس ازگذشت 45 روز علوفه آزولا به سیلوی آن تبدیل میشود

نحوه استفاده از سیلوى آزولا در تغذیه دام از سیلوى آزولا در تغذیه دام به روش زیر استفاده مىشود:

- روز اول نیم کیلوگرم آزولاى سیلوشده را با کاه مخلوط کرده و در اختیار دام قرار مىدهند.

- در روز دوم مقدار یک کیلوگرم سیلوى آزولا را با کاه مخلوط کرده وبه دام مىدهند.

- این عمل را هر روز با افزایش نیم کیلوگرم آزولاى سیلوشده به مقدار روز قبل تکرار مىکنند. پس از گذشت یک هفته، حیوان کاملا به جیره جدید عادت مىکند. براى هر راس گاو پروارى مىتوان تا مقدار 10 کیلوگرم و براى هر راس دام شیرى تا 15 کیلوگرم آزولاى سیلوشده را به صورت روزانه استفاده کرد.

سیلوی آزولا را باید به تدریج در اختیار دام قرار داد

پس از هر بار استفاده از سیلو، بلافاصله روى سیلو را کاملا مىپوشانند تا از ورود هوا و خرابشدن سیلو جلوگیرى شود. آزولاى سیلوشده چون به صورت تازه با تفاله چغندر سیلوشده ست، بسیار خوشخوراک بوده و از پروتئین و قابلیت هضم بالایى برخوردار است.

چند نکته مفید:

1- گیاه آزولا به صورت شناور در مردابها، استخرهاى پرورش ماهى، آبگیرها و رودخانهها با آب کم مشاهده مىشود.

2- قسمت رویى برگ آزولا به رنگ سبز یا صورتى و گوشتى است.

3- گیاه آزولا با روشهاى ساده، تکثیر و برداشت مىشود.

4- اصلىترین هدف از پرورش آزولا، تامین خوراک دام است.

5- آزولا داراى پروتئین و چربى خام، قند محلول و از املاح و ویتامین غنى است.

6- در بهار و تابستان، از آزولاى تر، در تغذیه دام استفاده مىکنند.

7- آزولاى خشک را با کنسانتره مخلوط کرده و در زمستان در اختیار دام قرار مىدهند.

8- آزولاى سیلوشده را مىتوان در تمام فصلهاى سال به دامهاى شیرى گوشتى داد.

9- پس از هر بار استفاده از سیلوى آزولا، روى سیلو را کاملا بپوشانید

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در جمعه 7 فروردین1388 و ساعت 8:8 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در سه شنبه 13 اسفند1387 و ساعت 11:46 قبل از ظهر |

هزينه ها و درآمدهاي يك واحد توليد كننده جوجه از زبان آمار و ارقام

 نام : دکتراحمدظهیرنیا
تماس : dr.zahirnia@gmail.com

بطوری که خوانندگان محترم استحضاردارنداینجانب تولیدکننده جوجه یک روزه گوشتی دراستان آذربایجان شرقی وشهرتبریزهستم فارم ماهم اکنون درهفته 54تولید میباشد امروز مروری بردخل وخرج وبدهی هاومطالبات وخلاصه به سرنوشت وآینده خودداشتم وآنرانه باسالهای بسیاردوربلکه بادوره قبل موردمقایسه قرارمیدادم به نتایج جالب توجهی دست پیداکردم وعمق فاجعه برایم شکلی عملی پیداکرد و بی مناسبت ندیدم که همکاران وعزیزان ودلسوزان این صنعت راهم درجریان بگذارم

 البته مادرمحاسبات خوداستهلاک تجهیزلت ومیزان بهره دهی سرمایه های ثابت وسود و بهره بانکی وبهره وجوهی راکه برای تهیه نهاده ها از بازار آز اپرداخت میکنیم وحق الزحمه ای برای مدیران وغیره رالحاظ نکرده ایم فقط خرید و فروش و هزینه های جاری متفرقه درگزارشمان آورده ایم آمار و ارقام از دفاتر و کامپیوتراستخراج شده وکاملا مستند و مطابق با واقعیت هامیباند .غرض ازذکراین آمار و ارقام بازگوکردن حقایقی است که هم اکنون برسرتولیدمیگذرد حقایقی تلخ وجانکاه وغصه وغم ازاینکه چرابایداین مسائل پیش آیند و چرا تولیدکنندگان ماکه افرادی قانع وعاشق میهن ومردمشان هستند به این سرنوشت مبتلاشوند و این دردواین غصه رابه کجابرند و ترس و واهمه خودراازاینکه خدای ناکرده روزی برسد و اینان تاب وتوان ادامه تولید را نداشته باشند پیش کدام مرجع  و کدام دلسوزی ابرازنمایند.

اماباوجودتمام مراتب بالاوآنچه درآماروارقام خواهد آمد مجداداسخن همیشگی خودرا باصدای بلندوفریادگونه تکرارمیکنم که ما تولیدکنندگان این صنعت استراتژیک ازاین روزها و ازاین مشکلات وازاین گرفتاریها زیاد دیده ایم وآبدیده شده واستوارومحکم چون کوه درسنگر تولید راست قامت ایستاده ایم ولی حداقل انتظارمان ازپشت میزنشینان که برمناصب دنیوی ریاستهاتکیه کرده اند اینست که حق وحقوق مسلم ولی نعمتانشان که همانا مردم میهن اسلامی عزیزمان میباشدرافراموش ننمایندکه مسلماهرانتصابی راعزلی است و هر آمدنی رارفتنی است وخوشبخت آنکس که دراطاعت خالق باشد وخدمت مخلوق .

برگردیم به اصل موضوع :دوره قبلی تاهفته 66 ادامه داشت تعدادمرغ وخروس جوجه ریزی شده اندازه این دوره بود و شایداندکی هم بیشتر

کل هزینه خریددردوره قبل تا 66 هفتگی اعم از خریدجوجه مادری وپدری ونهاده ها و واکسن و ویتامین وغیره 4،384،404،141 ریال و

کل هزینه های جاری ازقبیل آب وبرق وحقوق پرسنل وکارمزدجوجه کشی وفروش جوجه وغیره 2،714،830،118 ریال و

جمع کل هزینه وخرید وغیره 7،099،234،259 ریال

میانگین فروش جوجه 4020 ریال

 

و اما دوره حاضر

البته تاهفته 54 (12هفته کمترازدوره قبل ) خرید مبلغ 6،020،435،420 ریال

وهزینه ها 2،623،918،821 ریال

وجمع خرید و هزینه 8،644،354،241 ریال

ومیانگین قیمت فروش جوجه 3480 ریال

این درحالی است که ازاول این دوره بانکها از ارائه تسهیلات خودداری کرده وسرمایه درگردش اکثراازبازارآزادبابهره های وحشتناک تامین میشودکه بهره آن درمحاسبات منظورنشده است .

حال این سئوال پیش میآیدکه آیاانصاف است که همه روزه کل مسائل مملکت درقیمت مرغ وتخم مرغ خلاصه شده وکسی وارگانی ومنصفی به این دردهاوآلام توجهی ننماید لذابهترآنست که دست ازخاکیان بریده ومتوسل به درگاه خداوندی شویم وکلام معطرحافظ رابه یاد آوریم که فرمود

سحربابادگفتم حدیٍث آرزومندی             خطاب آمدکه واصل شوبه الطاف خداوندی

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 3:29 بعد از ظهر |

کاربرد بیوتکنولوژی در علوم دامی

بیوتکنولوژی که به صورت توانایی بکارگیری فرآیندهای زیستی در بعد صنعتی تعریف می‌شود در دو دهه گذشته ، کاربردهای گستردهای در عرصه‌های کشاورزی و بهداشت ، محیط زیست یافته است. بیوتکنولوژی در مفهوم عام و نزد اکثریت مردم معنای درآمد بی‌دردسر را تداعی نموده است و در دهه اخیر این کلمه را غالبا به مفهوم همه چیز برای همه مردم بکار می‌برند.

تاریخچه بیوتکنولوژی نشان می‌هد که سابقه استفاده از آن به 8 هزار سال قبل می‌رسد. از دهه 1980 ، بیوتکنولوژی زمینه جدیدی را برای رشد پیدا نمود که ‌این تغییر مرهون پیشرفتی است که حاصل فن‌آوری برش و اتصال مولکولDNA به صورت دلخواه می‌باشد. اکنون این تفکر که بیوتکنولوژی با تکیه بر دستاوردهای مهندسی ژنتیک قادر است منافع عظیمی را نصیب بشریت نمایند، به شدت تقویت یافته است.



تصویر

تلقیح مصنوعی
‌اکنون تلقیح مصنوعی به یک فن‌آوری کاربردی با قدمت پنجاه ساله مبدل شده است و سطح وسیع در جمعیتهای گاوهای شیری برای کاهش هزینه نگهداری گاو نر و همچنین سرعت بخشیدن به پیشرفت ژنتیکی انجام می‌گیرد. تلقیح مصنوعی برنامه‌های تست نتاج را در مقیاس گسترده امکان‌پذیر می‌کند برای استفاده از این تکنیک روشهای دیگری برای انجماد اسپرم با نیتروژن مایع و رقیق کردن اسپرم ابداع گردیده است. در بعضی از کشورها همانند دانمارک و هلند استفاده عملی از تلقیح مصنوعی در صددرصد گاوداریها انجام می‌گیرد.

انجماد جنین

جنین منجمد شده نسبت به جنین تازه 10 درصد باروریش را از دست داده است در هر بار تخمک‌ریزی ماده گاوها در شرایط طبیعی فقط یک اووسیت آزاد می‌کنند که صورت باروری دوره آبستنی طولانی را نیز به دنبال دارد بنابراین‌ از این طریق پیشرفت ژنتیکی از یک نسل به نسل دیگر کند است. از سویی دیگر ماده گاو در طول عمر باروری خود ، فقط چند گوساله تولید خواهد کرد که معمولا از ده گوساله کمتر است. از اینرو روشهایی که بتوانند تعداد گوساله ناشی از ماده گاوهای با ارزش ژنتیکی بالا را افزایش دهند، مزایای شایان توجهی خواهند داشت. یکی ازاین روشها سوپر اوولاسیون است که باعث افزایش امکان دوقلوزایی در گله می‌شود.

انتقال جنین

انتقال جنین از دیگر ابزار و تکنیکهای‌ اصلاح‌گران‌ برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ پیشرفت‌ ژنتیکی گله‌ می‌باشد. عیب‌ روشهای‌ انتقال‌ جنین‌ اینست‌ که‌ گوساله‌های‌ بدست‌ آمده‌ ممکن‌ است‌ متعلق‌ به‌یک‌ جنس‌ نباشند و بنابراین‌ احتمال‌ ایجاد گوساله فریمارتین‌ افزایش‌ می‌یابد. با انتقال‌ جنین‌ می‌توان‌ میانگین‌ تعداد زایش‌ در طول‌ عمر اقتصادی‌ گاو را از چهار شکم‌ به‌ بیست‌ و پنج‌ یا بیشتر افزایش‌ داد و در نتیجه‌ نتاج‌ دامهای‌ ماده انتخاب‌ شده‌ در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ افزایش‌ می‌یابد.



تصویر

حیوانات‌ همانندسازی‌ شده‌

‌در این‌ روشها هسته سلولهای‌ بالغ‌ و تمایز یافته‌ را در مرحله خاصی‌ به‌ داخل‌ سلول‌ تخم غیرباروری‌ که‌ هسته‌ آن‌ خارج‌ شده‌ است‌ منتقل‌ می‌نمایند. بدین‌ ترتیب‌ تولد بره‌های‌ زنده‌ از سلولهای ‌سوماتیک‌ مثل‌ غدد پستانی‌ امری‌ شدنی‌ است‌ و از مزایای‌ این‌ عمل‌ کاهش‌ فاصله نسل‌ و استفاده‌ از تعداد محدودی‌ از حیوانات‌ بسیار شایسته‌ و در نتیجه‌ پیشرفت‌ ژنتیکی‌ سریع‌ در گله‌ است‌.

روشهای‌ ایجاد حیوانات‌ تراریخت‌

‌امروزه‌ از روش‌ انتقال‌ مستقیم‌ ژنهای‌ کنترل‌ کننده هورمونها به‌ ژنوم‌ حیوانات‌ استفاده‌ می‌شود هر چند مطالعات‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ انتقال‌ ژن‌ به‌ تنهایی‌ کافی‌ نیست‌ و تنظیم‌ دقیق‌ و بیان‌ یا تظاهر ژن‌ نیز لازم‌ است. با انتقال‌ ژن‌ مورد نظر به‌ سیستم‌ ژنتیکی‌ حیوان‌ می‌توان‌ میزان‌ تولید هورمون‌ را به‌ مقدار زیادی‌ افزایش‌ داد. از حیوانات‌ ترانس‌ ژنیک‌ نظیر موش‌ جهت‌ تشخیص‌ بیماریهای‌ مهلک‌ و خطرناک‌ نظیر سرطان‌ و کم‌خونی‌ استفاده‌ می‌شود تولید پروتئینهای‌ داروئی‌ نیز توسط‌ حیوانات‌ ترانس‌ژنیک ‌امکان‌پذیر است. برای‌ تولید پروتئین‌ داروئی‌ ابتدا ژن‌ مورد نظر با تکنیکهای‌ ریز تزریقی‌ به‌داخل‌ جنین تک‌ سلولی‌ تزریق‌ می‌گردد. سپس‌ جنینها را داخل‌ رحم‌ مادران‌ گیرنده‌ جایگزین‌ می‌کنند به‌ این‌ ترتیب‌ تعدادی‌ از فرزندان‌ متولد شده‌ ترانس‌ژنیک ، خواهند بود که‌ قادر هستند ژن‌ را به‌ نسلهای ‌بعد انتقال‌ دهند.

عیب‌ این‌ روشها اینست‌ که‌ حیواناتی‌ که‌ جدید و پرتولید در نظر گرفته‌ می‌شوند ممکن‌ است‌ حاوی‌ ژنهای‌ مطلوب‌ نباشند. یکی‌ از اهداف‌ انتقال‌ ژن‌ در دامهای‌ شیرده ، تغییر ترکیبات‌ شیر می‌باشد. مقدار پنیر تولید مستقیما به‌ خصوصیت‌ مقدار کاپاکازئین‌ شیر وابسته‌ است‌ بدین‌ معنی‌ که‌ مایه‌ پنیر فقط‌ کاپاکازئین‌ راسوبسترا قرار می‌دهد و آن‌ را به‌ دو قسمت‌ یک‌ بخش‌ کوچک‌ که‌ 5% وزن‌ کازئین‌ اولیه‌ را دارد و یک‌ بخش‌ بزرگتر که‌ پاراکاپاکازئین‌ است‌ تقسیم‌ می‌کند. هدف‌ دیگر در انتقال‌ ژن‌ تغییر لاکتوز شیر می‌باشد که‌ کمک‌ بزرگی‌ به‌ امکان‌ مصرف‌ شیر توسط‌ بسیاری‌ از افراد است‌ که‌ حساس‌ به‌ لاکتوز هستند و قدرت‌ هضم‌ لاکتوز بعد از مصرف‌ شیر یا مواد غذائی‌ حاوی‌ شیر را ندارند.



تصویر

‌محدودیتهای‌ فرایند ترانسژنیک‌ در دامهای‌ بزرگ‌ همچون‌ گاو

  • دامهای‌ بزرگ‌ تعداد زیاد تخمک‌ ایجاد نمی‌کنند.

  • کاشتن‌ دوباره‌ جنین‌ دستکاری‌ شده‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ از گوسفند و گاو در هر نوبت‌ حاملگی‌ فقط‌ یک‌ فرزند متولد می‌شود کار آسانی‌ نیست.

  • سیتوپلاسم‌ حیوانات‌ اهلی‌ به‌ اندازه‌ای‌ کدر است‌ که‌ مشاهده پیش‌ هسته‌ بدون‌ استفاده‌ از فنون‌ ویژه‌ ممکن‌ نیست.‌

تشخیص‌ بیمارهای‌ دامی‌

‌روشهای‌ معمول‌ تشخیص‌ بیماریها در آزمایشهای‌ از جمله‌ آزمایشات‌ سرولوژی‌ و تزریق عوامل‌ بیماری‌زا به‌ حیوان‌ خطرناک‌ و کند است. در روشهای‌ تشخیص‌ با کشت‌ بافت، بافت‌ آلوده‌حاوی‌ عوامل‌ بیماری‌زا، تولید آنتی‌ژن‌ نموده‌ و سپس‌ با تست‌ آنتی‌بادی‌ شناسائی‌ می‌شوند. عیب‌ این‌روش‌ این‌ است‌ که‌ بعضی‌ از میکروبها دیر رشد هستند و کشت‌ حدود 3 - 1 ماه‌ طول‌ می‌کشد.

‌روش‌ دیگر تشخیص‌ بیماری‌ نمونه‌گیری‌ از خون‌ و بررسی‌ آنتی‌بادی‌ است‌ که‌ بدن‌ در مقابل آنتی‌ژنها تولید نموده‌ است. عیب‌ این‌ روش‌ هم‌ اینست‌ که‌ بیماری‌ باید تا مرحلهِ خاصی‌ پیشرفت‌نماید. از جدیدترین‌ روشهای‌ تشخیص، استفاده‌ از واکنش‌ زنجیره‌ پلی‌مراز (PCR) برای‌ تعیین‌DNA میکروارگانیزمهای‌ پاتوژن‌ است‌ و این‌ تشخیص‌ بر خلاف‌ روشهای‌ معمول‌ چند روز بیشتر طول‌ نمی‌کشد و به‌ محصولات‌ بیولوژیکی‌ دیگر نیز نیاز ندارد.

انتخاب‌ براساس‌ نشانگرها

‌متخصصان‌ اصلاح‌ نژاد بیشتر روی‌ تنوع‌ صفات‌ کمی‌ می‌اندیشند و سعی‌ می‌نمایند با توسط روشهای‌ آماری‌ از همه اط‌لاعات‌ در برنامه‌های‌ انتخاب‌ استفاده‌ نمایند. این‌ روشها از سال1950 با پایه‌گذاری‌ متدهای‌ بیومتری‌ پیچیده‌تر همراه‌ شد. ‌ژنتیک‌ کمی‌ تنها اثر تجمعی‌ ژنهایی‌ را که‌ باعث‌ ایجاد تفاوت‌ بین‌ افراد می‌شوند مورد توجه قرار می‌دهد و فرض‌ اصلی‌ آن‌ تفکیک‌ همزمان‌ بسیاری‌ از ژنهای‌ کوچک‌ اثر می‌باشد. این‌ موضوع ‌مورد تردید است‌ که‌ همه‌ ژنهای‌ موثر بر صفات‌ کمی ، کوچک‌ اثر باشند و ممکن‌ است‌ بعضی‌ ژنها سهم‌ عمده‌ای‌ در تنوع‌ ژنتیکی‌ داشته‌ باشند. برای‌ توضیح‌ بیشتر تفاوت‌ عملکرد ژنها باید خصوصیات‌ ژنها به‌ تنهایی‌ نیز بررسی‌ شود.


تصویر



روشهای‌ آماری‌ مناسب‌ جهت‌ شناسایی‌ حیوانات‌ دارای‌ ارزش‌ اصلاحی‌ مطلوب‌ توسعه‌ یافته‌ است‌ که‌ اساس‌ آن‌ حذف‌ هر چه‌ بیشتر عوامل‌ محیطی‌ و استفاده‌ از اط‌لاعات‌ حاصل‌ از عملکرد خود حیوان‌ و خویشاوندان‌ آن‌ جهت‌ انتخاب‌ و تخمین‌ آثار افزایشی‌ همه‌ جایگاههای‌ موثر بر صفت‌ است. انتخاب‌ بر اساس‌ فنوتیپ‌ به‌ دلیل‌ آثاری‌ که‌ عوامل‌ محیطی‌ روی‌ صفت‌ اندازه‌گیری‌ شده‌ دارند و نیز توارث‌ صفات‌ چند ژنی ، اثر متقابل‌ بین‌ ژنها در یک‌ لوکوس‌ (غلبه) و بین‌ لوکوسهای‌ مختلف‌ (اپیستازی) با کاهش‌ سودمندی‌ روبروست‌. درحال‌ حاضر کاربرد تکنیک‌ آماری‌ همچونBLUP ، امکان‌ جدا کردن‌ آثار محیطی‌ از ژنتیکی‌ رافراهم‌ و در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ بسیار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولی‌ این‌ روشها ژنوتیپ‌ یک‌ فرد را ناشناخته‌ باقی‌ می‌گذارند و به‌ صورت‌ یک‌ جعبه سیاه‌ به‌ آن‌ می‌نگرند و مضراتی‌همچون‌ کاهش‌ واریانس‌ ژنتیکی ، تثبیت‌ الل‌های‌ کشنده‌ و همخونی‌ را ممکن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌ باشد.

چرا که‌ در روشهای‌ ژنتیک‌ کمی‌ اط‌لاعات‌ ژنوتیپی‌ افراد بطور دقیق‌ قابل‌ ارزیابی‌ نمی‌باشد بلکه‌ برآوردی‌ از آن‌ از طریق‌ فنوتیپ‌ و خویشاوندان‌ امکان‌پذیر است. ‌شناخت‌ ملکولی‌ ژنهایی‌ که‌ بزرگ‌ اثر هستند ممکن‌ است‌ دیدگاه‌ جدیدی‌ برای‌ بهبود ژنتیکی فراهم‌ کند. علم‌ ژنتیک‌ ملکولی‌ در اصلاح‌ نژاد می‌کوشد با پرده‌برداری‌ از سیما و ساختار ژنها ، نقش‌ دقیق‌ آنها را در تولید حیوان‌ شناسائی‌ و چگونگی‌ تغییراتشان‌ را در سطح‌ مولکولی‌ بررسی‌ نماید. ‌شناسائی‌ طبیعت‌ کنترل‌ صفات ، نه‌ تنها دستاوردهای‌ علمی‌ عمده‌ای‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ بلکه برنامه‌های‌ اصلاحی‌ را به‌ یک‌ بازده‌ مناسب‌ هدایت‌ خواهد نمود که‌ این‌ دیدگاه‌ به‌ عنوان‌ انتخاب‌ به‌ کمک‌ نشانگر مشهور است‌. ژنتیک‌ ملکولی‌ و بیوشیمی‌ شکاف‌ و نقایص‌ ژنتیک‌ کمی‌ راپر کرده‌ و درک‌ ما را از علل‌ تغییرات‌ کمی‌ در سطح‌ ژن‌ بالا برده‌ است.



تصویر

مارکر یا نشانگر مولکولی‌

‌در برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژاد ، مارکر یا نشانگر مولکولی‌ عبارتست‌ از تفاوت‌ در توالی نوکلئوتیدهایDNA که‌ این‌ تفاوت‌ دارای‌ توارث‌ مندلی‌ است‌ این‌ قطعه‌ ویژه‌ متعلق‌ به‌ ژن‌ یا ژنهایی ‌است‌ که‌ بطور معنی‌داری‌ در تنوع‌ بین‌ حیوانات‌ سهیم‌ هستند و در نتیجه‌ ممکن‌ است‌ بین‌ قطعه ‌ویژه‌ای‌ که‌ نتاج‌ از والدین‌ دریافت‌ می‌نمایند و عملکرد نتاج‌ یک‌ ارتباط‌ مشاهده‌ شود در نتیجه ‌می‌توان‌ نتاج‌ را براساس‌ قطعه‌ کروموزومی‌ که‌ از والدین‌ دریافت‌ کرده‌اند انتخاب‌ کرد.

‌بنابراین‌ خود نشانگر معمولا روی‌ عملکرد حیوان‌ بی‌تاثیر است‌ ولی‌ با یک‌ ژن‌ تاثیرگذار روی‌ عملکرد حیوان‌ یا توالی‌ مجاور متصل‌ به QTL ‌آن‌ را ارزشمند می‌کند. ما با استفاده‌ از نشانگر ژنتیکی‌ مستقیما روی‌ تنوع‌ ژنتیکی‌ نگرش‌ داشته‌ و با شناسایی‌ تنوع‌ در سطح DNA قادر خواهیم‌ بود تفاوت‌ صحیح‌ ژنتیکی‌ دو فرد را بررسی‌ کنیم. ‌روش‌ مناسب‌ ترکیب‌ اط‌لاعات‌ حاصل‌ از نشانگرهای‌ ژنتیکی‌ با روشهای‌ آماری‌ می‌باشد.
+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در چهارشنبه 7 اسفند1387 و ساعت 1:13 بعد از ظهر |

جلبکهاي ميکروسکوپي ( ريز جلبکها ) از قديمي ترين ساکنان اقيانوسها و آبهاي شيرين مي باشند، خلقت آنها نه تنها به ميليارد ها سال قبل از تاريخ حيات بشر بر مي گردد، بلکه پيش از تمامي گونه هاي جانوري و گياهي مي زيسته اند و هم اکنون در طبيعت پيرامون ما وجود داشته و نقش بسيار مهم و کليدي را در اکوسيستم ايفا نموده و در دسترس مي باشند ( جلیلی 1386). جلبکها در آبهای سطحی در جاهایی که نور خورشید وجود دارد رشد می کنند. بیشتر آنها توسط قلابهایی به کف اقیانوس یا صخره ها محکم چسبیده اند. جلبکها متشکل از سه گروه قرمز، قهوه ای و سبز هستند. امروزه جلبک کلرلا ولگاريس به شکل پودر در مواد غذايي خميري نظير نان، کيک، بيسکوئيت و ماکاروني و همراه با ماست، شير، بستني و غيره کاربرد دارد .کلرلا به شکل قرص و کپسول به ميزان 10 تا 3 گرم در روز در انسان مصرف جهاني داشته و براي دام، طيور و آبزيان به عنوان مکمل غذايي با خواص عديده مصرف مي گردد. ديواره سلولي کلرلا قابليت جذب و دفع فلزات سنگين، سموم شيميايي و برخي سموم پايدار را داراست. جلبكهای دریایی یا Seaweed یا Macroalgae به لحاظ اهمیتی كه در جهان دارند، تخمین زده می شود كه كل تولید محصولات متنوع آنها معادل ۶ ـ ۵/۵ میلیارد دلار آمریكا در سال باشد(FAO)، كه حدود ۵ میلیارد دلار آمریكا به بخش فرآورده های غذایی و خوراك انسانی اختصاص می یابد و مابقی آن را كود و افزودنی های خوراك دام تشكیل می دهند. استفاده های صنعتی آن تقریبا ۸ ـ ۵/۷ میلیون تن (وزن تر جلبك استحصالی از دریا یا پرورشی) در سال است. برداشت تجاری آن در ۳۵ كشور جهان از نیمكره شمالی تا جنوبی، در آبهای سرد، معتدل تا تروپیكال صورت می گیرد. در ایران جلبك های دریایی در سواحل جنوبی كشور بویژه در سواحل سیستان و بلوچستان ( چابهار ) فراوان یافت می شوند كه بر اساس تقسیم بندی گیاه شناسان از هر سه گروه جلبك های سبز یا كلروفیت، جلبك های قهوه ای یا فیتوفیت و جلبك های قرمز یا رودوفیت در این منطقه وجود دارند. كشور چین یكی از بزرگترین تولید كنندگان جلبكهای خوراكی در دنیا بوده كه سالانه حدود ۵ میلیون تن برداشت می كند، بطوریكه در سال ۱۹۹۹، برداشت لامیناریای آن حدود ۵/۴ میلیون تن بوده و در حال حاضر نه تنها خود كفا بوده، بلكه یكی از بزرگترین صادر كننده لامیناریا بوده است. كشورهایی نظیر ژاپن، تایوان، كره و ... نیز مدت طولانی است که در زمینه برداشت از دریا و پرورش فعالیت دارند و هر ساله میلیونها دلار ارز از تولید و صادرات آن بصورت خام یا بصورت عمل آوری شده، بدست می آورند. امروزه نیز جلبک شناسان در کشورهای مختلف، در کنار تحقیقات زیستی خود دربارۀ جلبکها، به دنبال کشف خواص مفید و روشهای استفاده اقتصادی از آنها هستند . میکروآلگ ها برای مصارف گوناگون بصورت صنعتی تولید می شوند. تعدادی از آنها در مقیاس وسیع تولید و به عنوان غذاى سالم منبع ویتامین و مواد معدنى در غذای انسان و خوراک دام، پرورش آبزیان و برای تصفیه بیولوژیک آبهای صنعتی بکار می روند.
استفاده های مفید از جلبکها
1- جلبکها به عنوان غذای انسان
ژاپن اولین کشوری که روش صنعتی کشت و پرورش جلبک را ابداع کرد. تنها در سال 1995 در ژاپن 220000 تن جلبک بصورت غذای انسان مصرف شده است. استفاده از جلبک‌هاي دريايي بعنوان غذاي جايگزين حاوي كمي پروتئين، تمام اسيدآمينه ضروري، ويتامين‌ها، مواد معدني، اسيدهاي چرب غيراشباع با چند پيوند دوگانه مانند آراشيدونيک اسيد، ايکوساپنتئنويک اسيد و دوکوسوهگزائينويک اسيد هستند. حدود 60% تا 70% وزن خشک اسپیرولینا پروتئین می باشد. امروزه از اسپیرولینا در کلوچه ها، نانها، سالاد و سوپ استفاده می نمایند و در کشورهای اروپایی برای بهبود رژیم غذایی قرصهای اسپیرولینا بصورت روزانه مصرف می شود. مصارف انساني ترکيباتي همچون لامينارين و فوکوايدان‌ها متابوليت‌هاي ثانويه استخراج شده از جلبک‌ها (مانند ترکيبات هالوژنه)، عصاره‌هاي برگرفته از برخي جلبک‌هاي قرمز، آنزيم سوپراکسيد ديسموتاز، هالوپرواکسيدازها مي باشند. استفاده از جلبکها برای تغذیه انسان سابقۀ طولانی دارد و به سالهای قبل از میلاد می رسد. طی قحطی بزرگی که در اواسط قرن نوزدهم در انگلستان بر اثر آلودگی قارچی سیب زمینی رخ داد، یک نوع جلبک قرمز دریایی جایگزین مهمی برای محصولات سیب زمینی شد. امروزه نیز در بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی، به ویژه در کشورهایی که دارای سواحل طولانی با دریاهای آزاد هستند، به شکلهای مختلفی از جلبکها به منظور تغذیه استفاده می شود. مشتقات اسيد آلژنيك همچنين در تهيه سوپ، ‌خامه و سس و ديگر مواد غذايي مورد استفاده قرار مي گيرند. با توجه به رشد جمعیت و کمبود منابع کشاورزی در خشکی، این روشها می تواند به استفادۀ بهینه از منابع کمک نماید. در بخشهای مختلف جهان بیش از یکصد نوع جلبک که عمدتاً از جلبکهای قهوه ای و قرمز هستند به عنوان غذا استفاده می شوند. تعداد اندکی از جلبکهای سبز نیز که مواد معدنی، ویتامین، قند و پروتئین بالایی دارند، به این منظور مورد استفاده قرار می گیرند. برخی جلبکهای غذایی مهم عبارت اند از :
- از جلبکهای قهوه ای جنسهای لامیناریا، سارگاسوم و آلاریا معروفند. در ژاپن غذاهای خاصی از لامیناریا و آلاریا تهیه می شود. در آمریکای جنوبی، نوعی جلبک قهوه ای را جمع آوری کرده و پس از خشک کردن و نمک زدن، به تدریج به مصرف تغذیه می رسانند. جلبکهای قهوه ای در حدود 15٪ پروتئین، 17 نوع اسید آمینه، 56/1٪ چربی و 57٪ کربوهیدرات دارند. به علاوه، مقادیر مناسبی از مواد معدنی، کاروتن و برخی مواد دیگر را دارا می باشند.
- از جلبکهای قرمز جنسهای پورفیرا و کوندروس معروفند. پورفیرا از مهمترین جلبکهای قرمز است که توسط انسان به عنوان غذا مورد استفاده قرار می گیرد. در کشورهای ژاپن، اسکاتلند، انگلستان و آمریکا، با این جلبکها غذاهای محلی خاصی تهیه می کنند. در ژاپن سالانه مقادیر زیادی از این جلبک را به طور انبوه پرورش می دهند. روش مرسوم در ژاپن اینست که بخشهایی از ساحل را در ماههای اکتبر تا نوامبر به وسیلۀ فرو کردن نی های بامبو، محصور می کنند و سپس با استفاده از تورهای نایلونی یا الیاف گیاهی، بستر کشت جلبک پورفیرا را فراهم می سازند. استفاده از پورفیرا در ژاپن قدمتی 300 ساله دارد و کشت انبوه آن سالانه درآمد هنگفتی را برای کشور ایجاد می نماید. در ژاپن به تنهایی حدود 30 هزار تن پورفیرا در سال مصرف می شود. جلبک پورفیرا غنی از ویتامینهای D ,C ,B ,A و E است و مقدار قابل توجهی پرئتئین دارد.
هر 100 گرم پورفیرا به طور میانگین 4/11 گرم آب، 6/35 گرم پروتئین، 7/0 گرم چربی، 3/44 گرم کربو هیدرات و 8 گرم مواد معدنی دارد. جلبک قرمز کوندروس به مقدار زیادی در آمریکا و اروپا به مصرف می رسد.
- از جلبکهای سبز، جنسهای اولوا و کلرلا معروفند. از اولوا که به خاطر شباهت پهنک آن به برگ گاهوی دریایی شهرت دارد، برای تهیه سالاد و سوپ استفاده می شود. یک گونۀ معروف آن Ulva lactuca است.
کلرلا از جلبکهای تک یاخته ای آبهای شیرین است و به راحتی به صورت انبوه کشت می شود. در کشور کوچک تایوان سالانه بیش از 1500 تن پودر جلبک کلرلا تولید می گردد. این جلبک در حدود 30٪ پروتئین، 15٪ چربی، 30٪ کربوهیدرات و 5 ٪ مواد معدنی دارد و در شرایط مناسب تا 50٪ وزن خشک این جلبک را پروتئین و 5/8٪ آن را چربی ها تشکیل می دهند. پروتئینهای کلرلا تمام اسیدهای امینه ضروری را دارا هستند، از این رو در مسافرتهای فضایی به عنوان فضایی به عنوان غذا مورد استفاده قرار می گیرند. برای تأمین غذای فضا نوردان در مسافرتهای طولانی، دانشمندان با استفاده از کلرلا، یک چرخه اکولوژیک طراحی کرده اند. میکروجلبکها با همه امتیازات برجسته، ارزنده ترین ماده زیستی روی کره زمین محسوب می شوند. آنها پایه و اساس زنجیره غذایی بوده و از قدرت تکثیر بالایی برخوردارند.

2- جلبکها به عنوان علوفه و مکمل غذایی برای دام و طیور و آبزیان
استفاده از آرد جلبك در غذای دام و آبزیان، اولین بار در سال ۱۹۶۰ در كشور نروژ بوده است كه آن هم از جلبكهای قهوه ای،
خشك و آسیاب شده تهیه شده كه تقریبا از هر ۵۰ هزار تن جلبك تر برداشت شده، حدود ۱۰ هزار تن آرد جلبك بدست می آید كه ارزش دلاری آن ۵ میلیون دلار آمریكا می باشد. در برخی از کشورهای آسیایی مثل ژاپن ، چین و برخی از کشورهای اروپایی مثل فرانسه ، فنلاند ، اسکاتلند و نیوزلند ، از جلبکهای دریایی به ویژه جلبکهای قهوه ای برای خوراک حیوانات اهلی استفاده می کنند. در اسکاتلند، جلبکهای قهوه ای سارگاسوم، فوکوس و لارمینا بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. در فنلاند از لامیناریا و آلاریا استفاده می شود. از ماکروسیس تیس نیز برای تغذیه دامهای اهلی استفاده می شود، زیرا سرشار از ویتامین A و E است.
استفاده از جلبکها به عنوان علوفه، تا 10٪ تولید شیر را افزایش می دهند، بدون اینکه هیچ تغییری در مزه و طعم آن ایجاد نماید . مقدار چربی و کرۀ شیر نیز افزایش می یابد. Rosowskii در سال 1989 بیان کرد که از 20 گونه جلبک، فقط 4 گونه باعث القای بلوغ آرتمیا شدند. نتایج تحقیقات مخدومی و همکاران (1381) نشان داد که پرورش آرتمیای دریاچه اینچه با تغذیه تک گونه ای از جلبک سبز و جلبک سبز آبی باعث القاء بلوغ می گردد. جلبکهای ریز در تمامی مراحل رشد دوکفه ایها، مراحل لاروی بعضی از سخت پوستان و ماهیان پروشی مصرف می گردند. جلبکهای فوق توسط زئوپلانکتونهایی نظیر روتیفرها و آرتمیا مصرف می گردند که بعنوان غذای زنده مناسبی در اغلب مراحل پرورشی آبزیان بکار برده می شوند ((Brown et al, 1989 .
جلبک کلرلا ولگاریس در صنعت دام، طیور و آبزیان نقش مهمی را ایفا می کند. همچنین بعنوان داروی جایگزین آنتی بیوتیک مورد استفاده در این صنایع کاربرد های وسیعی دارد. مواد معدنی و ویتامینهای زیادی که در جلبکهای دریایی وجود دارد، استفاده از آنها را در صنعت مرغداری افزایش داده است. زردۀ تخم مرغ بعد از تغذیه مرغ با جلبکهای دریایی، دارای ید و کاروتن بیشتری است. به علاوه، مرغهایی که با جلبک تغذیه می شوند در دفعات بیشتری تخم گذاری می کنند و به دلیل خوابیدن بیشتر روی تخمها ، جوجه بیشتری نیز تولید می نمایند.
جلبک ها به عنوان یک منبع غذایی برای ماهیان، پستانداران و دیگر جانوران از اهمیت ویژه ای برخوردارند. وابستگی انسان به ماهی و سایر جانوران آبزی برای تکمیل خوراک خود واقعیتی است که بر کسی پوشیده نیست. بنابراین جلبک ها به طور غیر مستقیم ارزش بسیار ارزنده ای برای انسان ها دارند. الف) در ايالات متحده آمريكا و ژاپن و در بسياري از نواحي ديگر جلبكهايي نظير: Fucus, Ascophyllum, Sargassum, Laminaria به عنوان غذاي حيوانات مصرف مي شوند. ب) مرغهايي كه به غذايشان جلبک های آسكوفيلوم و فوكوس افزوده مي شود، تخم مرغهايي را توليد مي كنند كه غني از يد مي باشند. پ) در مواقعي كه جلبكهاي دريايي به غذاي دامها افزوده مي شوند آنها شيرهاي پرچربي توليد مي نمايند.
ج) غذاهاي تجاري و وارداتي كه خاص دامها و به خصوص گوسفند ساخته مي شوند غالباً‌ حاوي لاميناريا،‌ آسكوفيلوم و فوكوس مي باشند. ح) كلپ عظيم الجثه قهوه اي (Macrocystis) در غذاي دامهاي بزرگ مورد استفاده قرار مي گيرد. به علت اين كه غني از ويتامين A و E مي باشد (هرمزدیار، کیانمهر 1381). استفاده از ریزجلبک ها در آبزی پروری میکرو الگ ها را در تغذیه لارو آبزیان پرورشی از قبیل برخی ماهیان، عمده نرمتنان و سخت پوستان پرورشی و نیز در پرورش زئوپلانکتونهای پرورشی مورد استفاده در آبزی پروری ( غذای زنده مثل دافنی، روتیفر و..) بکار می برند. کاربرد ریزجلبکها در پرورش دو کفه‌ای ها برای پرورش دوکفه‌ایها معمولاً از چند گونه ریزجلبک به طور ترکیبی استفاده می‌شود تا اینکه تمام نیازهای جانور تامین گردد. عمدتاً شامل
Iso chrysis galbara (خانواده‌ی T. Iso) و farlova lutheri و Chaetoceros calcitrans می‌باشد. البته گونه‌ های دیگری نیز در این زمینه کاربرد دارد. در پرورش دوکفه‌ایها Abalone از دیاتومه‌ها مثل Nitzschia.وNavicula استفاده می‌شود. Barsanti.L, 2006)). کاربرد جلبک ها در تغذیه سخت پوستان در پرورش میگو از دیاتومه های Chaetoceros spp , Skeletonema spp استفاده می شود. در پرورش روتیفر نیز از گونه های Isochrysis sp, P.lutheri,T.suecia , Nannochloropsis spp استفاده می شود.گونه های دیگری که ارزش غذایی برای تغذیه لارو سخت پوستان دارند شامل :C.calcitrans, Cmuelleri, P.lutheri T. suecica, برخی از ماهیها فقط از دیاتومه ها تغذیه می کنند. یک نوع ماهی، تنها از جلبکهای سبز آبی و سبز برای تغذیه استفاده می نماید. جلبکهای دریایی منبع خوبی برای تامین کبالت هستند. میزان کبالت این جلبکها حدود 10 برابر بیشتر از گیاهان تیره گندم است. کبالت از عناصر معدنی ضروری در رژیم غذایی موجودات به شمار می رود. افزایش کود جلبکی باعث افزایش مقدار پروتئین در علف های مرتعی داشته و ر مقدارگوشت دام های تغذیه کننده از این مراتع تاثیر گذار است Chapman and Chapman 1980) و Dawes 1981)
3- استفاده از جلبکها در کشاورزی
استفاده از جلبك ها بعنوان كود به قرن نوزده بر می گردد كه برای اولین بار بوسیله ساحل نشینان و جلبكهای قهوه ای مورد استفاده قرار گرفت. جلبكها بخاطر دارا بودن میزان بالای فیبر از یك طرف نقش مهمی در نرم كردن بافت خاك و حفظ رطوبت و از طرف دیگر بخاطر دارا بودن مواد معدنی و عناصر كمیاب اهمیت دو چندانی دارند. از دیگر زمینه های كاربردی كود های جلبكی است. مطالعات مختلف علمی ثابت كرده است كه كارایی این محصولات (فرآورده ها) بطور گسترده ای در علوم و صنعت باغبانی مورد استقبال قرار گرفته است، بطوریكه بعد از استفاده از این فرآورده ها، افزایش محصول، افزایش جذب مواد غذایی خاك، افزایش مقاومت به آفات خاص، افزایش جوانه زنی بذر و مقاومت در مقابل یخ زدگی را در پی داشته است. به هر حال، از زمان پی بردن به چنین خواص كارآمدی در جلبك ها، به نظر می رسد با توجه به پیشرفت كشاورزی و آبزی پروری ارگانیك، بازار روبه رشد فزاینده ای داشته باشد. الف) جنسهايي نظير Chara, Lithothamnion, Lithophyllum در مزارعي كه با فقدان كلسيم روبه رو هستند به كار مي روند؛ ب) فوكوس (جلبكهاي قهوه اي ) در مزارع ايرلند به عنوان يك كود مورد استفاده قرار مي گيرد، از میان جلبک ها نوع سبز مایل به آبی آن ها از اهمیت بیشتری برخوردارند. زیرا آنها قادر به تثبیت نیتروژن اتمسفر به بدنه خود می باشند. جلبكهاي دريايي به علت داشتن فسفر، ‌پتاسيم و برخي از عناصر كم مقدار در بسياري از مناطق ساحلي به عنوان كود بيولوژيكي مورد استفاده قرار مي گيرند. برخی از این جلبکها را با مواد آلی دیگر مخلوط می کنند و برای حاصلخیزی خاک به کار می برند و تعدادی دیگر را مستقیماً به زمین کشاورزی اضافه می نمایند و اجازه می دهند به مرور زمان پوسیده و مواد آنها جذب خاک شود. برخی از موارد استفاده از جلبکها به عنوان کود عبارت اند از :
- در مزارع آزمایشی نشان داده شده که افزودن جلبکهای سبز آبی تثبیت کننده ازت هوا به مزارع برنج ، تا 30٪ محصول برنج را افزایش می دهند. این جلبکهای سبز آبی دارای یاخته های ویژه ای برای تثبیت ازت هستند که هتروسیست نام دارند. هتروسیستها عمل تبدیل ازت ملکولی هوا به نیتروژن آمونیاکی را انجام می دهند. مزارع برنج به طور طبیعی محیط مناسبی برای رشد انواع جلبکهای سبز آبی هستند. در یک مطالعه نمونه ای که در مزارع برنج شمال کشورمان انجام شده، حداقل 12 گونه از جلبکهای سبز آبی در یک مزرعه برنج شناسایی شده است. امروزه این جلبکها را به صورت انبوه کشت می دهند و از کود تهیه می کنند که اصطلاحاً به این نوع کودها کود زیستی می گویند. این کودها را به شالیزارهای برنج اضافه می نمایند. مزیت کودهای زیستی نسبت به کودهای حیوانی یا شیمیایی اینست که این کودها به دلیل داشتن فعالیتهای حیاتی و زنده بودن، از بین نمی روند و دائم در حال تکثیر و افزایش هستند و عوارض جانبی کودهای شیمیایی یا حیوانی را نیز ندارند. از برخی از جلبکها مثل کارا برای جبران کمبود کلسیم در مزارع استفاده می شود.
در انگلستان از جلبکها بعنوان کود برای محصولاتی چون سیب زمینی، کلم و سبزیجات استفاده می شود. همچنین گزارش شده است که دادن کود جلبکی به مزارع سیب زمینی باعث می شود قدرت مقابله این گیاه در مقابل بیماری قارچی افزایش یافته و نسبت به بیماریهای ویروسی چون پیچ خوردگی برگ مقاومت پیدا کنند. در مورد گوجه فرنگی دادن کود جلبکی سبب افزایش دوره میوه دهی گوجه فرنگی شده و زمین را از وجود شته ها عاری می سازد ( (Dawes 1980.
در نیوزیلند نیز کاربرد کود های جلبکی بسیار معمول است و بر اساس آزمایشات زمین های حاصلخیز با کود جلبکی به تنهایی بیش از زمین هایی که با کود های شیمیایی 30 درصد پتاس کوددهی شده باشند، محصول می دهند.
در کشورهای هندوستان و سیلان و برزیل از گونه های جلبک Gracilaria و Hypneaبرای کوددهی قهوه و نارگیل استفاده می شود. این جلبکها نیز در سواحل دریایی جنوب کشور ما به وفور یافت می شود. کود های مایع جلبکی تهیه شده از گونه های مختلف جلبکی نیز برای محصولات باغی، زراعی، گلخانه ای و مراتع به کار می روند.
میزان تولید محصول برنج با افزایش جلبکها بیشتر می شود. به ویژه انواع سیانوفیسه ها که قدرت زیست در محیط های زراعی غرقابی را داشته و از طریق تثبیت نیتروژن بوسیله سلولهای تثبیت کننده ویژه خود ازت جوی را تثبیت کرده و در اختیار گیاه قرار می دهد و از این طریق تجربه شده است میزان محصول برنج را تا 20 درصد افزایش می دهد. یکی دیگر از مزیت های مصرف کودهای جلبکی کاهش بیماری های ناشی از کمبود عناصر معدنی است که با مصرف کودهای جلبکی این بیماری ها قابل رفع بوده و برای نمونه می توان به کمبود عناصر منگنز، بور و باریم اشاره کرد. از خواص مفید کاربرد جلبک ها علاوه بر دارا بودن ازت و عناصر معدنی بالا، دارا بودن هورمون های تنظیم کننده رشد در این گیاهان است که برای نمونه می توان به افزایش تندش دانه و افزایش مقاومت نسبت به سرما و آفات اشاره کرد. وجود ترکیبات هورمونی چون اکسین، جیبرلین، فنیل استیک اسید و سیتوکنین در جلبکهای قهوه ای به اثبات رسیده است. وجود هورمون سیتوکنین درجلبک ها سبب تاثیر گذاری در افزایش میزان تولید سیب زمینی می شود. محتوای پروتئین علف های موجود در مراتع نیز با مصرف کود های جلبکی تا 7/0 درصد افزایش می یابد. در مورد مرکبات مانند لیمو با دادن کود جلبکی زمان باقی ماندن میوه را بر روی درخت افزایش داده و سبب رسیدگی کامل میوه می شود. همچنین وزن خوشه های موز با کاربرد کود های جلبکی حدود 5/14 تا 7/17 افزایش پیدا کرد و در مورد محصولات چون سیب زمینی، ذرت، فلفل، گوجه فرنگی، آناناس و پرتقال نیز تاثیر قابل توجه ای در میزان محصول گذاشته است. مزیت و ویژگی دیگر کود های جلبکی این است که این کودها عاری از بذر علف های هرز و قارچ ها هستند و دارای پتاس زیادی هستند
Blundeh 1972)). در مورد گیاه سویا افزایش کود جلبکی باعث افزایش مقدار پروتئین محصول می شود. در مورد محصول گوجه فرنگی نیز آزمایشاتی توسط Crouch و Vanstaden در سال 1997 صورت گرفته است که مشخص شده میزان گلدهی و میزان محصول گوجه فرنگی افزایش یافته و زمان رسیدن میوه نیز کاهش یافته است. میزان محصول شلغم نیز در خاکهای ماسه ای با افزودن کود جلبکی در سال های اول و دوم افزایش قابل توجه ای نشان می دهد و در مورد محصولاتی چون توت فرنگی و کشمش نیز به ترتیب حدود (133- 19) درصد و (27- 12) درصد گزارش شده است.
کاربرد کود های جلبکی در مراتع سبب افزایش تندش بذر گونه های چون شبدر سفید و نیز دفع نماتدهای ریشه علف های مرتعی می شود. در مورد محصولات باغی چون سیب، خیار و گلهای زینتی نیز سبب کاهش میزان کرم خوردگی می شود. افزایش مقاومت سرمایی و عمر پوسته میوه جاتی مانند گوجه فرنگی، کرفس، مرکبات و هلو نیز از دیگر ویژگی های و ارزش های کاربردی کودهای جلبکی است. هلو های اسپری شده با کودهای جلبکی عمر پوسته میوه آنها چهار برابر افزایش نشان می دهد و اثرات مشابهی نیز بر سیب، زردالو و پرتقال دارد. در مجموع افزایش کود های جلبکی به خاکهای ماسه ای و گچی به میزان زیاد، کیفیت و حاصلخیزی خاک را افزایش می دهند.
- در ایرلند از فوکوس (جلبک قهوه ای) به طور مستقیم به عنوان کود استفاده می شود. افزودن مستقیم برخی از جلبکها به زمین کشاورزی به عنوان کود، نه تنها باعث افزایش محصول می شود، بلکه گیاه را از هجوم حشرات و بیماریها نیز حفظ می کند.
- جلبکها به طور نسبی دارای مقادیر زیادی ازت و پتاسیم هستند که به عنوان کود مورد استفاده قرار می گیرند.
- در برخی از کشورهای پیشرفته، عصارۀ تغلیظ شده جلبکهای دریایی مختلف به عنوان کود مایع در فروشگاهها به فروش می رسد. جلبک ها با قدمتي بالغ بر 40 ميليون سال در مقايسه با ديگر رستني ها توانسته اند مقام نخست را از نظر توليد انرژي و همچنين مواد تجديدشونده بويژه در دنياي نانو، کسب کنند. بنابراين با توجه به اهميت جلبک ها در اين زمينه، شايسته است کشاورزي سنتي و صنعتي براي توسعه پايدار فناوري هاي جديد، نهادينه شوند. جايگاه مناسب براي چنين تحقيقاتي، کشاورزي پيشرفته بويژه در زيربخش هاي گياه شناسي با تخصص گياه شناسي الکترونيک است. بسياري از موضوعات مهم در گياه پزشکي مانند تشخيص و شناسايي، پيش آگاهي، مبارزه و مهار، قرنطينه و تا حدودي ترويج، بي شباهت به مفاهيم پليسي نيستند. از اين رو شناخت و همچنين بهره مندي از قابليت هاي کم نظير نانوپليس هاي جلبکي براي گياه پزشکي، امروز از اهميت ويژه اي برخوردار است. از سوي ديگر مي دانيم که بسياري از الگوهاي فني در نانوفناوري، مرهون ساختار ظريف، ولي توانمند انواع ميليوني جلبک ها هستند. طراحي، ساخت و توليد ابزار و قطعاتي با دقت مقياس نانو به طور مصنوعي، فوق العاده دشوار و پرهزينه است، ولي با استفاده از اين موجودات که اغلب دياتوم ها و نانوفيتوپلانکتون ها هستند، ساخت و توليد انواع رايانه ها، ربات ها، ريزتراشه هاي سيليکوني در دنياي نانوالکترونيک و زيست حسگرهاي هوشمند، متداول است. از سوي ديگر، صرفه جويي اقتصادي با تاکيد بر مصرف بهينه از مواد اوليه دليل ديگري براي رشد و توسعه چنين فناوري خواهد بود. هم اکنون استفاده از پودر خالص پوسته هاي سيليکاتي دياتوم هاي ويژه اي براي مبارزه غيرشيميايي با برخي آفات انباري بويژه در مراکزي نظير بيمارستان ها و آسايشگاه ها که به هيچ وجه نمي توان از روش هاي شيميايي يا بيولوژيکي استفاده کرد، توصيه مي شود. چنين آفت کشي با تزيينات بسيار ظريف همچون تيغه هاي شيشه اي به طور فيزيکي پوست سخت و کيتيني آفات را خراش مي دهند و با افزايش گرماي ناشي از تنفس زياد در نهايت موجب انهدام آنها مي شوند. نانوکپسول ها، کاربردهاي ارزشمندي را براي گياه پزشکي نوين به ارمغان آورده اند. دياتوم ها همچون جعبه هاي بسيار کوچک و با ساختاري بسيار مقاوم و در عين حال خنثي ، مي توانند بهترين حامل سموم شيميايي قوي باشند. به اين طريق هنگام سم پاشي، علاوه بر آن که ميزان مصرفي سموم به حداقل ممکن مي رسد بلکه به دليل موضعي و متمرکز بودن تماس با آفات، بسيار موثرتر خواهد بود. چنين موضوعي با توجه به پارامترهاي زيست محيطي اعم از محيطهاي طبيعي و انساني نيز از اهميت خاصي برخوردار است( دادخواهی 1386).
4- استفاده از جلبکها در پژوهشهای زیستی
جلبکهای مثل کلامیدوموناس، کلرلا و استابولاریا در مطالعات فیزیولوژی، سیتولوژی و ژنتیک بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. از جلبک نیتلا برای نشان دادن حرکات سیتوپلاسمی و تجمع یونها استفاده می شود. در تحقیقات فضایی نیز از کلرلا استفاده می گردد. نکته مهم ديگر ارزشي است که آگار براي تهيه محيط هاي رشد باکتري ها و قارچها دارد و آن مقاوم بودن آگار در برابر باکتري هاي تبديل کننده ژل بسته به ژل مايع است، کما اين که مصرف آگار در صنايع داروسازي امريکا طي دهه هاي اخير چند برابر شده است. بخش ديگري از مصرف آگار نيز در حمل ماهي هاي آماده (طبخ) است که با مصرف آن مي توان از شکستگي ماهي ها در زمان حمل جلوگيري کرد.
5- استفاده از جلبکها برای تصفیه آب
فاضلابهای شهری حاوی مقادیر زیادی مواد آلی و معدنی است، ولی اکسیژن آن بسیار کم است. یکی از روشهای آسان که در ایستگاه های تصفیه آب برای تصفیه این نوع فاضلابها به کار می رود، ایجاد حوضچه های سیمانی کم عمق و با وسعت زیاد است. رشد جلبکها در این حوضچه ها باعث زیاد شدن و افزایش اکسیژن آن می شود. در اثر افزایش اکسیژن، تعداد میکروارگانیزم هوازی در آب زیاد شده و در نتیجۀ فعالیت آنها، مواد آلی موجود در آب تجزیه می گردد. کاربرد جلبک ها در تصفیه فاضلاب فاضلاب ها میکروارگانیزمهای فاسد و پوسیده را در خود پناه داده و پرورش می دهد. استفاده از جلبک های سبز و کوچک اندام نظیر: Euglena، Chlamydomonas و Chlorellaدر مسیر کانال خروجی مخازن بزرگ و کم عمق فاضلابی (اکسیداسیون فاضلابی) سریع ترین و کم هزینه ترین روشی است که به طور موثر می تواند مواد فاسد و خطرناک را به کود های با ارزش و بدون بو تبدیل کند و همانند کاتالیزور عمل می کند (هرمزدیار، کیانمهر. 1381). رشد این جلبک ها به عنوان گیاه تصفیه کننده در کانال های فاضلاب ها نیز حائز اهمیت است. این جلبک ها برای انجام فعالیت های متابولیسم خود نیترات ها و فسفات ها را مصرف کرده و با انجام پروسه فتوسنتز، اکسیژن آزاد می کنند و اکسیژن آزاد شده به باکتری های هوازی کمک می کند تا در تجزیه مواد خام فاضلاب ها فعال باشند فاضلاب هايي كه عمدتا از ضايعات صنعتي و شهر نشيني ايجاد شده باشند داراي بسياري از تركيات آلي و معدني هستند كه در آنها حل شده و به حالت معلق در آمده است. تصفيه چنين فاضلاب هايي غالبا يك امر اكسيژناسيون تلقي مي شود. لذا پديده اكسيژنه نمودن به وسيله جلبكها بسيار متداول است برخي از جلبكها نظير Scenedesmus ,Euglena ,Chlorella و Chlamydomonasدر اين پديده بسيار موثر واقع مي شوند. اكسيژنه نمودن فاضلاب ها به خصوص در توده هاي كوچك نظير استخرها ضرورت دارد تا بوي بد از آنها بر طرف گردد. به اين ترتيب جلبكها نقش مهمي را در تصفيه فاضلابها به عهده دارند كه گاه به صورت طبيعي اين پديده انجام مي شود. پروسه فتوسنتز توسط جلبک ها سبب وفور اکسیژن می شود و اکسیژن تولید شده به مصرف میکروارگانیزم ها می رسد که میکروارگانیزم ها مسئولیت تجزیه نمودن بقایای مواد آلی را در فاضلاب ها به عهده دارند.
نتیجه
امروزه بهره براری از جلبک ها در ابعاد صنعتی، کشاورزی، دارویی و غذایی ابعاد بسیار گسترده ای یافته و تکنولوژی مدرن برای تولید و بهره برداری از جلبک ها در کشور های صنعتی و پیشرفته جهان مورد استفاده قرار می گیرد. جلبکها از تواناترین گیاهان هستند آنها قادرند آب و هوا را پاک کنند، مرغها را چاق تر و سالم تر سازند، رنگ ماهیهای قرمز را قرمزتر کنند و از همه مهمتر انسان را سالم تر سازند. جلبکها قادرند انرژی آینده مورد نیاز بشر را تامین کنند. خوشبختانه در كشور ما نيز بر اثر شرايط جغرافيايي خاص، گسترش جلبك ها آن چنان است كه بسياري از گياهان توليد كننده مواد اوليه دارويي را داريم و مي توانيم با بهره گيري از آن ها از ورود اين مواد از خارج جلوگيري كنيم. جلبك هاي دريايي در سواحل صخره اي جنوب كشور بخصوص سواحل استان سيستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر به وفور يافت مي شوند و اگر چه سابقه مطالعه در زمينه شناسايي جلبكهاي دريايي در سواحل جنوبي به سال 1845 ميلادي بر مي گردد ولي تا كنون در اين فعاليت ها كمتر به جنبه هاي تجاري و كسب ثروت توجه شده است. طی تحقیقات انجام شده بیش از 250 گونه جلبکی در سواحل جنوب کشور شناسایی شده، که بسیاری از گونه ها دارای خواص کاربردی بوده و در سطح جهانی از آنها استفاده می شود ( سهرابی پور 1382). طبق نتايج، تعدادي از تحقيقات انجام گرفته، كيفيت برخي از مواد به دست آمده از جلبكهاي سواحل جنوبي ايران حتي از فرآورده هاي به دست آمده از سایر کشورها هم بهتر بوده است. درسال 1371 یکصد و هشتاد تن اسیدآلژنیک و املاح و استرهای آن تحت عنوان قرص و گرد خمیر ویژه دهان و دندان جمعا حدود 5 میلیون دلار واردات به کشور داشته ایم. در حالیکه با بهره گیری از منابع غنی سواحل خلیج چابهار، بوشهر و بندر لنگه ضمن صرفه جویی ارزی فراوان، گامهای بلندی در جهت خودکفایی کشور در این زمینه برداشته خواهد شد. در کشور ما نیز خوشبختانه در سال های اخیر، در کنار پرورش قارچهای خوراکی، کشت انبوه جلبکهای دریایی نیز مورد توجه قرار گرفته است. اخیراً (مرداد ماه 1382) یک مزرعه بزرگ کشت انبوه جلبکهای قرمز، قهوه ای و سبز در سواحل جنوبی ایران افتتاح گردید. با توجه به تحقیقات انجام شده در زمینه شناسایی و کاربرد جلبک های سواحل جنوبی کشور و با توجه به اثرات متعددی که استفاده از جلبکها دارند، لزوم توجه هر چه بیشتر به شناخت این ذخایر و قابلیت های کاربردی آنها مشخص شده و لازم است در مورد اثرات گونه های جلبکی سواحل جنوب کشور تحقیقات لازم صورت گرفته تا بر اساس آن بتوان به نحو مطلوب بهره برداری بهینه را از این منابع طبیعی ملی انجام داد.منبع:شیراحمد سارانی
عضو هیئت علمی دانشگاه زابل
 1- اكبري، ح., آفتاب سوار، ی. تمدني جهرمي، س, اجلالي خانقاه، ك, ملكوتي، م. 1383. پرورش جلبك قرمز گراسيلاريا (Gracilaria corticata) در حوضچه هاي فايبرگلاس و استخراج آگار از آن. مجله علمي شيلات ايران. 13(3):27-38
2- جليلي، م، .1386. جلبک‌ها. مركز ملي اقيانوس شناسی. مرکز اطلاع رسانی شیلات ایران.
3- دادخواهي پور، ک،. 1386. جلبک ها درخدمت نانو گياه پزشکي. جام جم آنلاين.
4- دیار کیان مهر،ه. 1371. مبانی جلبک شناسی. جهاد دانشگاهی مشهد.
5- رضایی، م.ب،. جایمند.، ک. 1376. استخراج آگار آگار از گونه جلبک قرمز. پژوهش و سازندگی. شماره 34. صفحات 58-61
6- سهرابی پور، ج و ربیعی، ر،. 1375. گزارش نهایی شناسایی فلور جلبکی سواحل استان هرمزگان، مرکز تحقیقات منابع طبیعی بندرعباس. 112 صفحه.

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در شنبه 14 دی1387 و ساعت 7:57 بعد از ظهر |

ال كارنیتین چیست و اثرات آن در بدن موجودات زنده كدامند:

       خلاصه مقاله: بعنوان یك متابولیت طبیعی ال كارنیتین به عنوان یك شبه ویتامین و تغییر یافته آمینو اسید نقش مهمی را در حمایت از فعالیتهای متابولیسمی بدن بازی می نماید. این ماده بعنوان یك تسهیل كننده در بتا اكسیداسیون چربی ها  وا رد می شود. بعنوان یك حامل به انتقال چربی ها از غشای میتوكندریال كمك كرده و از سوی دیگر در احیای استیل كوآنزیم آ و ایجاد كوآنزیم جهت چرخه تولید انرژی درون میتو كندری نقش دارد .همچنین این ماده در كاهش تولید لاكتات در عضلات كه نقش مهمی را در پایین آوردن بازده عضلانی دارد موثر است .به طور كلی حجم زیادی از ال كارنیتین در عضله قلب و عضلات اسكلتی وجود دارد .عضله كاردیاك نقش مهمی را در سیستم گردش خون دارد كه از قضا كارنیتین هم بوسیله همین جریان در سراسر بدن منتقل می شود.حیوانات بالغ قادر هستند تا كارنیتین را به صورت اندروژن تولید نمایند.در زمانهای خاصی بدن حیوان بالغ مجبور می شود كارنیتین بالاتری راتهیه نماید. از آنجمله چنانچه سطح كارنیتین جنینی در بدن پایین باشد و یا اینكه بعلت رژیم چرب و نیز استرس های متابولیك و یا تغییر الگوی فعالیتی حیوان نیاز به اكسیداسیون چربی بالاتری حس شود نیاز به كارنیتین هم افزایش خواهد یافت. در این مقاله به ساختمان فعالیت متابولیكی و مكانیسم جذب  ال كارنیتین در بدن موجودات زنده اشاره می شود. ال كارنیتین و چگونگی ساختار و تولید اندروژنیك آن: آمینواسید تغییر شكل یافته ال كارنیتین تقریبا در همه گونه های حیوانات و حتی در برخی از گونه های عالی گیاهی به صورت اندروژن تولید می شود. این ماده به دو فرم دی وال كارنیتین وجود دارد فرم دی كارنیتین سنتتیك بوده و در سطح بیولوژیك تولیدنمی شود.كارنیتین یك تركیب بتایین می باشد از یك سو به عنوان یك نمك داخلی در آب محلول می شود و از سوی دیگر به عنوان یك بتایین از خود خواص قوی هیگروسكوپیك را نشان می دهد.ملكول كارنیتین از لحاظ ساختار ملكولی مانند لسیتین یك ملكول چند شاخی زایترونیك می باشد كه از هر طرف اینتروال یكسانی بین دو قطب مثبت و منفی در آن وجود دارد.  ماهیت گروه مثبت زنجیره ال كارنیتین در این است كه این ماده با گرفتن پیوند استیل از استیل كوآنزیم آ قادر می باشد به استیل كارنیتین تبدیل شده و به این وسیله در غشای چربی ها ترانسلوكاسیون فعال داشته باشد همچنین  این ماده می تواند با زنجیره های بلند اسید های چرب پیوند برقرار كرده و در انتقال آنها بدرون ماتریكس میتوكندریال موثر باشد.در سطح بدن كارنیتین با غلظت بالا در بافتهای عضلانی یافت می شود . میزان این ماده در عضله كاردیاك 48 میكرو مول در میلی لیترمی باشد و این میزان در سایر عضلات بدن در حدود 4 میكرو  مول در میلی لیتر میباشد. غلظت قابل توجهی از این ماده علاوه بر این در كبد (2.9 میكرو مول در میلی لیتر )و در كلیه (1.2 میكرو مول در میلی لیتر) یافت می شود .بافت عضلانی تقریبا میزان 96 % از مجموع ال كارنیتین بدن را در خود دارد.در اندازه گیری كه در سال  1987 توسط شولت و جانگ انجام پذیرفت مشخص  گردید كه بافت عضلانی بیشترین مصرف كننده ال كارنیتین در بدن انسان می باشد.حیوانات بالغ قادر هستند تا ال كارنیتین را به صورت اندوژن تولید كنند . بر طبق مطالعاتی كه برمر به سال 1961 و ویتلز و وسلر به سال 1964 انجام دادند مشخص گردید كه گروه متیل مورد نیاز ال كارنیتین توسط متیونین تامین می گردد.همچنین تارپانچیتر و همكاران در مطالعه ای كه به سال 1971 انجام دادند مشخص كردند كه زنجیره كربنی و نیتروژن مورد  نیاز برای تولید كارنیتین توسط ال لیزین تامین می گردد. با تحقیقاتی كه به سال 1966توسط نیومان و همكارانش  انجام پذیرفت مشخص گردید كه علاوه بر وجود لیزین و متیونین حضور مواد دیگری از جمله نیاسین، اسید آسكوربیك و ویتامین  B6 و همچنین آهن  برای ساخته شدن كارنیتین ضروری می باشد و معلوم شد سطح تولید این ماده در نوزادان به نحو قابل توجهی پایینتر ازبالغین است و این موجودات ال كارنیتین مورد نیاز خود را بوسیله تركیب شیر مادر دریافت می دارند. مرحله نهایی ساخت كارنیتین از لیزین و متیونین اضافه شدن زنجیره بتایینی این ماده می باشد در حیوانات مختلف مكان تولید نهایی این ماده متفاوت می باشد. برای اینكار وجود آنزیم گاما بوتیرو بتایین هیدروكسیلاز ضروری می باشد. در موشها كبد و تا حدودی بیضه ها مسؤول ساخت كارنیتین در بدن می باشند و هیچگونه نشانی از ایجاد این ماده در كلیه ها وجود ندارد. وضعیتی مشابه با موشها در موش خرما خوكچه هندی و سگها نیز دیده می شود. در انسانها به طور غالب میزان فعالیت آنزیم هیدروكسیلاز در كلیه ها 2 تا 3 برابر این میزان در كبد می باشد. همچنین ریبوچ و انجل به سال 1980 نشان دادند كه كارنیتین می تواند در مغز انسان نیز سنتز گردد. تحقیقاتی كه برروی خرگوشها وگربه ها ومیمونهای رسوس در سال 1978 انجام گرفت نشان داد كه كلیه این حیوانات نیز قادر به تولید آنزیم گاما بوتیرو بتایین هیدروكسیلاز          می باشد. سایم به سال 1996 نشان داد كه غلظت ال كارنیتین در عضلاتی كه سالم كار می كنند به میزان صد برابر از میزان این ماده در سرم و مایع بین سلولی بیشتر می باشد. در همه گونه های عالی جانوری گردش خون مسؤول مستقیم رساندن ال كارنیتین به عضله قلب و همچنین سایر عضلات اسكلتی بدن    می باشد. انتقال فعال ال كارنیتین در مطالعاتی كه توسط گورتلر و لوستر در سال 1996 انجام شد به عنوان مهمترین راه انتشار این ماده در عضلات انسان و سایر پستانداران عالی شناخته شد. كارنیتین در تاریخچه علم : هنگامیكه به تاریخ علوم طبیعی رجوع  می كنیم ال كارنیتین موضوعی جدید به حساب می آید. در واقع سابقه شناخت آن به سال 1905 و هنگامی باز می گردد كه گولویش و كریمبرگ در مسكو این ماده را از گوشت جدا نمودند. چندی بعد كوتشر در ماربورگ نیز موفق به شناسایی این ماده شد. ساختمان شیمیایی و كاركرد فیزیولوژیك كارنیتین برای سالها بعنوان یك مجهول به حساب می آمد تا اینكه در سال 1927 تومیتا و سنجو نقش گرو ه بتا و عامل هیدروكسید این ماده را كشف نمودند. در سال 1957 در آزمایشاتی كه فرانكل و فرید من برروی فاكتورهای رشد در كرم تنبریو مولیتور انجام دادند مشخص گردید كه علاوه بر نقش ویتامین های گروه ب در تسریع فعالیت فاكتور رشد در این كرم كارنیتین هم به عنوان یك ماده تسهیل كننده رشد فعال می باشد .آنها این ماده را بعنوان یك ویتامین ضروری در متامورفیسم این كرم بیان كردند و آن را ویتامین  BT  نامگذاری كردند .پیش از این گروه، كارفق و همكاران به سال 1952 مشخص ساختند كه این ماده به دو صورت   ال و دی كارنیتین وجود دارد كه فرم بیولوژیك آن ال كارنیتین می باشد. در سال 1962 با شتاب گیری حجم تحقیقاتی كه در باره این ماده صورت می گرفت كانكو و یوشیدا توانستند نقش بیولوژیك ال كارنیتین را توضیح دهند. در بین دهه پنجاه تا هشتاد میلادی تحقیقات زیادی برروی آثار متابولیك   ال كارنیتین در بدن انجام گرفت كه می توان به فریدمن و فرانكل به سال 1955 فریدز به سال 1955و برمر به سال 1963،پاند به سال 1975 ،رمسی و تابس به سال 1975 و گاندور و همكاران به سال 1985 اشاره نمود.كاركرد. متابولیك ال كارنیتین: ال كارنیتین در بدن كارایی های متعدد و متنوعی دارد ولیكن مهمترین كارایی این ماده به صورت مشخص اثرات ارگوژنیك آن در متابولیسم چربی ها و انتقال چربی های با زنجیره بلند به درون لایه داخلی غشای میتوكندری  می باشد.جهت شناخت مكانیسم كاركرد این ماده در این انتقال، پالمیتات به عنوان یك چربی با  زنجیره بلند انتخاب شده است . هنگامیكه این ماده به ساركولما می رسد استیل كوآنزیم آ شاخه استیل خود را با پالمیتات پیوند زده و این ماده را به صورت پالمیتویل كوانزیم آ در می آید. در این زمان پالمیتات وارد سیستول شده است و ال كارنیتین موجود در سیستول پیوند قوی تری ایجاد كرده و پالمیتات را از كو آنزیم آ گرفته و به صورت پالمیتویل كارنیتین در می آورد. در این زمان پالمیتات جهت ورود به چرخه تولید انرژی آماده ورود به غشای داخلی میتوكندری می باشد. در این زمان آنزیم استیل كارنیتین ترانسلوكاز با این ماده تركیب شده و كارنیتین پالمیتویل ترانسفراز ایجاد می شود. این ماده قادر است تا از غشای داخلی میتوكندری عبور نماید.در ماتریكس میتوكندریال آنزیم ترانسلوكاز با استیل موجود در میتو كندری تركیب شده و پالمیتویل كارنیتین را آزاد می نماید. در این زمان سیر معكوس آنچه كه در سیستول به هنگام عبور پالمیتات از ساركولمااتفاق افتاده بود صورت می پذیرد. به این ترتیب كه در اثر حجم بالای استیل كوآنزیم آ، ال كارنیتین از پالمیتویل جداشده و با باند استیل تركیب می شود و محصول آن استیل                     ال كارنیتین و پالمیتویل كوآنزیم آ می باشد. این ماده به طور مستقیم وارد چرخه                          بتا هیدروكسیداسیون اسید های چرب می شود.بنابراین می توان نتیجه گرفت كه تولید انرژی از زنجیره های بلند اسیدهای چرب به طور مستقیم با وجود ال كارنیتین بستگی دارد.در سطح             اینترا میتوكندریال استیل كوآنزیم آ در نتیجه شكسته شدن كربو هیدراتها در طی پروسه گلیكولیز و همچنین شكسته شدن اسید های چرب وآمینو اسیدها ایجاد می شود. در صورتی كه حجم استیل  كو آنزیم آ در میتو كندری بالا برود و این ماده فضای داخل میتوكندریال را پر نماید گلیكولیز با مشكل برخورد كرده و در زمانیكه حجم این ماده خیلی زیاد شود اثرات تخریبی و توكسیك خواهد داشت.نقش مهم ال كارنیتین در این موقع عمل دتوكسیفیكاسیون اینترامیتوكندریال             می باشد كه به این صورت انجام می شود كه ال كارنیتین، گروه استیل را از استیل كوآنزیم آ جدا نموده و باعث تولید كوآنزیم آ می شود. این ماده فعال بوده و می تواند به چرخه تولید انرژی باز گردد.بانداستیل -كارنیتین در كلیه جدا شده و از بدن دفع می گردد.بنا براین نسبت استیل كوآنزیم به كوآنزیم به نفع كوآنزیم باز می گردد و متابولیسم كربوهیدراتها سرعت بالاتری می یابد. در این زمان تولید پیرواتها افزایش پیدا می كند و در این موقع ال كارنیتین با پیرواتها باند شده و آنها را وارد در چرخه سیترات می كند. استیل ال كارنیتین ایجاد شده همچنین می تواند میزان فعالیت آدنین نوكلئوتید اسید ترانسلوكاز را افزایش داده و باعث خروج ATP ساخته شده در میتوكندری و مصرف آن شود.در یك جمله چنانچه بخواهیم نقش ال كارنیتین را بیان كنیم باید گفت این ماده چربی های فعال را از توده های ذخیره چربی به درون میتوكندری انتقال می دهد . به عنوان یك كوفاكتور در تولید انرژی  عمل نموده و روند تولید چربی های با زنجیره متوسط و،پیرواتها و همچنین اجسام كتونی را تحت كنترل دارد.همچنین این ماده سلامت محیط داخلی سلول را حفظ نموده و آنرا سم زدایی می كند.تحقیقات اخیر نشان داده است كه سوای بر اثرات ارگوژنیك  مهمی كه برای ال كارنیتین ذكر گردید این ماده می تواند در پروسه دفاعی بدن و ساخت سلولهای دفاعی اختصاصی مانند تی لنفوسیتها و بی لنفوسیتها و همچنین سلولهای فاگوسیتوز كننده غیر اختصاصی مانند ماكروفاژها و نتروفیل ها موثر باشد.اولن بروك در تحقیقات سال 1996 خود نشان داد كه نقش ال كارنیتین در ایجاد سلولهای سد دفاعی بدن و همچنینن ایمنی سلولی مهم و قابل توجه می باشد.  چگونگی فراهم شدن ال كارنیتین آندوژن : گونه های بالغ جانوران قادر هستند تا ال كارنیتین مورد نیاز بدن خود را به صورت سنتز اندوژنیك تولید نمایند همچنین این حیوانات می توانند ال كارنیتین موجود در مواد غذایی را هم از جیره و از راه گوارش جذب نمایند. سوای از اینكه میزان ال كارنیتین موجود در جیره غذایی این حیوانات چقدر باشد قدرت جذب  لوله گوارشی حیوانات مختلف نیز با یكدیگر تفاوت می كند. بیشتر ال كارنیتین موجود در غذا از طریق انتقال فعال از روده ها جذب می گردد و بوسیله خون منتقل می شود درباره ترتیب ساخت ال كارنیتین اندوژن در بدن نیز پیشتر از این توضیح داده شد.در نوزادان و جنین حیوانت به علت پایین بودن سطح بتایین و میزان نیاسن و همچنین محدود بودن میزان لیزین و متیونین دریافتی از مادر ال كارنیتین به صورت ساخته شده از درون خون مادری وبوسیله جفت به جنین منتقل می شود .همچنین در نوزادان نیز مرحله ششم ساخت ال كارنیتین تكامل نیافته است و نوزاد مجبور است بخش اعظم ال كارنیتین مورد نیاز خود را از راه مصرف شیر مادر بدست آورد. با تحقیقاتی كه درباره نوزاد انسان صورنت گرفته است مشخص شده كه این نوزاد تا حدود 21 ماهگی نیاز به در یافت ال كارنیتین مادری دارد كه این تاییدی بر روی مصرف شیر مادر تا سن دوسالگی كودك می باشد. میزان ال كارنیتین موجود در مواد اولیه جیره غذایی : ال كار نیتین در گونه های مختلف گیاهان عالی و همچنین مواد اولیه غذایی با منشا  دامی وجود دارد.بخش اعظم ال كارنیتین مو جود در جیره انسان و حیوانات گوشتخوار از فراورده های با منشا حیوانی تولی        می شود. در بین این فراورده ها پودر گوشت بین 300 تا 1000 میلیگرم در كیلو گرم  ال كارنیتین دارد و به طور متوسط در هر كیلو گرم ماده غذایی با منشا گوشت و یا استخوان بین 70 تا 150 میلی گرم ال كارنیتین وجود دارد .دانه های روغنی و كنجاله های آنها منبع تامین ال كارنیتین خوراكی برای دامها و طیور به شمار می آیند.بعلاوه این مواد از لیزین و متیونین كه مواد اولیه مورد نیاز برای ساخت ال كارنیتین هستند غنی می باشند. تخم پنبه به طور متوسط در هر كیلو گرم  20-25 میلیگرم ال كارنیتین دارد .سویا، غلات راف و پوسته آنها، ذرت ،جو و گندم از دیگر مواد دارای ال كارنیتین در خانواده گیاهان می باشند. در دامها منشا اصلی تامین ال كارنیتین برای نوزادان شیر مادران آنها به شمار می آید كه بعد از گوشت بیشترین میزان ال كارنیتین در آن وجود دارد .همچنین در طیور زرده تخم مرغ حاوی ال كارنیتین می باشد كه توسط جنین مصرف می گردد . قابلیت جذب ال كارنیتین:  بر پایه آخرین تحقیقاتی كه صورت گرفته است ال كارنیتینی كه از راه خوراكی دریافت می گردد به روش انتقال فعال در قسمت بالایی ژژنوم روده باریك جذب می گردد.مطالعاتی كه لی و همكارانش به سال 1983 و در محیط آزمایشگاهی بر روی چگونگی انتقال فعال ال كارنیتین توسط روده باریك در خرگوشها انجام دادند مشخص ساخت كه یون سدیم و انتشار فعال آن در بالانس با یون پتاسیم در انتقال فعال این ماده نقش به سزایی دارد. همچنین در همین سال شاو و همكارانش نشان دادند كه سیستم  جذب ال كارنیتین در موشها نیز به مشابه خرگوشها و از همان مكانیسم می باشد. تحقیق دیگری كه لی و همكارانش در سال 1992 انجام دادند نشان داده شد كه انتشار غیر فعال ال كارنیتین بین محیط روده ای و گردش خون می تواند در این انتقال نقش داشته باشد. همچنین شاو و همكارانش به سال 1983 مطالعه دیگری را بر روی كل دستگاه روده ای انجام دادند و مشخص كردند كه ال كارنیتین به دو صورت انتشار غیر فعال از محیط زیادتر به محیط كمتر و همچنین از راه انتقال فعال در روده باریك جذب می گردد. در دودنوم  و ژژنوم این انتقال به هر دو روش صورت می پذیرد ولیكن در ایلئوم ال كارنیتین تنهار از راه انتشار جذب می گردد.همچنین این دو آزمایش نشان دادند كه  جذب             ال كارنیتین به شدت در اثر وجود غلظت بالای دی كارنیتین ،استیل ال كارنیتین و گاما بوتیرو بتایین دستخوش تغییر قرار می گیرد.در سال 1988 فوستر و همكارانش مطالعه ای را بر روی جذب غلظت های متنوع ال كارنیتین در روده باریك اسب انجام دادند .در این آزمایشها                ال كارنیتین در حجم 0.10،20،40و 60 گرم در روز به اسب خورانده شد و پس از 24 ساعت نمونه گیری های ادراری اندازه گیری شدند. مشخص گردید كه تنها در حدود3.5 تا 7.5  در صد ال كارنیتینی كه در این حیوان خورده شده بود توسط روده ها جذب شده بودند.بر طبق این آزمایش اعلام گردید كه میزان جذب روده های ال كارنیتین خوراكی در اسبان پایین می باشد.

 ال-كارنیتین (L - Carnitine) یك اسید آمینه طبیعی است كه بواسطه اثر بر روی متابولیسم چربیها مورد توجه بسیاری از محققین علم تغذیه انسان و دام گرفته است . بطور خلاصه مكانیسم عمل ال- كارنیتین شامل اثر بر روی اسیدهای چرب با زنجیره طولانی و تبدیل آنها به ذرات كوچكتر است . بدین وسیله ال-كارنیتین موجب انتقال این مواد به غشاء میتوكندری سلول شده و این ارگانل با سوزاندن چربیها به عنوان منبع انرژی موجب تسریع در متابولیسم این مولكولهای می شود . اخیراً دانشمندان انستیتو تغذیه دام و طیور در چین اثرات ال-كارنیتین بر روی عملكرد ، تركیب لاشه و متابولیسم چربیها در نیمچه خروسهای گوشتی را مور مطالعه قرار دادند . در این پژوهش 600 قطعه جوجه خروس در پنج گروه تقسیم شدند كه هر گروه شامل 3 تكرار و هر تكرار دارای 40 قطعه پرنده بود . این گروه ها جیره پایه یكسان دریافت داشتند كه به هر كیلوگرم از آن ترتیب مقادیر صفر ،‌ 25 ، 50 ، 75 و 100 میلی گرم ال- كارنیتین اضافه شده بود. این آزمایش نشان داد كه ال-كارنیتین دارای تاثیر معنی داری بر روی افزایش وزن روزانه و یا ضریب تبدیل نبوده است .اما اضافه نمودن ال -كارنیتین به میزان بیش از 25 میلی گرم در هر  كیلو گرم خوراك طیور موجب افزایش بازده عضله سینه ، افزایش چربی عضلات و نیز كاهش چربی محوطه بطنی گردید . نتایج حاصل از این مطالعه دلالت بر این دارد كه ال كارنیتین می تواند موجب كاهش چربی زیر پوستی بواسطه كاهش فعالیت آنزیمهای مربوطه و نیز افزایش چربی بین عضلات بواسطه كاهش فعالیت آنزیم پالمیتویل ترانسفرا (Palmitoyltransperase – II) عضلات سینه دارد .

اثرات ال کارنیتین درعملکرد طیور

 ال کارنیتین (L.carnitine) یک ماده مغزی شبیه ویتامین ها است ال کارنیتین به مقدار اندک و ناچیز در بدن حیوانات از دواسیدآمینه ضروری لیزین و متیونین درکبد وکلیه سنتز می شود.

وجود ال کارنیتین برای متابولیسم و حرکت اسیدهای چرب در داخل سلولها ضروری است. مشخص شده که این ماده در ساختمان آنزیمی بنام کارنیتین استیل ترانسفراز شركت می كند که بخشی از مکانیسم کوآنزیم A و استیل کوآنزیم A را تشکیل می دهد و به نظر می رسد که تأثیر کارنیتین بر متابولیسم اسیدهای چرب می باشد که زنجیره کربن آنها بیش از8 کربن می باشد درعین حال به نظرمی رسد که این ماده تمایل زیادی به اسید پالمیتیک داشته که کارکرد آن انتقال این مولکول ها با زنجیره طویل از جدار میتوکندری می باشد لازم به ذکر است که کارنیتین به دو شکل دی  ال کارنیتین و ال کارنیتین یافت می شود که تنها شکل فعال آن از نظر بیولوژیکی             ال کارنیتین است . امروزه قدرت تأثیر ال کارنیتین در بالا بردن توان حیاتی موجب جلب توجه فراوان و افزودن آن به غذاهای دام و حیوانات مسابقه و خانگی گردیده است .

عمل ال کارنیتین در بدن

ال کارنیتین درچرخه متابولیسم چربی سلولی درگیر می باشد و کاری شبیه گیرنده (Receptor) برای فعال کردن اسیدهای چرب آلی دارد بطور کلی ال کارنیتین برای فعالیت های زیرضروری است :

1- حمل اسیدهای چرب فعال شده ( عمل کاتالیکی )

2- بافری کردن زنجیره COA ( عمل کاتالیکی )

3- محافظت و تنظیم کردن تعادل غشاء نورونها

4- دفع مواد مازاد از متابولیسم اسیدهای چرب ( عمل ضد سمی کردن )

5- اسپرماتوژنز و تحرک اسپرم ها

6- افزایش تحمل آمونیاک

7- تهیه میزان مطلوب انرژی

8- کفایت سیستم ایمنی

9- جلوگیری ازتشکیل رادیکالهای آزاد- رادیکالهای آزاد ، مواد شیمیایی با انرژی بالا هستند که در میتوکندری تولید می شوند و باعث تخریب سلولها می گردند درمقابل آنها موادی همچون vitA و vitE  جزء آنتی اکسیدانها محسوب می گردند بطوریکه طی یکسری فرآیندهای فیزیولوژیکی از تشکیل رادیکالهای آزاد جلوگیری می کنند ولازم به ذکر است که این ویتامین ها محلول در چربی هستند و همانطورکه گفته شد ال کارنیتین سبب تسهیل ورود چربی به داخل میتوکندری می شوند. ویتامین E و ویتامین A توسط کارنی متین وارد میتوکندری شده و از تشکیل رادیکالهای آزاد جلوگیری می کند.

بررسی هایی درباره اثرات ال کارنیتین درتغذیه طیور

نقش کارنیتین درمتابولیسم انرژی واثرات این ماده طی 3 آزمایش مورد تحقیق وبررسی قرار گرفت. 

هدف آزمایش I این بود که آیا ال کارنیتین و پیش سازهای آن (لیزین و متیونین) توانایی کاهش چربی ناحیه محوطه بطنی را دارند.

10 گروه شامل 10 جوجه با جیره های مختلف تغذیه شدند که شامل جیره استاندارد و جیره های شامل لیزین و متیونین کم و زیاد و همچنین بدون 5% مکمل چربی ،                            ال  و دی- ال کارنیتین بودند. عملکرد اضافه وزن بدن ، ضریب تبدیل غذایی ، میزان چربی ناحیه شکم  وغلظت ال کارنیتین در خون و قسمتهای عضلانی و عضله قلب ، کبد و کلیه مورد بررسی قرار گرفت همانطوریکه انتظـــار می رفت غلظت ال کارنیتین با افزودن چربی بطور معنی دار کاهش یافت و با افزودن مکمل حاوی ال کارنیتین غلظت کارنیتین بالا رفت . این جوجه ها در سن هفت هفتگی وزن گیری و روانه کشتارگاه شدند و میزان چربی شکم تعیین و اندازه گیری شد.

نتایج حاصله چنین تفسیرشد که اضافه کردن ال کارنیتین باعث افزایش میزان گوشتواری در گله های گوشتی به میزان 10% -8%  می شود یا بعبارتی با اضافه کردن ال کارنیتین به میزان 02/0% جیره افزایش وزن به میزان 5/2% حاصل می گردد و میزان چربی ناحیه شکم در مقایسه با گروهی که ال کارنیتین دریافت نکرده بودند کاهش چشمگیری نشان می داد. لازم به ذکر است که کاهش لیزین ومتیونین منجربه افزایش چربـــــی می شود. آزمایشات و تحقیقات نشان داد که در جیره هایی که چربی بالا دارند میزان ال کارنیتین درکلیه ها کمتر است و کم بودن میزان پیش سازهای کارنیتین باعث کاهش میزان کارنیتین در بافتها می شود و اضافه کردن ال کارنیتین باعث می شود که سطح کارنیتین دربافتها بطور معنی دار بالا رود. 

آزمایش 2 : در این آزمایش بررسی بعمل آمد که افزودن ال کارنیتین به میزان            500 میلی گرم در کیلوگرم یا اسید نیکوتینیک و یا ترکیبی از هردوی آنها به جیره مرغان تخمگذار آیا میزان کلسترول زرده کاهش می یابد؟ هرچند میزان ال کارنیتین در زرده تخم مرغهای حاصل از گروهی که مکمل ال کارنیتین دریافت کرده بودند بطور معنی داری افزایش پیدا کرده بود ولی هیچ اثری روی وزن بدن و میزان غذای دریافتی مشاهده نشد و از چهارمین تا پانزدهمین هفته آزمایش میزان کلسترول زرده به میزان 7% کاهش نشان می داد.

کلسترول زرده در طول دوره تخمگذاری نوساناتی را نشان می دهد بطوریکه بعد از مرحله اول تخمگذاری وابستـــــه به میزان تولید تخم مرغ بود در حقیقت با افزایش تولید تخم مرغ میزان کلسترول کاهش پیدا می کند یا به عبارتی افزایش تولید متناسب است با کاهش کلسترول داخل تخم مرغ زمانی که میزان ال کارنیتین و نیکوتینیک اسید در سرم خون افزایش یابد سطح کلسترول سرم پایین می آید

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در شنبه 7 دی1387 و ساعت 6:29 بعد از ظهر |
تدوین : مهندس سودابه پرهیزکار- کارشناس ارشد تغذیه طیور از دانشگاه تهران

صنعت تولید تخم مرغ همواره به عنوان یک صنعت تولیدی بی نظیر در دنیا مطرح بوده است. در حال حاضر دو رویکرد مختلف عمومی و اختصاصی در ارتباط با صنعت تولید تخم مرغ وجود دارد. در رویکرد عمومی، تخم مرغ به عنوان یک کنسرو طبیعی و غنی از پروتئین، انواع ویتامین ها و املاح معدنی مطرح می باشد که برای مصرف کنندگان همواره قابل دسترس، ارزان قیمت و سهل الوصول بوده است.
در طول 30 سال گذشته مصرف تخم مرغ در جهان با نوسانات مختلفی روبرو بوده است. دلیل کاهش مصرف تخم مرغ در طول این سال ها، به تصور منفی مرتبط با میزان بالای کلسترول تخم مرغ (195 الی 250 میلی گرم به ازاء هر تخم مرغ) و ارتباط این ماده با بروز بیماری های قلبی – عروقی مربوط بوده است. این تبلیغات سوء موجب گردید که که محققین تغذیه مطالعات وسیع و دامنه داری را در این ارتباط آغاز نمایند و میلیون ها دلار را صرف شناخت ارتباط واقعی بین کلسترول تخم مرغ و بروز بیماری های قلبی – عروقی بنمایند.
در این ارتباط می دانیم که مولکول کلسترول بر پایه اندازه ذرات و غاظت ذرات، به دو جزء کلسترول خوب (HDL) و کلسترول بد (LDL) تقسیم می شود. همبستگی مثبت بین کلسترول خوب و کاهش وقوع بیماری های قلبی و عروقی کاملاً به اثبات رسیده است. نقش منفی مولکول های LDL در ارتباط با بروز بیماری های قلبی و عروقی در حضور رادیکال های آزاد بروز می یابد عوامل مختلفی در بدن منجر به تولید رادیکال های آزاد می گردند. واکنش های مربوط به زنجیره انتقال الکترون، آنزیم های اکسیداتیو، آلودگی هوا و تابش اشعه خورشید، از جمله عواملی هستند که باعث تولید رادیکال های آزاد در بدن می شوند. رادیکال های آزاد مولکول هایی با میل ترکیبی بالا هستند. این رادیکال ها اگر مولکول مشابه خود را در بدن پیدا نکنند، با سایر مولکول های موجود در سلول واکنش نشان می دهند. هنگامی که کلسترول بد در بدن تحت تاثیر رادیکال های آزاد قرار می گیرد، اکسید می شود و تولید مولکول های LDL اکسید شده را در بدن می نمایند. LDL اکسید شده موجب آسیب رساندن به عروق خونی می شود که به دنبال آن مونوسیت ها به طرف عروق جراحت یافته مهاجرت می نمایند. این امر منجر به باریک شدن عروق خونی شده و در نتیجه بیماری تصلب شرائین بروز می نماید. به این ترتیب مشخص گردید که کلسترول خام تخم مرغ به تنهایی نمی تواند به عنوان یک عامل منفی در بروز بیماری های قلبی و عروقی موثر باشد. کلسترول یک ترکیب مهم و موثر در بدن همه موجودات زنده است که در مورد انسان، 75% از آن در بدن و به وسیله کبد ساخته می شود. کلسترول نقش حیاتی و ضروری در سوخت و ساز و تعادل بدن بر عهده دارد و به عنوان یک مولکول پایه جهت سنتز انواع هورمون های جنسی و استروئیدی در بدن نقش های عمده ای را ایفا می نماید.
این یافته ها منجر گردید که محققین تغذیه و بیوشیمی تلاش زیادی را جهت از بین بردن این تصور منفی در مصرف کنندگان نمایند و از ترکیبات مختلفی جهت بهبود ارزش تغذیه ای تخم مرغ و کاهش وقوع واکنش های منفی در تخم مرغ استفاده نمایند.
به این ترتیب رویکرد اختصاصی در صنعت تولید تخم مرغ بوجود آمد. از دستاوردهای بسیار با ارزش این رویکرد، تحقیقات مختلفی بود که در ارتباط با غنی سازی تخم مرغ مطرح گردید و به این ترتیب تخم مرغ های غنی شده از نظر انواع مواد معدنی، ویتامین ها و اسیدهای چرب امگا 3 به بازار مصرف ارائه گردیدند. به موازات این تنوع تغذیه ای، مباحثی همانند تولید تخم مرغ مایع، جداسازی صنعتی زرده و سفیده تخم مرغ، پاستوریزاسیون تخم مرغ، تولید صنعتی پوسته تخم مرغ، تولید صنعتی غشاء های تخم مرغ و معرفی کاربری آن ها، در این رویکرد مورد بررسی قرار گرفت.
همان طور که می دانیم در حال حاضر در کشورهای مختلف و از جمله ایران، بحث کیفیت مواد خوراکی و توجه به سلیقه و طبع مصرف کنندگان مواد خوراکی مورد توجه ویژه تولید کنندگان مختلف قرار گرفته است. در ارتباط با تخم مرغ، همیشه این بحث از طرف مصرف کنندگان مطرح بوده که تخم مرغ های تولید شده در روستاها از خواص تغذیه ای مطلوب تر و با ارزش تری برخوردارند. یکی از دلایل این نگرش به رنگ زرده تخم مرغ های تولید شده به روش سنتی باز می گردد. به طوریکه مصرف کنندگان حاضر به پرداخت وجه بیشتری جهت خرید این تخم مرغ ها بودند. توجه به بحث افزایش کیفیت تغذیه ای تخم مرغ از دو جنبه موجب گردید که استفاده از منابع کاروتنوئیدی (رنگدانه های طبیعی) در جیره غذایی مرغان تخمگذار مطرح گردد.
1 – ترکیبات کاروتنوئیدی که از منابع طبیعی قابل استخراج هستند، خاصیت آنتی اکسیدانی دارند و به همین دلیل می توانند با رادیکال های آزادی که در بدن تولید می شوند ترکیب شوند و به این ترتیب مانع بروز خواص منفی آن ها در بدن شوند (به عنوان مثال این ترکیبات می توانند مانع اکسیداسیون LDL ها در بدن شوند).
2 – ترکیبات کاروتنوئیدی که از منابع طبیعی به دست می آیند، طیف وسیعی از ترکیبات را در بر می گیرند. دسته ای از این ترکیبات که به دلیل خصوصیات ساختمانی خاص خود، نور را به طور انتخابی جذب می نمایند اصطلاحاً رنگدانه نامیده می شوند. افزودن این ترکیبات به جیره غذایی طیور موجب می گردد که رنگ مطلوب زرده تخم مرغ به دست آید و به این ترتیب سلیقه مصرف کنندگان هم از نقطه نظر کیفی تامین گردد. در این ارتباط ذکر یک نکته هم ضروری به نظر می رسد. نکته مهم در این ارتباط آن است که بدن طیور قادر به سنتز این دسته از ترکیبات نمی باشد و این مواد باید حتماً از طریق جیره غذایی تامین شوند.
بنابراین چنانچه هدف از استفاده از رنگدانه ها، غنی سازی تخم مرغ و دسترسی به رنگ مناسب زرده تخم مرغ باشد، باید حتماٌ از رنگدانه های طبیعی استفاده شود.

غنی سازی تخم مرغ با استفاده از رنگدانه های طبیعی
رنگدانه های طبیعی شامل دسته ای از ترکیبات هستند که تحت عنوان لوتئین و زی زانتین نامیده می شوند.
لوتئین و زی زانتین رنگدانه های زرد رنگ از دسته گزانتوفیل ها هستند که به گروه کاروتنوئیدها تعلق دارند. این رنگدانه ها در مواد خوراکی از قبیل کلم پیچ، کلم بروکلی، اسفناج، انواع میوه ها، سبزی ها و گل همیشه بهار یافت می شوند. یکی از منابع ذخیره کننده این رنگدانه ها، زرده تخم مرغ می باشد.
لوتئین علاوه برخاصیت تولید رنگ، خاصیت آنتی اکسیدانی هم دارد. این ترکیب می تواند رادیکال های آزاد ناشی از اکسیداسیون مواد خوراکی را از بین ببرد و به این ترتیب می تواند DNA، پروتئین و چربی های درون زرده تخم مرغ و بافت های بدن را در مقابل اکسیداسیون محافظت نماید.
بتاکاروتن ها و لوتئین قابلیت آن را دارند که در بدن تبدیل به ویتامین A شوند. همان طور که می دانیم ویتامین A یکی از ترکیباتی است که بر روی سلول های چشم موثر است و به عنوان یکی از مواد مغذی به حفظ بینایی کمک می کند.
لوتئین در سلول های چشم انسان که تحت عنوان ماکولار نامیده می شوند تجمع می یابند و این سلول ها و اعصاب بینایی را در مقابل اشعه ماوراء بنفش محافظت می نمایند. ماکولار در حقیقت بخش مرکزی شبکیه چشم است. هنگامی که نور از میان عدسی چشم عبور می کند، در شبکیه تجمع می یابد. این اطلاعات نوری سپس تبدیل به پیام های الکتریکی می شود و به سلول های ماکولار ارسال می شوند. سلول های ماکولار مسئول تشخیص جزییات تصویر می باشند. در سلول های ماکولار، دو جزء رنگی لوتئین و زی زانتین به وفور یافت می شوند.
با افزایش سن، سلول های چشم همانند سلول های سایر نقاط بدن فرسوده می شوند. سلول های بینایی و بخصوص اعصاب بینایی، توانایی بازسازی خود را ندارند و چنانچه در معرض آسیب قرار گیرند، امکان ترمیم آن ها وجود نخواهد داشت. در صورت آسیب سلول های ماکولار، کوری حادث می شود.
در این زمینه تحقیقات بسیار زیادی صورت گرفته و رابطه بین جیره غذایی غنی از لوتئین و کاهش تخریب سلول های ماکولار مشخص گردیده است. به عنوان مثال مشخص گردیده است که در آمریکا به دلیل عدم دریافت منابع غنی از لوتئین، این عارضه شدت بیشتری دارد و به همین دلیل اخیراٌ توصیه می شود که از ویتامین ها و منابع حاوی لوتئین به عنوان مکمل در جیره غذایی افراد استفاده شود.
علاوه بر این اثرات، لوتئین قادر است که از بروز عوارضی همانند کاتاراکت، گلوکوم چشم، سرطان ریه و سرطان سینه در انسان جلوگیری نماید. محققین دانشگاه هاروارد دریافته اند که مصرف تخم مرغ حاوی رنگدانه های طبیعی، در سنین نوجوانی در دختران جوان به طور مرتب و روزانه، موجب می شود که در سنین بالاتر عارضه سرطان سینه در آن ها مشاهده نشود. لوتئین با شرکت در ساختمان HDL یا کلسترول خوب، می تواند از بروز عوارض قلبی جلوگیری نماید. آن چه که در ارتباط با بروز بیماری های قلبی باید مورد توجه قرار گیرد، کاهش مصرف چربی های اشباع و چربی های نوع ترانس است. این دو نوع چربی در پخت انواع شیرینی، چیپس، غذاهای آماده و ... به کار می رود. یک تخم مرغ بزرگ، 5 گرم چربی دارد که حدود 5/1 گرم آن اشباع است و مهم تر آن که فاقد چربی نوع ترانس می باشد.
به دلیل کیفیت خاص چربی موجود در زرده تخم مرغ، لوتئین و زی زانتین در زرده تخم مرغ، قابلیت جذب و ذخیره سازی بسیار مطلوب تری دارند، به طوری که این دو رنگدانه در زرده تخم مرغ با بازدهی بالاتری نسبت به منابع گیاهی از قبیل هویج و اسفناج ذخیره می شوند. از منابع عمده لوتئین، رنگدانه های طبیعی می باشند که می توانند به جیره غذایی مرغان تخمگذار اضافه شود. رنگدانه های زرد طبیعی از منشا گل همیشه بهار گرفته می شوند و حاوی مقدار لوتئین بسیار زیادی می باشند. امروزه برای خوش رنگ کردن رنگ زرده تخم مرغ از رنگدانه ها استفاده می شود. ولی تفاوتی که بین رنگدانه های سنتتیک و طبیعی وجود دارد عمدتاٌ به این نکته مربوط می شود که رنگدانه های طبیعی، خواص مغذی هم دارند. یعنی با افزودن رنگدانه های طبیعی به جیره غذایی مرغان تخمگذار، علاوه بر افزودن یک ماده مغذی به جیره، رنگ مطلوب زرده هم تامین می شود.
با توجه به اثرات بسیار سودمندی که برای لوتئین ذکر شد و با توجه به بازارپسندی مطلوبی که تخم مرغ های حاوی رنگدانه های طبیعی در بین مصرف کنندگان پیدا کرده است، به نظر می رسد که در آینده لزوم توجه هر چه بیشتر متخصصین تغذیه به این امر معطوف شود. به این ترتیب علاوه بر تشویق هر چه بیشتر مصرف کنندگان تخم مرغ به استفاده از این منبع پروتئینی ارزان قیمت، می توان سایر مزایای استفاده از آن را به عنوان یک منبع غنی از لوتئین به مصرف کنندگان تخم مرغ یادآوری نمود.

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در شنبه 7 دی1387 و ساعت 5:59 بعد از ظهر |

نقش فیبر در جیره گاوهای شیری

با توجه به اهمیت موضوع تغذیه و منابع خوراکی در توسعه دامپروری ، شناسایی ارزش غذایی و تولیدی انواع خوراکها ضرورتی اجتناب نا پذیر به شمار می رود. اقتصادی بودن تولیدات دامی به طور عمده تابع نوع خوراک ، تعادل جیره های غذایی و بازده غذایی می باشد . با توجه به رشد روز افزون جمعیت و محدودیت در افزایش کمیت دام تنها راهی که پیش روی ما قرار می گیرد ، افزایش کیفیت و توان نولیدی دام ها است و افزایش در تولید میسر نمی شود مگر از طریق شناسایی نیازهای دام و تهیه جیره های مناسب و متناسب با این نیاز .

از آنجا که دامپروری و دامداری یک کار کاملاَ اقتصادی است و از آنجا که حدود 70% هزینه های یک دامداری صرف تهیه خوراک برای دام می شود بنابراین هر گونه تجدید نظر و پیشرفتی در این زمینه تاثیر مستقیم در افزایش بازده دارد . غذای اولیه و پایه دام علوفه است و تمام تلاش ها برای حذف این قسمت و دادن خوراکی کاملاَ انرژی زا به دام تا به امروز بی نتیجه مانده است . مساله اساسی و مهم که در بخش علوم دام مطرح می شود قسمت الیاف خام می باشد که به اجزای کوچکتر نظیر NDF , ADF  تقسیم شده است و امروزه به بخش های ریزتر و ظریف تر نظیر قابلیت هضم و قابلیت تخمیر فیبر جیره بیشتر از دیگر مسائل  تغذیه ای توجه شده است . در اینجا لازم است تا در مورد الیاف خام بیشتر صحبت شود.

منظور از الیاف خام چیست ؟ الیاف یا بخش ساختمانی عبارتند از بخش های تشکیل دهند ه دیواره سلول که قابلیت هضم کمی دارند و در گونه های تک معده ای قابلیت هضم ندارند اما در نشخوارکتتدگان بواسطه حضور میکروارگانیسم های موجود در شکمبه که به عنوان یک شبکه تخمیر عمل می کنند قابلیت هضم از متوسط تا بالایی با توجه به کیفیت و مرغوبیت دارند .

مصرف مقدار کافی الیاف و مواد خشبی برای تولید طبیعی و سلامتی گاوهای شیری ضروری است . از طرفی وجود مقادیر زیادی الیاف ، DMI و در ادامه بازده میکروبی و تولید شیر را محدود می کند. پس ما به یک میزان کمینه و حداقل الیاف نیاز داریم تا سلامت حیوان ، میزان و درصد چربی ، مصرف ماده خشک ، مصرف انرژی و تولید شیر در حداکثر باشد . این مقدار موثر و کمینه الیاف خام قسمتی است که نشخوار ، میزان عبور غذا از شکمبه ، ترشح بزاق ، تولید استات شکمبه ای و درصد چربی را تحریک می کند.

روش های تجزیه الیاف عبارتند از :

الف ) روش تجزیه تقریبی

ب ) روش ون سوست

ج ) روش تعیین عناصر معدنی

در روش تجزیه تقریبی که شامل تعیین رطوبت ، خاکستر ، چروتئین خام ، چربی خام یا عصاره اتری ، الیاف خام و عصاره های عاری از ازت ( NFE ) است ، دارای اشکالاتی است از جمله این که مقادیر به دست آمده برای الیاف خام ار تکرار پذیری پایین برخوردار است . روش اخیر جوابگوی گاوهای پر تولید نبود و پیین بودن تکرار پذیری باعث شد تا ون سوست روش تازه ای ابداع کند که مشکل را تا اندازه ای حل می کرد و قسمت الیاف خام را به اجزای کوچکتر تقسیم می کرد. روش ون سوست بر پایه الیاف خام بنا شده و هدف آن بیشتر تجزیه این قسمت است . در روش ون سوست ، نمونه مورد نظر به مدت یک ساعت در محلول شوینده خنثی ( ND ) جوشانده می شود . مواد نامحلول در شوینده خنثی که دیواره سلولی ( NDF ) نامیده می شود باقی می ماند . این قسمت شامل ترکیبات اصلی دیواره سلولی نظیر سلولز ، همی سلولز و لگنین می باشد . در عصاره گیری با شوینده اسیدی ، نمونه ها به مدت یک ساعت در محلول حاوی استیل تری متیل آمونیوم بروماید در حضور اسید سولفوریک جوشانده می شود . مواد نامحلول باقی مانده در شوینده اسیدی شامل سلولز و لگنین ( ADF ) می باشد.  روش ون سوست باعث شد تکرار پذیری نتایج افزایش یابد که البته این روش اشکالات و ن واقصی هم داشت . این نواقص هنگامی بروز کرد که توان تولیدی گاوها بیش از پیش افزایش یافت و تنظیم جیره های مناسب مشکل تر شد یعنی جیره های که هم تامین کننده حداقل میزان علوفه باشد و از طرفی تمام نیاز های دیگر را بپوشاند و این نیاز ها روی استاندارد کردن روش ارزیابی NDF  بیش از پیش تایید کردند .

نکته دیگری که در اینجا لازم به ذکر است اشاره به روش ( in sacco ) می باشد. در این روش گه جهت تعیین قابلیت هضم استفاده می شود ، محیطی شبیه به شکمبه در کیسه ای ایجاد می کنند که نمونه مورد نظر را به مدت 24 در این کیسه نگهداری می کنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم  ماده مورد نظر را تعیین می کنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم ماده مورد نظر را تعیین می کنند . در واقع این روش نوعی روش آزمایشگاهی برای تعیین قابلیت هضم است . عقیده کلی بر این است که گاوهای شیری ماکزیمم مصرف برای NDF   صرف نظر از منبه آن دارند که به عنوان یک اصل پذیرفته شده است . اگر چه بعضی از پژوهش ها آن را تایید نمی کنند . به عنوان مثال COMBOS   (1992)   9 آزمایش منتشر شده را بازبینی کرد و نتیجه گرفت که اصولاَ به ازای هر 1 درصد افزایش در NDF جیره به طور خطی 44/0 کیلوگرم از تولید شیر ( تصحیح شده با شیر 4 درصد چربی ) کاهش یافت زیرا مصرف NDF   به همان نسبت که مقدار آن را در TMR بالا رفته بود ، افزایش یافته بود .

گزارش Robinson McQeen (1990) نشان داد که گاوهای شیری که به صورت TMR تغذیه شده اند با نسبت های متنوع یونجه سیلو شده و جو ( به عنوان کنستانتره )  به ازای 1 درصد افزایش NDF جیره ، کاهش تولید شیری برابر 43/0 کیلوگرم داشتند. این توافق نتایج که که مستقل از هم تنظیم شده بود ، پیشنهاد کرد که به همان مقدار NDF جیره از 25 درصد جیره به 40 درصد ماده خشک جیره افزایش می یابد میزان مصرف NDF  در روز به صورت منحنی های نا مشخص افزایش پیدا می کند . با وجود این از مدتها قبل نشان داده شده است که مصرف بالای علوفه توسط گاوها به علت حجیم بودن جیره باعث محدودیت مصرف NDF می شود.

Marten  (1983) پیشنهاد کرد که NDF می تواند به عنوان شاخص حجم علوفه یا ظرفیت پر شدن شکمبه جهت پیش بینی حداکثر پتانسیل مصرف علوفه ها استفاده شود. این امر پیشنهاد کرد که جیره حاوی 35 درصد NDF می تواند حداکثر ماده خشک را تحریک کند و با مصرف جیره های دارای NDF بالاتر با پر شدن شکمبه این تحریک محدود می شود و با مصرف جیره های دارای NDF پایین تر نیازمندی های انرزی حیوان باعث محدودیت می شود.

Marten  (1987) بعداَ این نظریه را گسترش داد . با طرح این موضوع که مطلوب ترین مقدار مصرف NDF جیره برابر 1/1 درصد وزن بدن گاوهای چند شکم زاییده است . با توجه به این مطلب که مصرف در ابتدا به فضاهای قابل دسترس در شکمبه پاسخ می دهد ، بعید به نظر می رسد که NDF دارای قابلیت تخمیر سریع یا کند اثر یکسانی بر روی مصرف داشته باشد.

در سال 1989 Williams و همکارانش اختلافات در میزان قابلیت تخمیر NDF منابع غذایی مختلف را شرح دادند و نتیجه گرفتند که ظرفیت شکمبه و کیفیت NDF که به ترتیب به وسیله میزان تخمیر و میزان عبورذ از شکمبه تعیین می شوند اولین شاخص پتانسیل مصرف NDF هستند .  بعداَ مشاهده شد که NDF حاصل از منابع غیر علوفه ای جایگزین هم ارزشی برای NDF حاصل از یونجه سیلو شده نیستند به طوری که مدت زمان نشخوار و میزان چربی شیر کاهش پیدا کرد .

هنگامی که قابلیت تخمیر NDF جیره افزایش می یابد ممکن است اندازه NDF ذخیره ای در شکمبه کاهش یابد اما مصرف آن افزایش پیدا نکند . بنابراین حتی اگر گاوهای در اواخر دوره شیردهی که با جیره های حاوی فیبر نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ممکن است نیازهای انرژی گاو ها بیشتر از ظرفیت شکمبه ، مصرف را محدود کند . موضوع ایت تحقیق بررسی این مطلب بود که آیا جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا ( تقریباَ 40 درصد ) که تخمیر NDF متغییری داشتند مصرف را افزایش می دهد و همچنین اندازه و مقدار NDF در شکمبه کاهش می یابد ؟ آزمایش با جایگزین کردن NDF یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین به جای NDF یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا انجام شد .

نتایج :

مصرف غذا و قابلیت هضم مصرف ماده خشک و ترکیبات آن تحت تاثیر تیمار قرار نگرفت . و همچنین قابلیت هضم ارزش های خالص برای قابلیت هضم به خصوص برای NDF و ADF طبیعی هستند و در توافقی با ارزش های ناآشکار NDF می باشند که بااستفاده از روش in sacco محاسبه شده است . مدت اولین خوراک بعد از عصر 100 دقیقه و بعد از عصر 84 دقیقه بود. این زمان ها تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF نبود. مصرف TMR در هنگام عصر آهسته تر بود در هنگامی که یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با تخمیر پایین در TMR شد . این مطالب نمایان می سازد که مقادیر مصرف DM و  NDF تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF قرار نگرفتند. همچنین قابلیت تخمیر NDF  بر روی اندازه های غذا نیز تاثیر نداشتند. گاوها مدت زمان کمتری برای یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا که جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شده بود گذاردند . هر چه این امر در ابتدا مدت زمان خوردن کوتاهتر برای TMR حاوی تنها یونجه با قابلیت تخمیر بالا را منعکس کرد. نشخوار حیوانات نشان داد که قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده تاثیری بر روی نشخوار روزانه یا مقادیر ماده خشک مصرفی و یا NDF مصرفی نداشت .

تخمیر و ظرفیت ( حجم ) شکمبه :

متوسط PH  شکمبه هنگامی که یونجه سیلو شده دارای قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد افزایش یافت . به هر حال این افزایش خالص و تدریجی برای رشد میکروبی مناسب بود. کل ازت محلول به علا وه ازت آمونیاکی و پروتئین تحت تیمار قرار نگرفت و در کل تراکم آنها بالا بود که به موازات سطح بالای پروتئین خام TMR بود .

تراکم ایزو بوتیرات و ایزو والرات کاهش و تراک والرات افزایش پیدا کرد به همانگونه که یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد . پروپیونات با افزایش و قابلیت تخمیر NDF بالا رفت اما به صورت معادله درجه دوم با کمترین تراکم برای حدواسط TMR ثابت ماند. قابلیت تخمیر NDF تاثیری بر روی ظرفیت شکمبه نداشت . همانگونه که یونجه با قابلیت تخمیر بالا  جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد مقدار ماده خشک ماده آلی و NDF موجود در شکمبه از لحاض عددی به تر تیب 15/0 ، 17/0  و 2/0 کاهش یافت .

قابلیت تولید حیوان :

قابلیت تخمیر NDF تاثیری بر روی میزان تولید شیر و ترکیبات آن نداشت . زمانی که قابلیت نخمیر افزایش پیدا کرد میزان وزن بدن افزایش نشان داد.

قابلیت تخمیر فیبر جیره هی مصرف شده :

به علت قابلیت تخمیر متغییر فیبر ، صرف نظر از تغییرات ا صلی مربوط به مرحله رشد گیاه محصولات یونجه در حذود 10 و 20 درصد گلدهی مراحل تکامل گیاه و در سال های مختلف برداشت شدند. یونجه با قابلیت تخمیر بالا که در 30 روز قبل از برداشت کاملاَ رشد کرده بود به تولید یونجه های با قابلیت هضم دیواره سلولی بالا کمک کرد. اصولاَ بالا بودن قابلیت تخمیر یونجه با کاهش مقدار ADF مشخص می شود با وجود اینکه کل فیبر و کل ازت اختلاف چندانی نداشتند . موضوع این تحقیق به این نیاز داشت که سطوح تمام ترکیبات TMR مشابه باشد و فقط در قابلیت تخمیر NDF تفاوت وجود داشته باشند . پس از انجام به همان نسبت که اجزای یونجه با قابلیت تخمیر بالا در TMR افزایش یافت ، سطوح NDF  تخمیر شده کاهش یافت در حالی که سطوح NDF و ADF و CP در کل ثابت ماندند . اختلافات معنی دار آماری برای برخی اجزای دیگر TMR نمایان شد اما مقدار این اختلافات برای اثر گذاشتن بر پاسخ گاوهای شیرده بسیار کوچک بودند .

تخمیر شکمبه :

با وجود اختلافات معنی دار آماری میان جیره ها در PH شکمبه و تراکم بهضی از اسیدهای چرب فرار ، غلظت آنها کم بود و احتمالاَ رابطه بیولوزیکی کم است یا وجود ندارد . تراکم ازت آمونیاکی شکمبه به مقدار زیاد بود. پیشنهاد شده است که که این تراک برای حداکثر رشد میکروبی مناسب و مورد نیاز باشد . در نتیجه مقادیر متنوع تخمیر NDF در TMR تاثیری بر روی تخمیر شکمبه نداشت .

سرعت هضم NDF :

مقدار قابلیت هضم ndf که در اینجا گزارش داده شده در جیره ای که NDF یونجه آن قسمت اعظم NDF ئجیره را تشکیل می دهد  طبیعی هستند . این مقدار حدود 46 درصد می باشد که با مقدار قابلیت هضم NDF که به روش in sacco   تعیین شده و حدود 36 درصد می باشد هماهنگی دارد به هر حال فقدان اختلاف در قابلیت هضم NDF وابسته به قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده با نتایج حاصل از روش in sacco  که یک افزایش پیش بینی شده در قابلیت هضم NDF در شکمبه از 9/31-40 درصد به موازات افزایش قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده در بر می گرفت ، سازگاری و هماهنگی ندارد . چنین موضوعی به وسیله چند دانشمند دیگر در سال 1994 بررسی شد که آنان نیز اعلام کردند قابلیت هضم NDF زمانی که قابلیت تخمیر NDF جیره افزایش یافت به صورت منحنی بالا می رفت . با وجود عدم افزایش در قابلیت هضم فیبر زمانی که یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزیت یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد ، هضم NDF در شکمبه افزایش نشان داد . زیرا میزان  NDF کل در شکمبه و به خصوص NDF غیر قابل هضم کاهش یافت . همچنین کاهش عددی در نشخوار گاوها در هر کیلوگرم از NDF مصرفی زمانی که قابلیت تخمیر در NDF جیره بالا رفت مشاهده شد .

چند دلیل ممکن است وجود داشته باشد که چرا زمانی که قابلیت تخمیر NDF بالا می رود افزایشی در قابلیت هضم NDF مشاهده نمی شود و اولین دلیل این است که هضم جبرانی پس شکمبه ای NDF در یونجه سیلوشده ای که قابلیت تخمیر پایین داشت به طور آشکارا هضم را برابر کرده بود . اگر چه بعید به نظر می رسد که این امر پیشنهاد کند که جیره های حاوی فیبر با کمترین قابلیت تخمیر ، هضم پس شکمبه ای به همان اندازه نسبت بالاتری داشته باشد .

دومین دلیل این است که ممکن است شاخص قابلیت تخمیر که در اینجا استفاده شده با هضم حقیقی NDF در شکمبه رابطه نداشته باشد . در هر صورت این مسئله با کاهش اساسی در مقادیر NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شکمبه و کاهش در زمان نشخوار ، زمانی که قابلیت هضم NDF بالا می رود در توافق وو سازگاری نیست .

سومین دلیل ممکن این است که روش قابلیت هضمی که استفاده شده به اندازه کافی صحیح و دقیق نباشد ، هنگامی که لازم است افزایش در قابلیت هضم NDF  به موازات بالا رفتن قابلیت تخمیر نشان داده شود . اما به هر حال این مسئله همم تایید نشده است چرا که اختلاف مشاهده شده در این مطالعه برای قابلیت هضم پایین بود .

دلایل دیگری وجود دارد که نشان می دهد که قابلیت هضم حقیقی NDF  در شکمبه افزایش نیافته است زیرا زمان باقی ماندن آن در شکمبه کاهش یافته است . با وجودی که زمان باقی ماندن NDF در شکمبه اندهزه گیری نشده این امر با کاهش در مقدار NDF  باقی مانده در شکمبه به خصوص NDF غیر قابل هضم ، زمانی که قابلیت تخمیر NDF افزایش یافت ، تایید می شود . بعلاوه با افزایش قابلیت تخمیر NDF ، سرعت عبور NDF  از شکمبه از 4/92 درصد به 5/99 درصد در روز افزایش یافت . در مقابل سرعت عبور لیکور شکمبه افزایش نداشت همچنین قابلیت تخمیر تاثیری بر روی حجم لیکور شکمبه نداشت .

تعادل انرژی :

گاوها به فیبر جیره دارای قابلیت تخمیر بالا احتمالاَ با تغییراتی در میزان سرعت عبور NDF از شکمبه و به خصوص با کاهش در مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شکمبه پاسخ می دهند . آنها همچنین افزایش مصرف ندارند . چنانچه حجم و ظرفیت شکمبه مصرف جیره های حاوی NDF بالا با قابلیت تخمیر پایین تر را محدود می کرد عدم افزایش مصرف NDF می توانست پاسخ مورد انتظار باشد. به هر حال این نتایج با یافته های مک کویین و رابینسون در سال 1992 هماهنگی ندارد و در نتیجه پیشنهاد شد که در گاوهای در اواخر دوره شیردهی که با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ، ظرفیت شکمبه مصرف را محدود نمی کند و گاوها به تناسب تواناییشان در متابولیزه کردن محصولات نهایی هضم می خورند .

به روشنی مورد قبول واقع شده است که گاوهای در اواخر دوره شیردهی همچنان که مصرف انرژی بالا می رود به نسبت انرژی بیشتری برای افزایش وزن و تولید ترکیبات شیر اختصاص می دهند .  در واقع به نظر می رسد که مساله ای که در اینجا پیش آمده این است که به همان نسبت که بازده انرژی افزایش می یابد میزان انرژی بیشتری برایب افزایش وزن نسبت به تولید ترکیبات شیر استفاده می شود. ( انرژی ترجیحاَ برای افزایش وزن متابولیزه می شود ) .

خلاصه و نتیجه گیری :

گاوهای شیری در اواخر دوره شیردهی زمانی که با جیره های حاوی NDF درای قابلیت تخمیر بالاتر تغذیه شدند ، مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شکمبه در آنها کاهش یافت اما مصرف ماده خشک افزایش نشان نداد . این نتایج با مقاله ای که توسط مک کویین و رابینسون در سال 1992 انتشار یافته بود تایید شد . نتایج این تحقیق و مقاله فوق الذکر پیشنهاد می کند که مصرف واقعی گاوهای شیری در اواخر دوره شیر دهی که با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند بیشتر بوسیله استفاده متابولیکی آنها از محصولات نهایی هضم محدود می شود تا ظرفیت شکمبه ، قابلیت تخمیر فیبر جیره ممکن است یک پیش بینی کننده مناسب برای مقدار انرزی آن جیره باشد اما این مقدار در پیش بینی مصرف NDF حداقل برای گاوهای شیری در اواخر دوره های شیردهی محدودیت ایجاد می کند . مصرف کلی NDF برابر مقدار ثابت 3/1 درصد وزن بدن است که تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF جیره قرار نمی گیرد .

 

منابع :

اصول تغذیه و خوراک دادن دام       

 ترجمه علی نیکخواه و حمید امانلو

    

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 3:56 بعد از ظهر |

گالری عکس

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 3:55 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 3:43 بعد از ظهر |

Happy Cows More Expensive to Eat

 

Happy Cow

Annie and I rode our bikes to Scotty’s Brewhouse yesterday. Scotty has a build-your-own-burger option where you can select the type of cheese, condiments, bun, and meat. For $6.75 you can order the groundchuck. For $9.75 you can order meat from grass-fed, free range, happy cows described as such:

half pound grass-fed, $9.75
usa born and raised product. strict animal welfare and animal care protocols. never confined to a feedlot. rather, they are in a “free range environment.” produced without the use of feed grade antibiotics, synthetic growth hormones, or animal byproducts. have never been fed corn or other grain at any time in their lives. packaged at plants that have a documented record in animal welfare, food safety and sanitation. higher in omega 3, CLA, vitamin e and other antioxidants when compared with grain fed beef.

I find this to be an interesting ethical decision. Is it worth paying $3 or 144% more for a clearer conscience? If not for a cow, how about a Fair Trade, ethically produced T-shirt?

 

 

Really, should I be seeking help?

I can remember the whole Where am I Wearing? part, but it’s the subtitle that always gets me. Let me look it up…

Oh, there it is…A Global Tour to the Countries, Factories, and People that Make our Clothes

The problem I’m having is that we’ve (editor, editor’s assistant, Marketing gurus, Me) considered many different subtitles. The one I originally submitted was: A Global Quest to Meet the People who Made my Clothes. They thought Quest was a little too esoteric so we tried several others. Here’s just a few of the many, many variation of subtitles that were tossed around of the lists I submitted:

A Factory Tour to the Countries that Make America’s Clothes

A Global Quest to Meet the People that Make America’s Clothes

A Journey to the Countries that Make America’s Clothes

A Search for the People that Make America’s Clothes

A Search for the Factories & People that Make America’s Clothes.

Quest became Journey. Journey became Search. Search became Tour.

My Clothes became America’s Clothes, America’s Clothes became Our Clothes.

So, this is why I can’t remember the name of the book I’ve written. I suppose it still isn’t a very good excuse.

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در شنبه 9 آذر1387 و ساعت 3:41 بعد از ظهر |
 

سبوس برنج فرآوري شده : جايگزيني مناسب براي غلات در جيره هاي طيور

سبوس برنج يك تركيب غذائي فراوان و تا حدي گران در بسياري از كشورها بخصوص در آسيا مي باشد اما ارزش تغذيه اي آن به علت وجود مواد ضد تغذيه اي موجود در آن پايين مي باشد. محققان پاكستان در تحقيقات متعدد سعي كردند كه تأثير تيمارهاي فيزيكي مختلف را براي فرآوري سبوس برنج، شامل افزودن اسيد يا باز مورد آزمون قرار دهند. آنها نتايج خوبي را از كاربرد سبوس برنج فرآوري شده در آزمايشات تغذيه اي بر روي طيور بدست آوردند.
ـ سبوس برنج يك فرآوري فرعي نرم ، با دسترسي آسان و نسبتاً گران حاصل از صنعت توليد برنج مي باشد. سبوس برنج يك تركيب غذائي غني از مواد مغذي مي باشد اما بعلت وجود مواد ضد تغذيه اي موجود در آن، امكان استفاده از تمامي مواد مغذي موجود در آن فراهم نمي باشد. تيمارهاي شيميائي و مرطوب كردن آن تا حدودي قادر به تخريب ساختارهاي ضد تغذيه اي سبوس برنج بوده و موجب بهبود ارزش غذائي آن و برابري آن با ارزش غذائي گندم شده است . دانه غلات مانند ذرت ، گندم ، برنج ، خرد شده معمولاً 65 ـ 50% از جيره هاي فرموله شده براي تغذيه طيور را به خود اختصاص مي دهند. در آسيا ، گندم و ذرت و برنج مواد خام اصلي غذاهاي با مصرف انساني هستند كه اغلب سطح زير كشت آنها كافي نبوده و همچنين تقاضاي مصرف كنندگان چنين محصولاتي همواره بالاتر از سطح توليد مي باشد. اين موضوع مي تواند ضمن ايجاد رقابت و ايجاد انگيزه براي جستجوي جايگزينهاي غلات را به منظور مصارفي مانند تغذيه طيور، بدون اينكه تأثيرات مضرري در بر داشته باشد ، را مطرح مي نمايد. در اين راستا سبوس برنج يك جايگزين مناسب براي غلات مي باشد چرا كه مقادير زيادي از اين تركيب غذائي به عنوان يك محصول فرعي كارخانجات توليد برنج درآسيا ، در دسترس مي باشد. سبوس برنج در آسيائي كه 90% كل برنج توليدي در دنيا متعلق به آن است توليد مي شود و قيمت هر كيلو آن معادل 8 سنت آمريكا مي باشد. سبوس برنج شامل 17 ـ 11% پروتئين، 18 ـ 13% چربي، 10% فيبر 65 ـ 45% كربوهيدارت است و اين تركيب غذائي منبع سرشاري از ويتامين B و نو كوفرول و همچنين مواد معدني مانند فسفر ، پتاسيم ، آهن ، كبالت و روي مي باشد. محتواي اسيدهاي آمينه و اسيدهاي چرب آن قابل مقايسه با همه غلات مي باشد.
عوامل ضد تغذيه اي سبوس برنج :
بهرحال عوامل ضد تغذيه اي موجود در سبوس برنج ، ارزش غذائي اين تركيب غذائي را كاهش مي دهد.فاكتورهائي مانند ليپاز ، اسيد فايتيك ، ممانعت كننده تريپسين، هماتوگلوتنين و مقادير بالاي فيبر از جمله عوامل ضد تغذيه اي سبوس برنج محسوب مي شوند. براي تبديل سبوس برنج به يك منبع غذائي ابتدا ضروري است كه مواد ضد تغذيه اي موجود در آن حذف يا غيرفعال شود. اخيراً روشهاي كاربردي و اقتصادي در اين زمينه پيشنهاد شده است.
در يك تحقيق كه اخيراً ما انجام داديم توانستيم سبوس فرآوري شده را تا 20% ذرت جيره جايگزين كنيم.
 

عملكرد جوجه هاي تغذيه شده با جيره حاوي سبوس برنج از يك تا 56 روزگي

جيره هاي سبوس فرآوري شده
اضافه وزن به ازاي هر پرنده اي مصرف خرد شده تحت تيمار اسيد تحت تيمار باز شاهد
2562 2643 2263 2084
خوراك(گرم) 5004 4864 4612 4435
ضريب تبديل 1/95 1/84 2/03 2/13


سبوس برنج فرآوري شده
تيمارهاي افزوده شده به سبوس برنج جهت فرآوري :
در مطالعه سبوس برنج تازه ابتدا تحت تأثير 20% محلول اسيد استيك يا محلول هيدروكسيد كلسيم قرار گرفت و سپس تحت حرارت 135 ( 2 ±) از كارخانه توليدي خارج شد كه نتيجه اين فرآوري غير فعال شدن ليپاز هيدروليز فيتات و تجزيه ممانعت كننده تريپسين و هماتو گلوتنين مي باشد. ضمناً در نتيجه اين فرآوري اسپورهاي قارچها و باكتريها و بافتهاي سبوس برنج از بين مي رود.
سپس اين سبوس برنج فرآوري شده با استفاده از آناليز شيميائي ، از لحاظ مواد مغذي موجود در آن مورد ارزيابي قرار گرفت و سپس 20% گندم موجود در جيره با سبوس برنج جايگزين گرديد. نتايج تجزيه و تحليل سبوس فرآوري شده نشان داد كه ليپاز و تمامي پراكسيدازها بويژه در تيمار اسيد استيك كاملاً از بين رفته است.
تيمار هائي با بخار + هيدروكسيد كلسيم ، اسيد استيك و پختگي سبوس برنج به ترتيب باعث از بين رفتن 52 ، 75 ، 82 درصد از فيتات موجود شدند. فعاليت هماتوگلوتينين در سبوس فرآوري شده ( 2Hv/mg  ) در مقايسه با سبوس غيرفرآروي شده (35Hv/mg  ) به ميزان قابل توجهي كاهش نشان داد و ضمناً از طريق فرآوري 100 برابر فعاليت ممانعت كننده تريپسين مهار گرديد.
آزمايش تغذيه اي
سبوسهاي برنجي كه به طريق مختلف مورد فرآوري قرارگرفته بود. در يك آزمايش تغذيه كه شامل 1000 پرنده ( 4 تكرار از هر تيمار 250 پرنده اي ) مورد آزمون و مقايسه قرار گرفتند. به اينصورت كه سبوسهاي برنجي كه در معرض تيمارهاي مختلف فرآوري قرار گرفته بودند به ميزان 20% جايگزين گندم موجود در جيره شاهد شدند.
تيمارهاي اين آزمايش به قرار زير مي باشد.
1 ـ تيمار شاهد ( جيره بر پايه گندم ، بدون فرآوري )
2 ـ جيره حاوي سبوس برنج با رطوبت 20% و extruded شده
3 ـ جيره فرآوري شده با اسيد ( 20% رطوبت و 1% اسيد استيك )
4 ـ جيره فرآوري شده با بازي ( 20% رطوبت و 1% هيدروكسيد كلسيم )
پرندگاني مورد استفاده در آزمايش از يك روزگي تا 56 روزگي تحت تأثير اين جيره ها قرار گرفتند. نتايج حاصل از اين آزمايش جدول يك آورده شده است.
افزايش وزن در جيره شاهد ، سبوس فرآوري شده با اسيد ، سبوس فرآوري شده با محلول بازي به ترتيب 6 /8، 28/8 ، 22/9% درصد بود. بهبود در ضريب تبديل با همان ترتيب 11/4 ، 19/7 ، 14/9% بود. هزينه سبوس برنج %55 ـ 50 كمتر از هزينه تهيه گندم بود. روشهاي مختلف فرآوري سبوس برنج به خوبي توانسته بود كه فاكتورهاي ضد تغذيه اي موجود در آن را از بين ببرد.
نتايج حاصل از اين آزمايش به خوبي سبوس برنج را به عنوان يك ماده غذائي مناسب و اقتصادي در جيره طيور گوشتي مطرح نمود.

Refernce: Khan, A.D. 2003. Treated rice bran makes a good cereal substitute. Poultry International. 42 (10): 28 – 29
ترجمه :
مهندس سهراب آذرفر
مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي آذربايجانشرقي

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در دوشنبه 27 آبان1387 و ساعت 12:54 بعد از ظهر |

مقدمه

بز پستانداری است که به زیر راسته نشخوارکنندگان و جنس Capra تعلق دارد که حدود ٩٠٠٠ سال قبل اهلی شده است . بیشتر محققان احتمال می‌دهند که بز را برای اولین بار در فلات ایران اهلی کرده‌اند. چند گونه بز وحشی نیز وجود دارند که شبیه بز اهلی هستند و بیشتر در کوهستانهای آسیا و اروپا زندگی می‌کنند. بز کوهی ٬ که بز وحشی ایرانی نیز نامیده می‌شود بیشتر در منطقه‌های کوهستانی ایران و همچنین در قفقاز دیده می‌شود.

نشخوارکنندگانی هستند با اندازه متوسط. نرها در زیر چانه دارای یک دسته موی بلند ریش مانند هستند. دم کوتاه است ولی طول آن با موهای انتهایی از طول گوش بیشتر است. شاخ در نرهای بالغ خیلی بلند و به شکل خنجری یا مارپیچ است. ماده‌ها دارای شاخ هستند ولی شاخ در آنها خیلی از نرها کوچکتر است.



 

شکل ظاهری

بز شبیه گوسفند است اما معمولا اندکی کوچکتر از آن است. نر و ماده بیشتر نژادهای بز شاخ دارند. شاخ بزها ٬ بویژه در نرها ٬ خنجری یا شمشیری شکل و راست و مارپیچی است. بز در زیر چانه معمولا ریش کم و بیش بلندی دارد. دم بز کوتاه است و اغلب به سمت بالا ٬ راست می‌ایستد. زیر دم بزهای نر غده‌ای وجود دارد که در دوران زاد آوری ٬ ماده بدبویی از آن ترشح می‌شود. بز برخلاف گوسفند که دارای پشم است مو و کرک دارد و همچنین برخلاف گوسفند که معمولا حیوان آرامی است٬ چالاک ٬ پر جست و خیز و بازیگوش است.

شکل و اندازه گوش نژادهای بز اهلی گوناگون است. بیشتر بزهای آفریقایی و هندی گوشهای بزرگ ٬ دراز و آویخته دارند٬ اما بزهای اروپایی از جمله نژادهای سانن و توگن بورگ دارای گوشهای کوچک و کوتاه ایستاده هستند. اندازه بدن و وزن بز بستگی به نژاد آن دارد. مثلا بلندی بعضی از بزهای خیلی کوچک پاکستانی حدود 47.5 سانتیمتر از زمین تا شانه است و ٩ کیلوگرم نیز وزن دارند. وزن بعضی از بزهای نر نژاد سفید آلمانی تا ١١٠ کیلوگرم و بلندی قامت نژاد جمناپاری هند تا ١٢٢ سانتیمتر می‌رسد.

بدن بز از موهای صاف و گاهی مجعد ٬ به رنگهای مختلف سیاه ٬ قهوه‌ای ٬ خاکستری ٬ سرخ ٬ سفید و یا ترکیبی از این رنگها پوشیده شده است. بلندی و جنس مو و کرکی که در لابه لای موها می‌روید در نژادهای مختلف فرق می‌کند. در بعضی نژادها مثل آنقره موها بلند ٬ نرم ٬ لطیف و ابریشم مانند و در بعضی نژادها کوتاه ٬ زبر و خشن هستند.

دستگاه گوارش

در دهان بز در قسمت جلویی فک پایین ٨ دندان پیشین دیده می‌شود اما درفک بالا از دندانهای پیشین اثری نیست و در جای آنها یک لایه سفت و سخت وجود دارد. بز هنگام چریدن ٬ علف را بین این لایه و دندانهای پیشین فک پایین می‌گیرد و قطع می‌کند٬ سپس به داخل دهان می‌برد. بز در هر فک ١٢ دندان آسیا دارد که با ٨ دندان پیشین فک پایین ٬ در جمع دارای ٣٢ دندان است. بز حیوانی نشخوار کننده است با معده‌ای که ازچهار بخش تشکیل شده است. بز نخست علف را کمی با دندانهای آسیای خود می‌جود و فرو می‌دهد.

غذا از راه مری به شکمبه می‌رود و در آنجا ذخیره و انباشته می‌شود. سپس به نگاری می‌رود و در آن به شکل گلوله‌های کروی توپ مانند درمی‌آید. در زمان استراحت هر بار ٬ یک گلوله غذا از نگاری به دهان برمی‌گردد و به خوبی جویده می‌شود. این بار غذا مستقیما به هزارلا می‌رود. در هزارلا ٬ غذای جویده شده کاملا نرم می‌شود و قوام می‌یابد، سپس وارد شیردان می‌شود با شیره آن درهم می‌آمیزد و تا حدودی هضم می‌شود . سپس برای هضم کامل و جذب به روده می‌رود. درازای روده بز از ٢٢ تا ٤٣ متر است.



تصویر

تولید مثل

فصل و سن زادآوری بز به آب و هوا ٬ نوع و میزان غذا و نژاد بستگی دارد. در مناطق گرمسیری استوایی بز در تمام طول سال می‌تواند زاد آوری کند. اما در مناطق معتدل و سرد فصل زاد آوری اواخر تابستان تا اواخر زمستان است. آغاز سن زادآوری بز معمولا از ٧ ماهگی تا ١٩ ماهگی است٬ اما اغلب بزها تقریبا در یک سالگی قادر به تولید مثل هستند.

عمر بز معمولا میان ٨ تا ١٢ سال و بطور متوسط ١٠ سال است. فصل تولید مثل بز در ایران معمولا اواخر تابستان و اوایل پاییز است. دوره آبستنی تقریبا پنج ماه است و بزغاله‌ها معمولا در اسفند ٬ فروردین و اردیبهشت متولد می‌شوند. بز یک تا دو و گاهی سه بزغاله می‌زاید. بزغاله بسیار چالاک و بازیگوش است و چند ساعت پس از تولد می‌تواند به همراه مادرش حرکت کند.

نژادهای بز

بز اهلی نژادهای گوناگون دارد که در سراسر جهان پراکنده‌اند و به احتمال زیاد منشاء آنها پازن یا بز وحشی ایرانی بوده است. امروزه بیش از ٣٠٠ نژاد بز اهلی ٬ با ویژگیهای مختلف ٬ در سراسر جهان دیده می‌شوند ٬ که شماری از آنها از نظر اقتصادی و زندگی انسان اهمیت فراوان دارد. مثلا نژادهای آنقره و کشمیر را برای تولید کرک و موی آنها و نژادهای سانن ٬ توگن بورگ و چند نژاد اصلی دیگر را برای تولید شیر فراوان و بعضی نژادها را برای تولید گوشت پرورش می‌دهند.

نوعی نژاد بسیار کوچک بز را در افریقا ٬ برای گوشت آن و در آمریکای شمالی به عنوان حیوان دست‌آموز خانگی پرورش می‌دهند و دانشمندان برای تحقیقات آزمایشگاهی از آن استفاده می‌کنند. در بخشهایی از آسیا و آفریقا طبق سنتهای رایج ٬ نگهداری گله‌های بزرگ بز را نشانه برکت و ثروت می‌دانند. بز تقریبا هر نوع گیاه ٬ حتی گیاهان تلخ مزه و خارهای بیابان را می‌خورد. از این‌رو گله‌داران بزرگ از بز برای پاکسازی مراتع خود از این گونه گیاهان بهره می‌گیرند.



 

اهمیت بز

بز حیوان پر طاقتی است که هم در منطقه‌های کوهستانی کم‌علف و هم در دشتهای پست ٬ بیابانها و منطقه‌هایی که دارای آب و هوای خشک و نیمه خشک هستند به خوبی پرورش می‌یابد. بز هر گیاهی را می‌خورد و حتی از خوردن کاغذ و زباله رویگردان نیست. بز از شاخه و برگ درختان با ایستادن روی دو پای عقب خود نیز تغذیه می‌کند و در مراتع انواع علف را از سطح خاک قطع می‌کند. همین ویژگیها باعث شده است که بز را حیوانی زیان آور بدانند که باعث فقیر شدن و حتی از میان رفتن مراتع و جنگلها ٬ نابود شدن پوشش گیاهی ٬ افزایش فرسایش خاک و در نتیجه تخریب محیط زیست می‌شود.

اما در مراتع بز هنگامی زیان آور است که به روشهای سنتی و عشایری در مراتع می‌چرد. امروزه درکشورهای پیشرفته برای نگهداری و تغذیه بز محلهای مخصوصی تدارک دیده‌اند و به این ترتیب محیط زیست را از گزندهای احتمالی این جانور محافظت می‌کنند. بز را می‌توان با کمترین علوفه و خوراک به آسانی نگهداری کرد. پرورش و نگهداری آن در سراسر ایران رواج دارد. در ایران روستاهای بدون گاو ٬ اسب و حتی گوسفند دیده می‌شوند٬ اما روستای بدون بز وجود ندارد.

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در چهارشنبه 15 آبان1387 و ساعت 12:52 بعد از ظهر |

بهينه سازي سيستم گرمايش در سالن هاي مرغداري

نصب و كاربرد اين وسايل تابع نكات ايمني و حفاظتي خاص است. يك منبع حرارتي مناسب و مطمئن بايد قادر به توليد گرماي يكنواخت و منطبق بر شرايط سالن باشد، به سادگي قابل راه اندازي باشد، نياز به مراقبت نداشته باشد، هزينه هاي آن زياد نباشد و براي كارگران و طيور خطرناك نباشد. از مادر هاي مصنوعي نفتي، گازي، برقي، لامپ هاي مادون قرمز، انواع بخاري ها، سيستم هاي مولد هواي گرم(هيتر) و دستگاه هاي حرارت مركزي(شوفا‍ژ) كه سوخت آنها ممكن است گازوئيل، نفت، گاز و برق باشد، جهت تأمين حرارت سالن استفاده مي شود.

بر حسب نوع و شرايط پرروش از مولدهاي حرارتي براي گرم كردن سالن استفاده مي شود. در پرورش بر روي بستر مي توان از مادرهاي مصنوعي و ساير روش هاي گرم كردن استفاده كرد. در حالي كه در پرورش در داخل قفس بيشتر از  روش هاي گرم كردن مركزي استفاده مي شود، لازم است شرايط و نحوه گرم كردن سالن طوري تنظيم شود كه دماي سالن در طبقه هاي مختلف قفس يكسان باشد. معمولاً در سيستم هاي گرمايي براي تنظيم درجه حرارت از ترموستات استفاده مي شود. ظرفيت گرمايي دستگاه هاي گرم كننده را با واحدهاي Kcal و BTU تعيين مي كنند.

هم اكنون از دستگاه هاي حرارتي كه به صورت مستقل و مجزا از يكديگر هستند(بخاري) به علت مشكلات استفاده و هزينه هاي فراوان كمتر استفاده مي شود و در عوض به دليل سهولت و كارايي مناسب، بيشتر از سيستم هاي گرم كننده مركزي و يا هيتر هايي كه هواي گرم را به داخل سالن مي دمند، استفاده مي شود. در زمستان كه هواي كمتري براي تهويه، مورد نياز طيور است، براي كارايي بهتر منابع حرارتي لازم است دورترين هواكش ها به منبع حرارتي روشن شوند تا جريان هواي گرم بطور يكنواخت در سالن پخش شود.

روش هاي گرمايشي

روش گرمايش در مرغداري ها در حال حاضر بدليل استفاده از روش جابجايي هوا (Convection) تؤام با اتلاف بسيار زياد انر‍ژي است. تعداد دفعات تهويه در مرغداري از ساير فضاهاي صنعتي بسيار بالاتر است لذا انرژي جذب شده به هوا در هيترهاي مورد استفاده قبل از تبادل حرارتي با محيط سالن،از طريق اگزوزفن هاي خروج هوا، به خارج از سالن هدايت مي شود و اين يعني اتلاف پول و سوختي كه با دشواري تهيه شده است، خيسي و رطوبت بيش از حد كف و عدم يكنواختي گرما در سطح كل سالن از مشكلات ديگر سيستم هاي متداول غيرتابشي است.

 در سيستم گرمايش از طريق جابجايي هواي گرم، حرارت بيشتر در زير سقف متمركز مي گردد و سطوح نزديكتر به كف و محل استقرار پرندگان از دماي مناسب برخوردار نخواهد بود و اتلاف انرژي از طريق سقف بسيار زياد است. ولي در سيستم تابشي از طريق امواج مادون قرمز منقل مي شود، لذا امكان جهت دادن به مسير گرمايش وجود داشته و حرارت بيشتر در فضاي نزديك به كف و ساير مكان هاي مورد نياز متمركز مي گردد

بيش از 20 سال تجربيات كشورهاي اروپايي نشان داده است كه راه حل اين معضل استفاده از دستگاه هاي گرمايش تابشي است، اين دستگاه ها در زير سقف سالن هاي مرغداري نصب مي شود و گرما را از طريق تابش امواج مادون قرمز(Infrared)‌ به طرف كف سالن و بدن جوجه ها هدايت مي كند، تبادل حرارت عمدتاً از طريق تابش يا Radiation صورت مي گيرد و اتلاف انرژي از طريق هوا بسيار جزيي مي باشد.

در اين روش، كف سالن گرم و رطوبت آن تقليل يافته و انتقال آلودگي به جوجه ها كاهش مي يابد ضمن اينكه پراكندگي گرد و غبار در داخل سالن نيز به حداقل مي رسد. براي جلوگيري از كاهش اكسيژن در داخل سالن، دستگاه، هواي مورد نياز مشعل را توسط لوله اي از خارج سالن دريافت مي كند و لذا در غلظت اكسيژن داخل سالن تغييري ايجاد نمي شود، علير غم سوخت نسبتاً كامل اين دستگاه ها، گازهاي حاصل از احتراق به خارج از سالن هدايت مي گردد.  

مزاياي دستگاه هاي گرم كننده تابشي در مرغداري ها

·           تأمين گرمايش مطلوب و راحت در تمام سطح سالن

·          مصرف كم سوخت (كمتر از 50% نسبت به ساير دستگاه ها )

·          مصرف جزيي برق ( هر دستگاه 1/0 كيلو وات در ساعت)

·           تقليل انتقال آلودگي و عدم چرخاندن غير ضروري هوا

·          توزيع يكنواخت تر و امكان كنترل درجه حرارت

·          جلوگيري از ازدحام پرنده ها و كاهش امراض و تلفات

·          گرم و خشكي كف سالن

·          بالا بودن سوخت و ساز جوجه ها

·          امكان شستشو و ضد عفوني دستگاه در هر دوره

·          امكان تأمين دماي 32 درجه سانتيگراد در روزهاي اول جوجه ريزي

·          گرمايش سالن هاي پرورش بوقلمون و شترمرغ نيز با دستگاه هاي گرمايشي تابشي يه نحوه مطلوب تأمين مي گردد.

 

منبع www.teyor.blogfa.com

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 و ساعت 11:3 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 و ساعت 11:23 قبل از ظهر |
گوسفند
+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 و ساعت 11:15 قبل از ظهر |
 جيره دام

خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره دام
 الف - علوفه ‏ها

    هرگونه خوراك گياهى و پرحجم كه ارزش غذايى داشته باشد و خوش‏خوراكهم باشد، علوفه نام دارد.

    يونجه يابيده: اين علوفه ارزش غذايى زيادى دارد. يونجه به عنوان يك غذاى عالى در تغذيه دام به خصوص براى گاو شيرى استفاده مى‏شود. پروتئين و كلسيم بالاى اين علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت يونجه وقتى است كه يك سوم بوته‏ها به گل بنشينند. در جيره غذايى گاو شيرى، بين دو تا چهار كيلوگرم يونجه در روز كافى و مناسب است.

    علف باغ: اين علف در تغذيه گاو شيرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دليل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زياد مى‏كند. به علاوه در گاوهاى شيرى باعث بيشترشدن چربى شير مى‏شود. براى جلوگيرى از خارج‏شدن سريع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از اين علوفه استفاده مى‏كنند.

    كاه به علت خشك و پُرحجم‏بودن، ارزش غذايى زيادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذايى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنين كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگين بهتر است كه كاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف كاه بايد كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار اين علوفه در جيره غذايى دام‏ها بيشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بيشتر غذا را مى‏گيرد. بهت راست كاه را هميشه بعد از خوراك‏هاى ديگر به دام‏ها داد.

    اگر كاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذايى بيشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى‏توان مقدار بيشترى از اين علوفه در جيره غذايى قرار داد.

    سيلوها: براى استفاده بيشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشك و هضم بهتر اين علوفه‏ها، آنها را سيلو مى‏كنند.

    ب - خوراك‏هاى فشرده شده يا كنسانتره دامى

    علوفه‏هاى آردى و خوراك‏هايى كه از رشته‏هاى كمى تشكيل شده‏اند رإ؛

 

»ل خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى‏گويند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هايى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكميل‏كننده‏هاى معدنى و ويتامينى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهيه مى‏شود.

    براى برطرف‏كردن نياز غذايى دام‏هايى كه توليد بالايى دارند، علاوه بر علوفه بايد مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستايى كه بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

    به دامداران عزيز سفارش مى‏شود اگر خوراك را از كارخانه خريدارى مى‏كنند، در هنگام تهيه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به اين ترتيب، مى‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.

    براى تهيه كنسانتره به وسيله خود دامدار، مى‏توانيد از دستور زير استفاده كنيد. اين دستور براى گاو شيرى كه بين ده تا پانزده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، مناسب است.

    مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نيم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد بايد باشد. به اين ماده‏ها مقدارى كربنات كلسيم يا دى‏كلسيم فسفات هم اضافه مى‏كنند.

 نكته‏هاى مهم در تغذيه مخلوط علوفه و كنسانتره
    براى گاوهاى شيرى روستايى كه توليد شير آنان به هفت تا هشت كيلوگرم مى‏رسد، لازم نيست كه از كنسانتره استفاده كنيد. با علوفه‏هاى مرغوب مى‏توان نياز غذايى اين دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهايى كه در روز بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد از كنسانتره استفاده كرد.

    براى اين گاوها در برابر هر يك كيلوگرم شير توليدى، نيم كيلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، بايد روزانه هفت كيلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.

    تغيير جيره غذايى دام بايد با احتياط كم‏كم انجام شود. تا باعث كم‏شدن توليد نشود. اگر در غذاى دام از ضايعات استفاده مى‏شود بايد با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

    علوفه‏هاى سبز، رطوبت زيادى دارند. به همين دليل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشك بايد مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خيلى مناسب است. اگر اين كار انجام نشد، سعى كنيد فاصله زمانى بين تغذيه با علوفه و كنسانتره خيلى كم باشد.  

 

    براى بيشترشدن مقدار توليدشيره مى‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زياد كنسانتره باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود. در اين حالت بايد از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.

 دستور تهيه كسانتره براى گوساله‏هاى پروارى
    مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسيم مخلوط كنيد. سپس در اختيار دام‏ها بگذاريد.

 فراهم‏كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف
    همه دامها براى توليد بايد انرژى و پروتئين كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذايى دام‏ها با هم فرق مى‏كند.

    الف - گاوهاى شيرده: اين گاوها به دليل توليد شير، خوراك‏هايى لازم دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هايى مانند يونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسيار مناسب است.

    مقدار خوراك براى اين دام‏ها به نوع دام حك هبومى است يا دورگ و مقدار شير توليدى بستگى دارد. مقدار ماده غذايى خشك براى گاوى كه دوازه كيلوگرم در روز شير مى‏دهد و پانصد كيلوگرم وزن دارد، ده كيلوگرم است. دو كيلوگرم از اين مقدار بايد كنسانتره باشد.

    در ابتداى دوره شيروارى چون دام وزن زيادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، بايد از علوفه‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏هايى مانند كاه و سبوس برنج بايد خوددارى شود.

 ب - گاوهاى خشك آبستن

    در آخر دوره شيروارى يعنى سه ماه قبل از زايمان كم‏كم بايد از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى‏توان، خوراك‏هاى كم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. يعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و ديگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زياد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتيجه، سخت‏زايى و بيشترشدن هزينه‏ها را به دنبال دارد.

    دو هفته قبل از زايمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنيد. همچنين از علوفه‏هاى مرغوب مانند يونجه بايد در خوراك دام استفاده كرد.

    ج - گوساله ‏هاى پروارى

    سه ماهه اول دوره پروار: در اين دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏كند. بنابراين گوساله‏ها به خوراك‏هايى نياز دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. براى اين كار، علوفه‏هايى مانند يونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره بايد از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنين استفاده از كربنات كلسيم يا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسيم‏دار ضرورى است.

    اضافه‏وزن روزانه در اين دوره، با هزينه كمتر و سرعت بيشتر انجام شود. بنابراين، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.

    سه ماهه دوم پروار: در اين دوره گوساله‏ها رشد ابتدايى خود را انجام داده‏اند. در نتيجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراين، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها بايد از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏هايى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.

    آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى يونجه و كاه براى اين دوره مناسب هستند. در اين دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها بايد هزينه بيشترى كرد. همچنين هفتاددرصد غذاى دام بايد از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكيل شود.

 استفاده از ضايعات در تغذيه دام
 نان خشك
    خوراكى است كه از آرد گندم به دست مى‏آيد. اين خوراك براى دام‏هاى شيرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از اين خوراك بايد بسيار دقت كرد. زيرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شيرى باعث ناراحتى‏هايى مى‏شود.

    چون نان‏هاى خشك به طور صحيح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممكن است لابه‏لاى آنها چيزهايى مانند تيغ، سوزان و پلاستيك وجود داشته باشد. اگر اين چيزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.

    چيزهايى مانند ميخ يا سوزن به طور مسقيم وارد نگارى حيوان مى‏شوند، كم‏كم از  ديواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتيجه باعث مرگ ناگهانى حيوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستيكى نيز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.

 سبوس برنج
    نوع درجه يك آن دانه‏هاى برنج دارد و به شكل آردى است، اين نوع از سبوس براى دام‏ها مفيد است. اما نوع‏هاى ديگر كه زبره زيادى دارند، براى خوراك دام مفيد نيستند. از اين ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شيرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت.

 ملاس
    اين خوراك، خاصيت انرژى زايى و مُلين بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جيره غذايى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذيه با اين خوراك بايد كم‏كم باشد. ملاس جايگزين خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.

    استفاده از ضايعات براى كم‏شدن قيمت جيره غذايى و استفاهد بهتر و بيشتر از محصولات فرعى كارخانه‏ها بسيار مناسب است. ولى مصرف بيشتر از اندازه و ناگهانى اين مواد باعث ناراحتى‏هاى شديد گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صيفى‏جات ديگر بايد كم‏كم شروع شود. يعنى از روزى دويست گرم شروع شود در پايان هم كم‏كم قطع شود.

 روش غنى‏سازى كاه
    به دليل استفاده زياد كاه در تغذيه دام، غنى‏سازى اين علوفه اهميت زيادى دارد. براى غنى‏سازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏كنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏كنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مى‏پاشند و كاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سيلوى سيمانى مى‏ريزند و فشرده مى‏كنند. با اين كار هواى داخل سيلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستيك روى آن را مى‏پوشانند. اين كاه به مدت بيست و پنج روز به همين صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.

 مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى كاه
 لاس 4 تا 10 كيلوگرم

 كاه 100 كيلوگرم

 آب 50 تا 80 ليتر

 اوره 4 كيلوگرم

  فايده‏هاى غنى‏سازى كاه
 1- پانزده درصد به ارزش غذايى كاه اضافه مى‏شود.

 2- پروتئين كاه بيشتر مى‏شود.

 3- كاه خوش خوراك مى‏شود.

 4- اگر در غنى‏سازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بيشتر مى‏شود.

  نكته‏هاى مهم در تغذيه دام
    1- براى جلوگرى از نفخ دام بايد كاه غنى‏شده را همراه با علوفه‏هاى خشك ديگر استفاده كرد. مقدار كاه  غنى‏شده را براى گوسفند از دويست گرم و براى گاو از سيصد گرم در روز شروع مى‏كنند. كم‏كم اين مقدار را بيشترى مى‏كنند.

    2- سبوس به تنهايى، خوراك كنسانتره به حساب نمى‏آيد. از دادن مقدار زياد اين خوراك به دام خوددارى كنيد. زيرا باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود.

    3- آرد گندم براى تغذيه نشخواركنندگان مناسب نيست. چون پروتئين موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنين حركت شكمبه را كم مى‏كند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود 
 نوششته شده توسط بهمن طهماسبی

+ نوشته شده توسط پیام حاتمی در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 و ساعت 11:11 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM